عصر خردگرایی و درمان مبتنی بر اصول اخلاقی پایان نامه بررسی رابطه بین اختلالات روانی و مکانیزمهای دفاعی در دانشجویان-دانلود رایگان


عصر خردگرایی و درمان مبتنی بر اصول اخلاقی

در خلال این دوره از تاریخ، باور بر این بود که دانش وعقلانیت کلید پیشرفت و ترقی بشر است. پس، این دوره به عنوان عصر خردگرایی شناخته می شود. درمان های جسمانی مبنی بر اصول علمی که توسط پزشکان بکار برده می شد، بتدریج جای خود را باز کرد.

در اوایل سده ی هجدهم دیوانگی نوعی بیماری قلمداد می شد و بدنبال تصویب قوانین خاصی در اواخر       سده ی هفدهم، قرار براین شد که دیوانگان در تیمارستان نگهداری شوند. اما به موازات افزایش جمعیت تیمارستان ها، استفاده از زنجیر و سایر ابزارهای مهارکننده بیشتر شد.

در اواخر سده هجدهم، با غلب شدن عصر خردگرایی، از تب و تاب مذهبی کاسته شده و نابسندگی درمانهای جسمانی نیز مشخص شده بود. چندین علت برای مورد دوم مطرح است: نخست بی اثر بودن درمان های جسمانی مانند صندلی چرخان ثابت شده بود (این صندلی وسیله ای بود که بیماران را پس از نشاندن بر آن محکم می بستند و آنگاه با سرعت می چرخاندند تا جاییکه خون از گوش هایشان جاری می شد). دومین دلیل رسوایی بیمارستان بثلم در سال 1814 بود. در این سال شایع شد که بیماری به نام جیمز نوریس [1] به مدت 10 سال به دلیل حمله به مراقبش با شرایط بدی به زنجیر کشیده شده است (البته بنا بر معمول، روایت دیگری از این ماجرا موجود است؛ اینکه نوریس بیمار بسیار خشنی بود و هنگامیکه در بند بود، کتاب در اختیار داشت و حتی اجازه ی نگهداری از یک گربه ی دست آموز نیز به وی داده شده بود. با این حال این قضیه افکار عمومی را علیه استفاده از زنجیر در تیمارستان ها برانگیخت؛ بویژه زمانیکه معلوم شد چنین اهمال هایی عادی و معمولی شده است).

سوم اینکه، درمان های پزشکی موجود در آن دوران از جمله حجامت و پالایش خون در خصوص جنون شاه جورج سوم (ذکر شده در نامه های مورخ 1788) با شکست مواجه شدند. بعدها معلوم شد که بیماری شاه، پورفیری [2] بوده که یک بیماری ارثی است و موجب بروز درد در ناحیه شکم و گم گشتگی روانی می شود. این بیماری در آن زمان هنوز ناشناخته بود.

کنار گذاشتن رویکردهای مذهبی و طبی در پرداختن به اختلال روانی، منجر به برخورد سومی با رفتار نابهنجار شد (رویکرد اخلاقی). گروهی معقدند که این رویکرد با فرنسیس ویلیس [3] کشیشی که برای معالجه جورج سوم فراخوانده شده بود، آغاز شد. او بر استفاده از درمان های جسمی مانند تغذیه، ورزش، استفاده از     مهارکننده های جسمی (مانند صندلی یا کت مهارکننده [4]) تأکید داشت و درعین حال، موعظه هایی در مورد اصول اخلاقی برای آگاه کردن بیمار از خطاهایش را لازم می دید. اهمیت این رویکرد آن است که براساس آن، دیگر به جنون به عنوان یک بیماری فیزیکی صرف یا ناشی از تسخیر ارواح شیطانی نگریسته نمی شد. البته بعید است که بهره گیری از درمان های مختلف نمایانگر تغییر عقیده در مورد ریشه های اختلالات روانی باشد.

رویکرد اخلاقی توسط چیاروگی [5] در فلورانس ایتالیا در سال 1788 نیز مطرح شد. او همه ی محدودیت ها را در مورد بیماران کنار گذاشت و فعالیت هایی را برای سرگرم کردن آنان فراهم آورد. این اقدام را می توان سرآغاز کاردرمانی[6] به شمار آورد. در بیمارستان بیکتر [7] در پاریس نیز پوسین [8] سرپرست بخش درمان ناپذیرها، در سال 1784 به همین نحو بیماران را از قید زنجیر رهانیده و کتک زدن بیماران را ممنوع کرده بود. او این اصلاحات را به کمک فردی به نام پینل [9] گسترش داد که در سال 1793 به سمت پزشک منصوب شد (او اغلب به سبب این پیشرفت ها صاحب نام و اعتبار شد.).

در انگلستان، کواکر ویلیام تیوک [10] (1732-1822) پناهگاه یورک را در سال 1796 افتتاح کرد که با موفقیت فراوانی روبرو شد. این پناهگاه مبتنی بر درمان اخلاقی بود، با تاکید بر بازپروری بیماران، مهربانی، نظم و اشتغال. هیچ پزشکی در آنجا استخدام نشد و سایر ابزارهای مهارکننده فقط در صورت ضرورت استفاده می شد. پریچارد [11] انگلیسی در سال 1835 اصطلاح «دیوانگی اخلاقی» را ابداع کرد؛ این اصطلاح در مورد افرادی به کار می رفت که به روشهای قابل قبولی زندگی نمی کردند. گفته شده است (میسن [12]، 1988) از این اصطلاح بعدها به عنوان بهانه ای بی دردسر و راه گشا استفاد شد تا خویشاوندان ناخواسته را، به ویژه زمانیکه به آنان ارث       می رسید، به زندان افکنند.

تعارض بین رویکردهای اخلاقی و طبی، جایگزین درگیری قدیمی تر بین رویکردهای مذهبی و طبی شد، امروزه نیز می توان این تنوع را در مورد رویکردهای درمانی مختلف مشاهده کرد.

پیرو این پیشرفت ها، در سال 1808 پارلمان در مورد مراقبت از دیوانگان قوانینی را به تصویب رساند، اما تا پیش از قانون دیوانگان [13] در سال 1845، اجباری در مورد مهیاکردن تیمارستان برای این افراد وجود نداشت.این مراکز بیشتر به مراقبت و نگهداری از بیماران می پرداختند تا به زنجیرکشیدن آنها. پیش از آن بسیاری از بیماران روانی درصورتیکه قادر به مراقبت از خود نبودند، یا در زندان نگهداری شده یا روانه ی نوانخانه ها می شدند. در آمریکا، دکتر بنجامین راش [14] (1745-1813) زندگی اش را وقف بررسی مشکلات روانی کرد و دوروتی دیکس [15] (1802-1887) به مبارزه و کوشش در راستای فراهم کردن تسهیلات انسانی خاص برای بیماران روانی پرداخت و از این راه سرمایه کافی برای احداث 32 بیمارستان روانی جمع آوری شد.

عصر جدید و بیماری روانی

در بین سالهای 1860 تا 1900، دیدگاه طبی بار دیگر چیرگی یافت. نخستین کتاب روانپزشکی در سال 1885 توسط کرپلین [16] انتشار یافت. وی رفتار نابهنجار را به عنوان جلوه ای از بیماری روانی، که خود یک بیماری یا بدکنشی جسمی است و بنابراین باید از راه ابزارهای فیزیکی درمان شود، معرفی کرد. اما از آنجا که روز به روز بر جمعیت بیماران در تیمارستان ها افزوده شده و جنون بیماری ناعلاج محسوب می شد، این خوش بینی مورد توجه زیادی قرار نگرفت.

فروید [17]، یکی دیگر از پیشگامان در این دوره نیز به همراه یک متخصص اعصاب به نام شارکو [18] در پاریس، به بررسی هیستری پرداخت. هیپنوتیزم از زمانیکه نخستین بار توسط مسمر [19] با عنوان مسمریسم مطرح شده بود به منزله ی یک روش درمانی برای مشکلات روانی رایج بود. فروید مدت کوتاهی از این روش بهره جست، سپس آن را کنار گذاشت و روش خود را ابداع کرد. این روش که با عنوان روان تحلیل گری شناخته می شود و از پیشروان روان درمانی های نوین بشمار می آید، این دیدگاه را تقویت کرد که بیماری روانی درمان پذیر است و حتماً نباید ریشه ی پزشکی داشته باشد.

از دهه ی 1950 به بعد، با پیشرفت در حوزه ی روان پزشکی اجتماعی، بستری شدن در بیمارستان، روشی ناکارامد برای درمان اختلالات روانی تلقی شد.سازمانی جهانی بهداشت عنوان «اختلال روانی» را بجای اصطلاح «بیماری روانی» اتخاذ کرد که بر این تحقیقت تأکید می کند که اساس جسمانی برای بسیاری از شرایط موجود یافت نشده است. در پی این اقدام سازمان جهانی بهداشت و الزام مسئولان محلی بنا بر قانون سلامت روانی [1] در سال 1959 و قانون مراقبت از بیماران روانی و سالمندان در سال 1990 به فراهم آوردن خدمات اجتماعی بیشتر برای این بیماران، اکنون بسیاری از بیمارستان های روانی تعطیل شده اند.

هالجین و ویتبرن (1993) سه تبیین متفاوت برای رفتارهای نابهنجار شناسایی کرده اند:

اسطوره ای، علمی و بشردوستانه. این مورد با دیدگاه های مذهبی، طبی و اخلاقی که پیشتر مطرح شدند، برابرند. دیدگاه اسطوره ای، اختلال های رفتاری را ناشی از تسخیر شدن توسط ارواح شیطانی می داند؛ دیدگاه علمی آن را به عوامل زیستی مانند ژن های معیوب یا بیماری مغزی، یا عوامل روان شناختی مانند یادگیری یا فشار روانی نسبت می دهد؛ و در نهایت دیدگاه بشردوستانه آنرا به شرایط اجتماعی نسبت می دهد. بطور کلی،    درمان های پزشکی یا اخلاقی/ مذهبی به ترتیب رویکردهای جسمانی و روانی (روان شناختی) را ترسیم          می کنند.

مسئله جالب توجه، تشابه در روش های درمان اختلال های روانی در طول زمان است. اگرچه این رویکردها مطابق با ارزش های اجتماعی غالب (برای مثال مذهبی یا اخلاقی) بار دیگر قالب بندی شدند، ولی کماکان در طول قرون تقریباً یکسان باقی مانده اند.

اگرچه هدف ما بحث مفصل در مورد تبیین رفتار نابهنجار نیست، ولی درک تفاوت ها و شباهت ها در نحوه ی واکنش عمومی جامعه و متخصصان سلامت روانی به رفتار نابهنجار اهمیت دارد.این اهمیت در تلاش برای تعریف و طبقه بندی و در الگوهای مختلف مورد استفاده در درک رفتار نابهنجار آشکار شده است. سرانجام، بخش اعظم آنچه در مورد تاریخچه ی اختلالات روانی نوشته شده است، براین واقعیت تمرکز دارد که جوامع در درمان کسانیکه برچسب نابهنجار داشتند، باهم متفاوت بودند. مسئله ی دیگری که پرداختن به آن بسی مشکل تر است، این است که آیا هیچ تغییر واقعی در طبیعت رفتارهایی که لقب نابهنجار گرفته اند در طول دوران اتفاق افتاده است. برای مثال آیا همان افرادیکه در دوران پیش از تاریخ نابهنجار قلمداد می شدند، امروزه نیز چنین تلقی می شوند؟

[1] . Mental Health Act.

پس از جنگ جهانی دوم (1939- 1945) جمعیت بیماران در بیمارستان ها با پیدایش درمان های دارویی رو به کاهش نهاد. داروهای آرام بخش موجبات وقوع انقلاب بزرگی را در زمینه ی درمان و مراقبت از بیماران فراهم آورد. بیماران تحت درمان برای انجام فعالیت های روزانه به نحو بهتری مجهز بودند و بسیاری از آنها توانایی زندگی در اجتماع را کسب کردند.

[1] . James Norris

[2] . Porphyry

[3] . Francis Willis

[4] . Strait Jackets

[5] . Chiarugi

[6] . Occupational therapy

[7] . Bicetre

[8] . Pussin

[9] . Pinel

[10] . Quaker William Tuke

[11] . Pritchard

متن کامل در سایت امید فایل 

[12] . Masson

[13] . Lunatics atc

[14] . Benjamin Rush

[15] . Dorothea Dix

[16] . Kraepelin

[17] . Freud

[18] . Charcot

[19] . Mesmer

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی با موضوع :

بررسی رابطه بین اختلالات روانی و مکانیزمهای دفاعی در دانشجویان 150صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *