مارس 25

طرح تحقیق:پایان نامه رایگان روانشناسی: خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین

فصل اول : طرح تحقیق

مقدمه

– بیان مسئله تحقیق   

– اهمیت و ضرورت تحقیق

– اهداف تحقیق

– نمونه و جامعه آماری تحقیق

– روشهای آماری تحقیق    

– فرضیه های تحقیق

– تعاریف اصطلاحات ، متغییرها و کلید واژه ها 


مقدمه

ادوارد دوبونو[1] ( 1992) درکتاب خلاقیت کارآمد می گوید ” هیچ چیز سودمندتر و باشکوهتر از این نیست که ایده ی جدید و ثمربخشی اهداف شما را برآورده سازد “( قاسمی ، 1376، ص 20). خلق فکر ، ایده  و مفاهیم نو همواره اساس اختراعات ، اکتشافات  و پیدایش راههای مناسب برای حل مسائل و مشکلات در زندگی انسان به شمار می آیند . جوامع پیشرفته و متمدن  گذشته  وحال پیوسته  به ارزش و اهمیت این جنبه از توانائیها ی ذهنی و فکری انسان توجه نموده و در صدد تقویت آن برآمده و از این طریق به توسعه ،  رفاه ،  ترقی و خوشبختی نائل آمده اند. چراکه بقول ارسطو ” ابتکار یگانه عامل موثر در پیشرفت انسان به شمار می آید “(موید نیا ، 1384، ص 165). به این ترتیب ضعیف بودن فرآیند بروز خلاقیت ها در جوامع عقب مانده  نیز موجب بدبختی ، فقر و فلاکت خواهد بود . در دنیای پیچیده کنونی که شاهد رقابتهای بسیار فشرده جوامع مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژیها و منابع قدرت هستیم ، افراد  تیزهوش ، خلاق و صاحبان اندیشه های نو و مبتکرانه ، همانند گرانبهاترین سرمایه ها، از جایگاه بسیار والا و ارزشمندی برخوردار هستند بطوریکه بقول توین بی[2]  شانس بدست آوردن خلاقیت بالقوه ، می تواند موضوع زندگی و مرگ هرجامعه ای باشد( کفایت ، 1373، ص 3). بی مبالغه   می توان گفت که وجه مشخص و بارز جهان امروز ، همانا تغییر و تحول است که هیچ زمینه ای بدون تاثیر آن باقی نیست چرا که بقول هراکلیتوس در حیات چیزی پایدار نیست مگر دگرگونی. براین اساس امرسون ثبات احمقانه را زائیده مغزهای کوچک می شمارد (مویدنیا،1384،ص 164). صرف تغییر ارزش تلقی شده و عاملان تغییر نوآوران ارزشمند محسوب می شوند که دگرگونی ها را با امید به بهبودی هرچه بیشتر و بیشتر سبب می شوند از این رو هرگونه اختراع ، اکتشاف ، ابداع و ابتکار خود اشکال تحول بوده و موجب تغییرند ( غنی زاده،  به نقل از سیدعباس زاده ، 1387 ، ص 1).

بدیهی است خلاقیت صرفا مشتمل بر تفکر و عملکرد ذهنی  افراد خاص و عرصه های ویژه زندگی نیست بلکه تقریبا تمامی افراد اعم از دانش آموز ، دانشجو ، کارمند ، کشاورز ، خانه دار و… در مدرسه ، محیط کار و مزرعه حتی با دارا بودن حد متوسط بهره هوشی می توانند دارای عملکرد خلاقانه در زمینه های مختلف زندگی باشند .  تحقیقات اخیر تورنس[3] ( 1973) و پارنز ( 1963) و دیگران نشان داده است که خلاقیت در تمام فعالیتهای فردی و گروهی مشاهده شده و با شدت و ضعف بالقوه قابل پرورش ، در همه انسانها وجود دارد                     ( همتی ، 1387،ص 12). تورنس و تورنس ( به نقل از اونیل، عابدی و اسپیل برگر[4]، 1994) اشاره می کنند که طی 15 سال تجربه مطالعاتی و آموزش تفکرات خلاق ، شواهدی را یافته اند که نشان می دهند خلاقیت را می توان آموزش داد براین اساس است که طی سالهای اخیر پژوهش و ساخت آزمونهای خلاقیت رونق پیدا کرده است      ( دائمی و مقیمی ، 1383).

نوآوری و خلاقیت بعنوان ویژگی شگرف انسانی نه تنها در دوران کودکی و جوانی ، بلکه درتمامی طول عمر قابل ظهور است . در واقع توانایی شخص برای خلاق و نوآور بودن ممکن است در مراحلی بصورت کمون باقی بماند اما می توان آنرا دوباره احیاء کرد ( ساعتچی ، 1371،ص 124). پس همه ما ذاتا واجد توانائی تفکر و عملکرد خلاقانه هستیم لکن به واسطه شرائط محیطی به جای آنکه راههای بروز آنرا یاد بگیریم چگونگی سرکوب آنرا فرا می گیریم یعنی می آموزیم که چگونه خلاق نباشیم ( همتی ، 1378،ص 1) چنین برخوردی با خلاقیت نیاز  مسلم جوامع ، خانواده ها ، محیطهای آموزشی و کاری سنتی است . در محیطهای سنتی رویاروئی با مسائل ، مشکلات و پدیده ها ،  واکنشهای قالبی و راههای تجربه و تائید شده را می طلبد( آقایی فیشانی ، 1377، ص 158) . برعکس برخی جوامع توسعه یافته فضای بسیار مساعدی برای بروز و رشد خلاقیت دارند مثلا امروزه در ایالات متحده آمریکا، خلاقیت در زمینه های علمی و تکنولوژی ، بالاترین پاداشها را دریافت می دارد( کلمن[5] ، 1960 ) بنابراین بی جهت نیست که حدود یک سوم اختراعات مهم جهان بنام آمریکا ثبت شده است.

هرچند فرض است که خلاقیت به عنوان توانائی ذهنی ابداع و نوآوری از ابتدای زندگی بشر وجود داشته و همواره نیز ارزشمند بوده است لکن توجه به آن در طول تاریخ ،  بیشتر به عنوان نتیجه طبیعی عملکرد ذهنی افراد با هوش و مستعد تلقی گردیده  و تا یک قرن پیش مطالعه اختصاصی در مورد آن صورت  نگرفته بود. اما خوشبختانه  امروزه  دانشمندان ، متخصصان ، کتابها ، مجلات  ، تست ها  و…  زیادی وجود دارند که اختصاصا  به  بحث خلاقیت  می پردازند . با وجود این ،  توجه علمی به بحث خلاقیت عمر چندان طولانی ندارد در واقع   تاریخچه مطالعات علمی در مورد خلاقیت  و عناصر تشکیل دهنده آن به بیش از یک قرن نمی رسد. موضوع خلاقیت ابتداء مورد  توجه دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسی قرار گرفته  و برای اولین بار دانشمندی بنام گیلفورد[6] درسال 1950 میلادی  تحقیقات علمی خود را  در مورد ماهیت ، عناصر تشکیل دهنده و کارکرد تفکر خلاق شروع نموده است(طالب زاده ،1375،ص 1و2).  با فرض اینکه والدین و مربیان از مهم ترین عوامل حمایت کننده بروز خلاقیت کودکان هستند ضروری خواهد بود که برنامه آگاه سازی خانواده ها ، معلمین و مسئولان آموزشی کشور در این خصوص با اهمیت تلقی گردیده و شناخت شیوه های تقویت بروز خلاقیت کودکان و نوجوانان مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر هدف شناخت ماهیت خلاقیت ، تاثیر رفتار متقابل والدین و مربیان با دانش آموزان و ارائه پیشنهادهای لازم به آنان را در نظر دارد .

 

بیان مسئله تحقیق

ویلیام جیمز[7]( 1911) میگوید”نیروی ابتکار مخترعان بزرگ و کوچک است که بشریت را تکان داده ، دیگران

فقط تقلید می کنند ابتکار یگانه عامل موثر در پیشرفت انسان است نوابغ راه را نشان میدهند و طرحهائی تنظیم  میکنندکه عامه مردم می پذیرند و از آنها  پیروی میکنند ” (میناکاری، 1368، ص71) . به نظر پستالوژی برترین مقصد تربیت آماده کردن انسان برای استفاده از توانائیهای خدادی است  (مویدنیا،1384،ص 163). به عقیده      سی تی مورگان و همکارانش ، خلاقیت و نوآوری و توانائی حل مسئله در بالاترین سطح فعالیتهای شناختی انسان قرار دارند و ایجاد توان خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان از ارزشمندترین غایتهای پرورشی و فرهنگی       می باشد زیرا تنها از راه ایجاد این توانائیهاست که می توان افراد را برای مقابله با شرائط سخت و متغییر زندگی و موقعیتهای جدید که مرتبا با آن روبرو می شوند ، آماده کرد . با درک چنین حقیقتی است که کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد می گوید ” هیچ چیز باشکوهتر از فراهم آوردن شرایط بهبود زندگی انسانها نیست این مهم میسر نیست مگر با ابتکار. یا بقول اوپنهامیر تنها راه سازگاری موثر در زندگی ، استفاده حداکثر از نیروی آفرینندگی است ( مویدنیا ،ص 33) . بی تردید می توان گفت  فرهنگ و تمدن بشری  بیش از هر چیز دیگر مدیون فکر و اندیشه انسان به ویژه جنبه خلاقانه آن است . به عبارتی شاید بتوان گفت بدون خلاقیت ، اصولا  یا فرهنگ و تمدنی وجود نداشت ویا اینکه ارزشمندی و سودمندی آن هرگز به این گستردگی و جذابیت نبود ،  بنابراین امکانات، رفاه و قدرت انسان نیز بسیار محدود می شد . در واقع بسیاری از دست آوردهای جالب توجه زندگی انسان در هرزمان اعم از مادی و معنوی مثل خلق آثارتاریخی ، اختراع ماشین ، ارائه نظریات علمی ، آفرینش آثار ادبی و هنری و… چیزی جز نتیجه فرآیند تفکر خلاقانه نمی باشد. بسیار جالب خواهد بود درصورتیکه ما یک نوع زندگی برای انسان تصور نمائیم که در آن خبری از خلاقیت و نوآوری نباشد  طبیعی است در آن صورت دنیای ما بسیار سرد ، ساده ، ساکت ،  بدون شور و شاید کم و بیش شبیه دنیای سایر موجودات زنده ( مثل دنیای  حیوانات ) می بود، حتی اگر  همین مقدارهوش ، توانائی و استعداد انسانی نیز  وجود می داشت . بنا براین به قول شکسپیر ” ابتکار انسان را برتر از حیوانات  قرار می دهد” ( موید نیا ، 1384، ص 163). به عبارت دیگر می توان گفت اگر زندگی انسان بدون خلاقیت  و نوآوری بود بی شک کشتی هستی در دریای متلاطم مسایل ، مشکلات ، نیازها ، محدودیتها و… توان شناوری نمی یافت . بنابراین ، افتخار داشتن قدرت خلاقیت و نتایج  فوق العاده شکوهمند و هیجان انگیز آن به عنوان موهبت اللهی اختصاص به نوع بشر داشته  و تقریبا سایرموجودات از آن محروم هستند.

بطورکلی پرداختن به موضوع خلاقیت از آن جهت مهم به نظرمیرسد  که واقعا  سهم بزرگی از جریان پیشرفت های علمی –  صنعتی در دنیا ، دست آوردهای تمدن  بشری ، آسایش و شکوه زندگی انسان محصول  تفکر خلاقانه محسوب می شود ، زیرا  بدون  ابداع  و نوآوری عرصه زندگی برای همه به اندازه کافی سرد و  بی تحرک بوده و حیات بشر نیز خیلی بیش از این ساده و همراه با رنج و زحمت همراه می شد .  فلذا توجه به چنین امر خطیری ، دقیقا به معنی توجه به سرنوشت زندگی اجتماعی بشر و آینده جوامع است . امروزه اندیشمندان بزرگی چون الوین تافلر(1980) از نتیجه محرومیت اجتماعی خلاقیت که می تواند ناشی از ناکارآمدی نهاد آموزش و پرورش باشد یاد کرده و تصریح می کند این وظیفه مهم وخطیر نهاد آموزش وپرورش است که بتواند تعادلی مطلوب بین ثبات و تغییرات مطلوب در جامعه ایجاد نماید و گرنه دچار ” شوک آینده[8] ” خواهیم شد(الوین تافلر[9]، 1373، ص 500) . طبیعی است جوامع توسعه نیافته و درحال توسعه ، نه تنها سهم قابل توجهی از جریان تولید فکر و آثار عینی خلاقیت بشری ندارند بلکه بیشتر مصرف کننده محصول خلاقیت دیگران هستند  البته این ادعا به معنی نفی مطلق وجود خلاقیت درچنین جوامعی نیست بلکه مراد آن است که برآیند کلی موضوع در مجموع دست آورد قابل توجه و جالبی درمقام مقایسه ندارد.  بنابراین اتخاذ سیاست ها وتنظیم برنامه های آموزشی مبتنی بر رشد خلاقیت فکری و عملی یادگیرندگان باید از اهم الویت های نظام آموزشی کشورهای مذکور مثل کشور ما باشد.

برخی کودکان به خاطر راهنمائی و تشویق والدین و معلم هایشان ، قدرت خلاقه خود را بسط وتکامل        می بخشند و برخی دیگر در حالیکه همان قدرت خلاقه را دارند از این تکامل محروم می مانند (رواندوست ، 1364، ص 45). علمای تعلیم و تربیت به یقین دریافته اند که اثرات منفی آموزش تحمیلی بسته و یکنواخت در مدارس در حدی است که استعدادها و قدرتها را از بین می برد . نقش مدرسه به هیچ وجه این نیست که نوارهای ضبط صوت تولید کند ، بلکه بزرگترین وظیفه آن پرورش و توسعه قدرت تفکر ، خلاقیت و مهارتهای یادگیری در انسان است (خمارلو، 1370، ص 7). بنابراین مهارتهای تفکر خلاق باید به عنوان مهم ترین مهارتهای سازگاری و قابلیت انطباق شناخته شود . چنین مهارتهائی باید برای مواد درسی مدارس ، خانواده ها ، صنعت و سایرموسسات ، اساسی و ضروری تلقی گردد( تورنس ، 1979 ، ص 24). کلیات رئوس برنامه های آموزشی و مفاد درسی در نظام آموزشی کشورمان تقریبا به صورتی تنظیم شده است که عمدتا از قبل همه پاسخ ها و روش ها ی حل مسائل مشخص بوده  و نقش معلم  و دانش آموز نیز براساس الگوهای معین تدریس وآموزش تعیین شده است  بنابراین فرصت  بروز خلاقیت برای دانش آموزان و معلمین یا وجود ندارد و یا  اعتنای کافی به آن  نمی شود . حتی ممکن است در برخی شرائط ، بروز پاسخ ها و عملکردهای خلاقانه دانش آموزان توسط معلمین ، والدین و اولیاء مدارس سرکوب نیز بشود. درنظام آموزشی ما که نهایتا دانش آموزان با نمره عددی مورد ارزیابی قرار گرفته ، آزمون وامتحان اساس ارزیابی پیشرفت تحصیلی محسوب می شود رشد خلاقیت چندان جدی گرفته نمی شود در حالیکه اصولا می بایست آموزش براساس رشد خلاقیت جایگزین آن باشد .

تجاربی که ما در سالهای اولیه در اختیار کودکان خود قرار می دهیم در رشد آتی آنان تاثیرات بسیارحیاتی دارد . هرقدر این تجارب غنی تر باشند کودکان فرصت های بیشتری برای رشد و آمادگی برای درک آن چیزهایی پیدا می کنند که درزمان حال و آینده به آن نیاز دارند ( دافی ، برنادت ، 1380،ص 35) بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت خود به خود از طیف گسترده کاربردهای مفید الگوهائیکه تفکر واگرا[10] و خلاقیت را ایجاد کنند آگاهی ندارند همانطوریکه گوردون عقیده دارد خلاقیت را می توان با یک سری تمرین های گروهی افزایش داد . نوآوری معمولا با ترس ونگرانی دنبال می شود در وافع والدین می خواهند کودکانشان همان راه آموزشی را بروند که خودشان طی کرده اند بنابراین اغلب مردم در خصوص نوآوری آموزشی محتاط هستند. مردم هرقدر هم از مدارس قدیمی انتقاد نمایند. در عین حال به علت آشنائی آنرا انتخاب می نمایند . نوآوریها در مدارس کاها به عنوان پائین آمدن استانداردها تعبیر می شود( جویس ، ویل و کالهون ، 1384،ص 239و241) . فرض است کودکان ذاتا خلاق به دنیا می آیند و شرط ظهور استعدادهای خلاقانه نیز وجود شرایط مناسب محیطی در خانه ، مدرسه و… است کودکان تخیلات ، ایده ها و افکار خود را با به کار گرفتن روشهای گوناگون و خاص خود تعیین می کنند آنها نقاشی می کنند ، داستان می نویسند ، نقش بازی می کنند ، کاردستی درست می کنند ، خمیربازی می کنند ، چیستان درست می کنند ، موسیقی می نوازند ، مسئله می سازند و… برای همه این کارها ، کودکان نیاز به ایده ها و اطلاعات خاص دارند تا با ترکیب کردن آنها بتوانند قوه ابتکار و نوآوریشان را نمایش دهند . کتاب ، بازیها ، اسباب بازیها ، تجارب غنی محیطی و بسته های آموزشی و… ابزارهای مورد نیاز، برای ظهور خلاقیت کودکان است .

کاربرد تفکر خلاق به حوزه هایی چون علوم وهنر محدود نیست . تفکر خلاق در هر عرصه ای در زندگی مفید است ( برونو ، 1370 ص 82 ) عموم مردم تصور می کنند که خلاقیت عمدتا دربستر هنرها متجلی می شود در حالیکه در تمام زمینه ها ، این امر محقق می شود مثلا در زمینه مهندسی که نتیجه آن  اختراع نامیده می شود . خلاقیت چه در علم ، ادبیات ، موسیقی ، نقاشی و یا هر زمینه دیگر در زندگی باشد همواره چون رازی جالب باقی مانده است با وجود این واقعیت ، توجه روانشناسان هر روز به این موضوع افزایش می یابد ( فینک ، وارد و اسمیت ، 1992). بنابراین زمینه بروز خلاقیت می تواند شامل همه مفاد درسی ،  تمام عرصه های زندگی ، کلیه رشته های تحصیلی و حتی سنین مختلف نیز  بشود هرچند اثرات آن در مورد دانش آموزان ، دانشجویان و سنین پائین با اهمیت تر است .  یعنی از روش حل یک مسئله خشک ریاضی گرفته تا  نگارش انشاء ، ترسیم نقاشی ، آزمایش فیزیک و شیمی و… عرصه های بروز خلاقیت هستند . به شرطی که نحوه تعامل معلم ، والدین و اولیاء مدرسه نیز سازنده ، مولد و خلاقانه باشد . دلیل ما بر این ادعا نه تنها شرح وحال زندگی و تجارب عملی مشاهیر و مخترعان بزرگ  ، بلکه شیوه برخورد های نقض کننده عوامل موثر در آموزش و پرورش خلاقیت کودکان است .

این تحقیق در صدد دستیابی به این هدف است که نگرشها و شیوه های فرزند پروری والدین ، تا چه اندازه  در بروز ، رشد و شکوفائی خلاقیت دانش آموزان تاثیر دارد ؟ به عبارت دیگر می خواهیم روشن سازیم که روشهای تربیتی و نظام ارزشهای اجتماعی منجر به ایجاد محیط مناسب رشد خلاقیت و یا مانع بروز آن کدامند؟ تا براساس یافته ها ونتایج  تحقیق توصیه های لازم آموزشی و تربیتی را به والدین ، مسئولین آموزشی و مربیان ارائه شود .  فرض اساسی ما این است که  خلاقیت دانش آموزان ارتباط زیادی  با رشد وتوسعه جوامع ، موفقیت تحصیلی ، موفقیت شغلی و ارتقاء سطح رفاه انسانها دارد. از طرف دیگر فرض است که میزان بهره هوشی و زمینه های بروز خلاقیت در میان دانش آموزان و افراد جامعه ما از حد متوسط جهانی  کمتر نیست.  لکن نحوه برخورد و نگرش والدین و مربیان و حتی  مسئولین  کشوری با این جنبه از توانائی ذهنی دانش آموزان جامعه  بطوریکه در جریان تربیت و آموزش ، نتایج  به  بروز و تقویت تفکر و عمل خلاقانه منجر گردد زیر سوال است .

نیل به این هدف مهم جزء با تغییر نگرش ها و روشها که در محتوی برنامه ها و شیوه های  تربیتی – آموزشی  محیط های غیررسمی ( خانواده ، اجتماع ) و محیط های رسمی ( آموزشگاهها ، مدارس ، دانشگاهها و…) میسر نیست  . چنین هدفی  که به عنوان یک مساله مورد توجه پژوهش حاضر قرار گرفته  در درجه اول نیاز به بررسی نگرشها ، برخورد ها ی والدین و برداشتهای ذهنی معلمان از خلاقیت دانش آموزان  دارد .

 

اهمیت و ضرورت تحقیق  

هیلارد( 2004) حرف جالبی در مورد خلاقیت دارد او می گوید ” خلاقیت هرچه باشد خیلی مهم ولازم است چون باعث تمامی پیشرفتهای بشری است” (همتی ، 1378، ص 9). جهانی که در آن زندگی می کنیم به سرعت در حال تغییر است بطوریکه سرعت تغییرات هرگز به این تندی نبوده است . ما نمی دانیم فرزندان ما در بزرگسالی با چه مسائلی روبرو خواهند شد ولی این را می دانیم برای اینکه بتوانند با مسائل روبرو شوند باید خلاق و اهل تخیل باشند ( دافی ، 1380، ص21) پیوسته باید به یاد داشته باشیم که رمز ماندگاری ،‌ پیشرفت و توسعه جوامع ، سازمانها و حتی افراد در گرو نحوه سازگاری موثرشان با محیط و الزامات آن است . بدون درک این نوع سازگاری ضروری ، در واقع جریان حیات جامعه ، سازمان و فرد به سوی رکود ، عقب ماندگی و مرگ به پیش خواهد رفت.  آلبرت انیشتین[11] سخن ارزشمندی در این باره دارد او می گوید ” خلاقیت مهم تر از دانش است ” . بنابراین نوآوری و خلاقیت در مورد جوامع ، سازمانها و افراد نقش حیاتی داشته و برنامه ریزی برای پرورش آن از مهم ترین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی و روشهای تربیت خانوادگی است . بدیهی است بیش از هر چیز بسترهای محیطی مهم بروز خلاقیت همانا درخانه و مدرسه نهفته است . مثلا معلمان اندیشمند و خلاق هستند که می توانند نهاد آموزش و پرورش را قدرتمند و قوی سازند(یارمحمدزاده، 1385، ص4).  یا اینکه محیط خانوادگی افراد خلاق چیزی سوای محیط خانوادگی افراد غیر خلاق است. مثلا شیفر[12] (1970) طی پژوهشی دریافت خانواده افراد خلاق سخت گیری کمتری داشته اند( کفایت ، 1373،ص5 ) .

اصل بیست و پنجم کلیات نظام آموزش و پرورش مصوب شورای تغییر بنیادی آموزش و پرورش کشورمان    (1367) تصریح دارد ” در تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی باید از شیوه هایی استفاده شود که توان تفکر ، تحلیل ، ابتکار ، خلاقیت ، نقد و تحقیق را تقویت کند و زمینه خودآموزی آنان را فراهم نماید “. براساس چنین ضرورتهایی است که اداره کل خاصی در ارتباط با رشد خلاقیت دانش آموزان در سیستم وزارت آموزش و پرورش پیش بینی شده است. بنابراین توجه به خلاقیت و نوآوری در سازمانهای آموزشی جزو رسالتهای اصلی بوده و اهمیت مضاعفی دارد.

طرح این موضوعات برای جامعه در حال توسعه ما از آن جهت مهم است  که بدون توجه به آن هرگز به رشد ، توسعه و رفاه واقعی دست نخواهیم یافت . در این رابطه سخنان ارزشمند توشیودوکو( 1960) رئیس فدراسیون ملی صنایع ژاپن بسیار راهگشاست ” … ما نه هیچ منبع طبیعی داریم ونه هیچ قدرت نظامی ، ما فقط یک منبع در اختیارداریم ، ظرفیت ” ابداع مغزهایمان ” این همان منبع پایان ناپذیر است ، باید آنرا بسط داد ، تربیت کرد ، تمرین داد و مجهز ساخت این قدرت دماغی خواه ناخواه در آینده نزدیک به صورت گرانبهاترین ثروت مشترک بشریت در خواهد آمد ( کفایت ، 1373، ص 42). بدیهی است صرف تقلید ازعلوم و نتایج یافته های دیگران ، واردات تکنولوژی ، تجهیزات و حتی تئوریهای علمی ( بصورت ترجمه و…) کمتر به تولید فکر و ابداع منجر      می گردد. فلذا با داشتن آهنگ ضعیف توسعه ناشی از تقلید و سفارش علم  و تکنولوژی همواره فرسنگ ها از قافله شتابان پیشرفت بشری عقب خواهیم افتاد . متاسفانه تاکنون  نیز کم وبیش به چنین سرنوشتی دچار بوده ایم . کل کشورهای جهان سوم وحتی جوامع در حال توسعه و ما  نیز بسیاری از مفاخر علمی ، فلسفی ، ادبی و… خود را  بی جهت واجد افتخاراتمان تلقی می کنیم آنها در واقع مقلد ، مترجم و یا حداکثر شارحان نظریات دیگران بوده اند. اغلب کسانی که به عنوان فیلسوف، دانشمند  و… شرقی  و ایرانی شناخته می شوند در واقع  خالق نظریه و پدیده  جدیدی نبوده اند بلکه نتیجه کار و خلاقیت دیگران را توضیح داده ، ترجمه کرده  و یا  به عاریت گرفته اند  براین اساس است که کل کشورهای عقب مانده جهان سهم بسیار اندکی از تولید دانش بشری و اختراعات دارند تا حدی که از مجموع یکصد اختراع  مهم  در دنیا حتی یک مورد آن  به این قبیل کشورها  تعلق  ندارد .

ما بیش آز آنکه برای  تلاش ، سخت گوشی ، ابداع ،  تفکر، تعمق و مسئولیت اهمیت بدهیم  به شانس ، راحت طلبی ، کپی برداری ، تقلید ،  میانبر رفتن ، توجیه و…علاقمند هستیم . بنابراین نظام آموزشی ، اجتماعی ، اداری  و حتی خانوادگی ما نیاز مبرم به تجدید نظر در شیوه های زندگی و باورهای خود بصورت تدوین روشهای  مبتنی بر حمایت از خلاقیت دارد . بعبارت دیگر ما بیش از آنکه به یک دانش آموز و کارمند منضبط، دقیق  و وظیفه شناس نیاز داشته باشیم به دانش آموز و کارمند مبتکر و خلاق نیاز داریم . در دوره کودکی و نوجوانی پرداختن به فعالیتهایی چون هنر، موسیقی، و میل به زیر و رو کردن ابزار مورد علاقه همه است فلذا مربی باید دانش آموزان را به شرکت فعال در ترسیم ، نقاشی ، درست کردن مدل و غیره ترغیب نماید بدیهی است که چنین فعالیتهایی کسب مهارتهای ساختی و پرورش خلاقیت از طریق ساختن و درست کردن چیزهای نو و بدیع بهتر از رونوشت برداری از چیزهایی است که قبلا دیگران ساخته اند( پورظهیر، 1384، ص 174) بنابراین نوع برخورد و توجه رهبران جامعه ، سیاستگزاران ، برنامه ریزان آموزشی و اداری کشور و حتی خانواده ها  با مقوله خلاقیت که آنرا در کودکان ، دانش آموزان ، دانشجویان ، محققین و کارکنان تقویت و یا  تضعیف می نماید بسیارمهم و اساسی خواهد بود . بقول مرحوم پروفسور حسابی ” زندگی چیزی جز پژوهش و فهمیدن جدید نیست (موید نیا ، 1384، ص 163). البته همانطوریکه ذکر شد صرف تاکید و تحسین از خلاقیت  به حال جامعه سودمند نیست. نیاز مبرم وجود دارد که ماهیت موضوع ، روشهای پرورش وسیاست های حمایتی آن شناسائی و مورد توجه قرار گیرند . دستیابی به این هدف جز با انجام تحقیقات علمی و بکارگیری نتایج آن میسور نیست. جامعه مطلوب جامعه ای است که که همواره سعی دارد تا برای یکا یک اعضای خود فرصت شکوفائی استعدادها را با ایجاد حداکثر امکانات و تسهیلات فراهم آورد . معلمان و مربیان آموزشی می بایست دانش آموزان تیز هوش را در شکوفائی استعدادها و توانائیهایشان کمک نمایند (افروز ، 1364، ص 179). احترام و ارزش قائل شدن به افکار و سوالات کودکان         ( هرچند ظاهرا غیر عادی و کم اهمیت باشند ) ، ایجاد حس اعتماد به نفس، دادن آزادی عمل و فرصت تجربه      ( هرجند همراه با آزمایش و خطا باشد) تشویق کنجکاوی و فاصله گرفتن از عادات و الگوهای ثابت تفکر و عمل نمونه ای از عناوین الزامات مربوط به رشد قوای خلاقانه کودکان محسوب می گردد. بنا براین برآنیم جهت نیل به این هدف مهم اجتماعی ، دست به انجام تحقیق محدود در خصوص این موضوع بزنیم. در مورد ضرورت تحقیق حاضر بطور خلاصه می توان چنین گفت :

  • با تقویت تفکر خلاقانه هزینه های آموزشی- اداری کاهش یافته ، روند انجام اموراصلاح شده وهمچنین در مورد موضوع مهم وقت به عنوان مشکل اساسی بشردر آینده صرفه جویی می شود.
  • با ابداع روشهای نو و دست آوردهای جدید ، شیوه های سخت انجام کارها کنار گذاشته شده وسطح رفاه وآسایش عمومی جامعه ارتقاء می یابد.
  • در رشد وتعالی فرهنگ و تمدن ملل، افراد خلاق و تیز هوش نقش اساسی دارند و به موازات بروز خلاقیت نیز اعتماد به نفس واحساس شکوهمندی زندگی انسانها و احساس افتخار ملی افزایش می یابد.
  • بدون داشتن تفکرات بدیع و نوآورانه، جامعه پیوسته در حال تقلید ، مصرف ، رخوت و وابستگی به سر خواهد برد بنا براین جامعه جهت رسیدن به تولید ، سرزندگی و استقلال نیاز به خلاقیت دارد .
  • ایجاد شرائط بروز خلاقیت و شکوفائی استعدادها از ضروریات جامعه آزاد است . گاهش فاصله توسعه جوامع نیز بیش از هرچیز با میزان دست آوردها ، تکنولوژی و اندیشه های بدیع ارتباط دارد  فلذا کشور در حال توسعه ما  نیز  به  اتخاذ  سیاستهای اجرائی و روشهای آموزشی و تربیتی خلاقانه نیاز دارد.
  • احتمال سازگاری و موفقیت افراد خلاق در شرائط دشوار زندگی ،  نسبت به افراد معمولی بیشتر است آنان راههای مختلف حل مشکلات را دانسته و کمتر دچار شکست می شوند  در نظر آنان راه  موفقیت درزندگی فقط محدود به موفقیت تحصیلی نیست بنابراین با تقویت خلاقیت دانش آموزان و افراد جامعه در واقع آنان  برای موفقیت زندگی آینده آماده می شوند.
  • در صورت حصول نتایج مطلوب از تحقیق ، می توان دامنه اجرا ی آنرا به سطوح مختلف آموزشی و جامعه های بزرگتر گسترش داد.

 

اهداف تحقیق

هدف اصلی  

هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت از تحقیق در خصوص” بررسی خلاقیت فرزندان با نگرشهای فرزند پروری والدین بر روی دانش آموزان مدارس راهنمائی پسرانه و دخترانه استعدادهای درخشان شهر ارومیه ”      می باشد .

اهداف فرعی

این تحقیق در نظر دارد  با انجام اهداف فرعی زیر،  به  هدف اصلی فوق  نائل آید .

  • سنجش میزان و تفاوت خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر مدارس استعداد های درخشان
  • سنجش میزان و تفاوت نگرش والدین نسبت به رفتار دانش آموزان دختر و پسر
  • سنجش اثر متقابل و تفاوت نگرشهای والدین در ارتباط با رشد خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر
  • سنجش میزان ارتباط خلاقیت دانش آموزان با میزان تحصیلات ، شغل و سطح رفاهی خانواده ها
  • سنجش تفاوت نگرشها و شیوه های فرزند پروری والدین نسبت به دختران و پسران
  • سنجش تفاوت جنسیت در میزان خلاقیت دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی

 

فرضیه های[13] تحقیق

فرضیه اصلی تحقیق 

بین نگرشهای فرزند پروری والدین و رشد خلاقیت دانش آموزان رابطه وجود دارد .

فرضیه های فرعی تحقیق 

1- نگرشهای فرزند پروری منجر به رشد خلاقیت والدین در مورد دانش آموزان پسر و دختر متفاوت است .

2- میزان خلاقیت دانش آموزان در بین پایه های مختلف تحصیلی متفاوت است .

3- میزان خلاقیت دانش آموزان با برخی متغییرهای دموگرافیک پاسخگویان مثل سطح تحصیلات ، وضعیت رفاهی و شغل والدین ارتباط معنی داری دارد.

4- رابطه بین میزان عوامل مختلف خلاقیت دانش آموزان ( سیالی ، بسط ، ابتکار و انعطاف پذیری ) و میزان نگرشهای فرزند پروری والدین ( سلطه گری ، سهل انگاری و وابستگی شدید ) متفاوت است .

 

 

[1] – Edward De Bono

[2] – Toyenbee

[3] – Torrance

[4] – O’ Neil ” Abedi & Spial Berger

[5] – Coleman

[6] – Guilford

[7] – Wiliam James

[8] – Future shock

[9] – Alvin Toffler

[10] – Divergent thinking

[11] – Albert Einstein

[12] – Scheafer

[13] – Hypothesis

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسی خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین در مدارس مقطع راهنمائی 140صفحه می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه


برچسب‌ها, , , , , , ,
همه حقوق محفوظ است

Posted مارس 25, 2016 by 92 in category "تز و پایان نامه", "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *