شاخص مبتنی بر روش برنامه‌ریزی:پایان نامه رایگان روانشناسی,بررسی مزیت نسبی در تولید و صادرات فرش دستباف ایران


-3- شاخص مبتنی بر روش برنامه‌ریزی:

این روش که عموماً آن را “برنامه ریزی خطی” می‌نامند از جمله  قوی‌ترین تکنیک‌هایی است که مدیران می‌توانند در حل مسائل مختلف خود با توجه به شرایط مسئله بکار گیرند. اگر سه وظیفه تأمین منابع مالی، تولید و فروش را وظایف اصلی هر شرکت تولیدی قلمداد کنیم، برنامه‌ریزی خطی در وظیفه دوم (تولید)، توانایی خود را در حل مسائل به خوبی نمایان ساخته است و در دو وظیفه دیگر نیز امکان استفاده از آن وجود دارد. برنامه‌ریزی خطی، مدل ریاضی برای جستجو و انتخاب بهترین برنامه (روش انجام کار) از میان مجموعه راه‌های ممکن می‌باشد و از آن‌جا که تمامی روابط ریاضی موجود در این مدل از نوع درجه یک می‌باشند، مدل خطی نامیده می‌شود.

برنامه‌ریزی خطی با بهینه کردن (حداکثر یا حداقل کردن) متغیر وابسته‌ای (که به‌صورت خطی به مجموعه‌ای از متغیرهای مستقل[1] مرتبط می‌شود) و با در نظر گرفتن تعدادی محدودیت (خطی تشکیل یافته از متغیرهای مستقل)، جواب‌های بهینه را در اختیار می‌گذارد.

فرم کلی ریاضی این روش بصورت زیر می‌باشد.

 

برخی از ایرادات وارد بر این روش جهت تشخیص مزیت نسبی در زیر بیان می‌گردد.

الف- عدم مقایسه قیمت تمام شده داخلی با قیمت بین‌المللی کالای مدنظر.

ب- با ورود متغیر تصمیم جدید به الگو (مثلاً کالای جدید وارد مدل گردد)، الزاماً جواب‌های جدید مدل بطور منظم تغییر نخواهند کرد.

ج- در این روش شناخت محدودیت‌ها و همچنین کمّی کردن آنها  با مشکل همراه خواهد بود.

جواب‌های نهایی این روش با توجه به ایرادات مطرح شده بیانگر مزیت نسبی محض اسمی و حقیقی نمی‌باشند، ولی صادرات و واردات کالاهای موجود (متغیرهای تصمیم) در مدل را با توجه به هدف حداکثرسازی سودآوری ارزی ارائه می‌دهد.

 

5-3- شاخص‌های طرف عرضه:

اقتصاددانان نئوکلاسیک در جریان صنعتی شدن یک کشور در حال توسعه، بیش از هر چیز بر کارایی تولید از نظر هزینه تاکید دارند. آن‌ها معتقدند فقط، کالایی می‌بایست تولید شود که در سطح بین‌المللی دارای مزیت نسبی در هزینه تولید باشد، در غیر این صورت، واردات آن کالا مقرون به صرفه خواهد بود. دیدگاه‌ ایشان در مورد صنعتی کردن و کارایی تولیدی از دید هزینه، همگی در طرف عرضه خلاصه می‌شود و اصولاً طرف تقاضا نقشی ایفاء نمی‌کند. اقتصاددانان نئوکلاسیک، روش‌های گوناگونی را جهت اندازه‌گیری سیاست تشویق صادرات و جانشینی واردات و تأثیر همه جانبه آن بر اقتصاد ملی ارائه دادند که از میان آن‌ها سه روش اندازه‌گیری بیشتر معمول می‌باشد. این روش‌ها و شاخص‌ها در ظاهر با یکدیگر متفاوتند ولی در واقع هر سه، هدف سودآوری اجتماعی را مدنظر قرا‌ر می‌دهند.

1-5-3- معیار هزینه منابع داخلی[2] (DRC) :

معیار هزینه منابع داخلی به بررسی‌های تجارت بین‌ المللی در رابطه با مزیت نسبی وابسته می‌باشد، این معیار به اندازه‌گیری هزینه فرصت حقیقی تولید، بر حسب هزینه‌های داخلی عوامل، جهت تحصیل یک واحد نهایی خالص ارز مربوط می‌شود، و در واقع به لحاظ در برداشتن عامل نرخ ارز می‌تواند یک بیان صریح از اصل مزیت نسبی در تجارت بین‌الملل باشد، و در مقایسه با برخی اندازه‌گیری‌ها و محاسبات واقعی که نرخ ارز در آنها نقش دارد، می‌تواند به عنوان یک معیار سرمایه‌‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد.

1-1-5-3- پیشینه کاربرد و فرمول محاسباتی DRC:

این روش اندازه‌گیری، به ویژه توسط “مایکل برونو” و “ان کروگر” بسط و توسعه پیدا کرد. “هزل” و “نورتون” نیز از این روش برای محاسبه تأثیر سیاست‌ها در کشورهای مختلف، استفاده کرده‌اند. معیار هزینه منابع داخلی نسبت به معیارهای دیگر از نظر محققینی همچون “چنری”، “بالاسا” و “شایدلاوسکی”[3] نیز کامل‌تر به نظر می‌رسد.

“برونو”، در رابطه با کاربردهای روش هزینه منابع داخلی مطالبی بدین شرح دارد: روش هزینه منابع داخلی از سه مقوله “تحلیل داده – ستانده”، “آنالیز هزینه یک سیستم تجارت محدود” و “تعرفه حمایتی مؤثر کالاهای مختلف”، به طور مجزا می‌تواند جهت پیش‌بینی مزیت نسبی استفاده نماید. برتری که روش هزینه منابع داخلی نسبت به شیوه‌های دیگر محاسبه مزیت نسبی دارد این است که تغییر قیمتی را که عمدتاً حاصل از نوسانات نرخ ارز در پروژه‌های مربوط به توسعه صادرات یا صرفه‌جویی‌های وارداتی می‌باشد دقیق‌تر محاسبه می‌نماید و علت آن لحاظ صریح نرخ ارز و عوامل متعدد دیگر  در اندازه‌گیری و خصوصاً تغییرات نرخ ارز می‌باشد، در حالیکه در روش‌های دیگر نرخ ارز در محاسبات به صورت صریح در نظر گرفته نمی‌شود.

همچنین از طریق به کارگیری این روش می‌توان “هزینه فرصت صرفه‌جویی شده”[4] (با به‌کارگیری عوامل تولید داخلی) در هر واحد ارز را برآورد کرد. حداقل هزینه ایجاد شده توسط ارزهای مختلف (DRC)، کارایی تولید هر کالا را نشان می‌دهد؛ که آن را با کارایی در صنعت مربوطه به آن کالا و یا صنایع دیگر به طور مجزا می‌توان مقایسه نمودن کرد و چون نرخ ارز به طور مداوم در حال نوسان است برای مقایسه هزینه منابع داخلی با نرخ ارزهای حقیقی، از “نرخ‌های ارز سایه‌ای” استفاده می‌کنند. اگر هزینه منابع داخلی کمتر از نرخ‌های سایه‌ای ارز باشد، نمایانگر آن است که فعالیت‌های صنعتی در داخل کشور کارا و رقابتی است، و بر عکس اگر هزینه منابع داخلی بیشتر از نرخ‌های سایه‌ای ارز باشد در این حالت فعالیت‌های صنعتی در آن بخش (کالا) غیراقتصادی و غیرکارآ خواهد بود.

معیار هزینه منابع داخلی، همچنین،‌ میزان افزایش در ارزش افزوده را به ازای افزایش در میزان نهاده‌های تولید (بر حسب قیمت‌های سایه‌ای آنها) نشان می‌دهد. پس این معیار، کارآیی تولید داخلی را نسبت به بازار بین‌الملل، اندازه‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر با این معیار می‌توان مشخص کرد که آیا هزینه‌های تولید داخلی کالا، بیشتر از واردات آن است یا کمتر و بدین ترتیب در نتیجه DRC می‌تواند به عنوان معیار اندازه‌گیری مزیت نسبی یک کالا مورد استفاده قرار گیرد.

“نرخ بازدهی” یا “بهره‌وری اقتصادی” و “تجزیه و تحلیل هزینه – فایده”[5] دو نمونه از روش‌های کاربردی در اقتصاد هستند که معمولاً در ارزیابی طرح‌ها و تشخیص مزیت نسبی تولید کالا، مورد استفاده قرار می‌گیرند. در مقایسه DRC با این دو روش، می‌توان دید که معیار DRC‌ هر چند همان هدف معیار نرخ بازدهی اقتصادی را دنبال می‌کند، اما به علت ملاحظات ارزی، حساس‌تر از آن بوده و در نتیجه تجزیه و تحلیل آن پیچیده‌تر می‌باشد. همچنین DRC‌ به روش تجزیه و تحلیل هزینه – فایده بسیار نزدیک است اما می‌توان دید که در روش تجزیه و تحلیل هزینه – فایده، کل هزینه واقعی یا حقیقی با سوددهی مقایسه می‌شود، ولی در روش DRC به مقایسه خالص هزینه نهاده‌های داخلی با کل خالص ارز استحصالی ناشی از تولید یک واحد محصول در داخل، پرداخته می‌شود.

همان‌طور که در قبل بیان شد معیار DRC‌ بیانی صریح از مزیت نسبی صادراتی در تولید کالای (صنعت) مورد مطالعه در کشور مدنظر ارائه می‌دهد. همچنین ممکن است DRC‌ کالاهای مختلف در یک کشور با هم مقایسه گردند، که در این صورت قدرت صرفه‌جویی ارزی کالاهای مختلف در یک کشور مقایسه می‌شوند و اولویت‌بندی از کالاهای مورد مطالعه، به دست می‌آید. از سوی دیگر می‌توان با مقایسه DRC‌ کشورهای مختلف (مناطق مختلف یک کشور) در یک کالای خاص، اولویت‌بندی از کشورها (مناطق مختلف یک کشور) براساس قدرت صرفه‌جویی ارزی کالای مورد مطالعه به دست آورد.

با توجه به اینکه معیار هزینه منابع داخلی از بنیان قوی تئوریک و کاربردهای متنوع برخوردار است، لذا در این پژوهش برای تشخیص مزیت نسبی در تولید فرش دستباف ایران از این معیار استفاده می‌گردد.

فرمول ریاضی مورد استفاده جهت محاسبه شاخص هزینه منابع داخلی یک محصول خاص به صورت زیر می‌باشد:

DRC = (CT – e.CE ) / (e.PW – e.CI)

صورت کسر کلیه هزینه‌های سایه‌ای داخلی مربوط به تولید یک واحد از کالا را نشان‌ می‌دهد و شامل هزینه نهاده‌های مورد استفاده است و مخرج کسر خالص ارز استحصالی به ازای هر واحد محصول می‌باشد.

DRC = معیار هزینه منابع داخلی برای تولید یک واحد محصول خاص.

CT  = هزینه کل سایه‌ای تولید یک واحد محصول.

CE = هزینه سایه‌ای نهاده‌های خارجی جهت تولید یک واحد محصول به دلار (ارز).

e= نرخ سایه‌ای ارز.

PW = قیمت محصول سر مرز به دلار (قیمت صادراتی فوب یا قیمت وارداتی سیف).

CI= هزینه سایه‌ای نهاده‌های داخلی (CE .e  -CT  =CI )[6]

حال با توجه به رابطه (1)، اگر DRC کوچکتر از یک باشد به مفهوم آن است که خالص ارز استحصالی بیشتر از هزینه سایه‌ای نهاده‌های داخلی است پس تولید در داخل از واردات آن ارزان‌تر خواهد بود و در این حالت صرفه‌جویی ارزی داریم. لذا می‌بایست تولید آن کالا جانشین واردات گردد. بالعکس اگر DRC بزرگتر از یک باشد خالص ارز استحصالی کمتر از هزینه سایه‌ای نهاده‌های داخلی در مورد تولید آن کالاست و در این صورت واردات آن کالا اقتصادی‌تر از تولید آن در داخل است. زیرا در این حالت صرفه‌جویی ارزی نداریم یا در واقع اسراف ارزی خواهیم داشت.

وجود مزیت نسبی در کالای مورد نظر    Þ     if     DRC < 1

عدم مزیت نسبی در کالای مورد نظر    Þ     if     DRC > 1

در حالت سوم که امکان تساوی DRC  با یک خواهد بود حالت خنثی است، که خالص ارز استحصالی در این حالت معادل هزینه سایه‌ای نهاده‌های داخلی است و بستگی به سیاست‌های سیاست‌گذار دارد که برای پاسخ‌گویی به تقاضای داخلی اقدام به تولید یا واردات کالا بنماید، حتی در شرایط وجود استراتژی بلندمدت صادراتی، می‌تواند تولید با هدف صادرات به منظور دستیابی و یا حفظ بازار آن کالا در سطح بین‌المللی توصیه گردد.

2-1-5-3- تعریف قیمت سایه‌ای و نقش آن در محاسبه DRC:

در ابتدا دیدگاه‌های برخی از اقتصاددانان را در مورد قیمت‌های سایه‌ای بررسی می‌نماییم و سپس به تبیین روش‌های محاسباتی آن خواهیم پرداخت.

“تین برگن” برای اولین بار در سال 1954، قیمت‌های سایه‌ای (محاسباتی) را چنین تعریف کرد؛ “قیمت‌های سایه‌ای نشان‌دهنده ارزش حقیقی یک عامل تولید یا یک محصول در شرایط تعادل قیمت‌ها می‌باشد”، که اصولاً این قیمت‌ها از قیمت‌های بازار متفاوتند، و بیان می‌دارد که عوامل جغرافیایی، شغلی و زمانی، در تعیین قیمت‌های سایه‌ای تأثیر مستقیم دارد. این تعریف قیمت‌های سایه‌ای کامل و روشن، اما در مورد رفتار قیمت‌های سایه‌ای در طول زمان مسکوت است.

در گزارش‌های اقتصادی سازمان ملل متحد، قیمت‌های سایه‌ای را با توجه به هزینه‌های فرصت‌های از دست رفته تولید و عوامل آن تعریف می‌کنند. قیمت محاسباتی یک محصول یا عامل تولید مانند سرمایه (ماشین‌آلات و تجهیزات)، نیروی کار، و یا ارز نمایانگر هزینه از دست رفته یا زیان وارد آمده به اقتصاد ملی است که از کاهش عرضه آن محصول یا عامل تولید به مقدار یک واحد ناشی می‌شود. عامل تولیدی که ممکن است عرضه آن با کمبود توأم باشد باید از قیمت سایه‌ای به مراتب بیشتر از قیمت بازار برخوردار باشد، در حالی که در مورد عامل تولیدی که با مازاد عرضه روبرو است، قیمت سایه‌ای آن باید به مراتب کمتر از قیمت آن در بازار باشد.

برخی دیگر از اقتصاددانان قیمت‌های سایه‌ای را با توجه به “بازدهی نهایی عوامل تولید“ تعریف می‌کنند. در این حالت، قیمت‌های سایه‌ای معادل ارزش‌های بازدهی نهایی عوامل تولید در وضعیتی است که انتخاب روش‌های تولید منجر به حداکثر تولید با استفاده از منابع تولید محدود شود. در این شرایط، با توجه به معین بودن عوامل تولید موجود در اقتصاد ملی، روند یا میزان تقاضا و نیز امکانات تکنولوژیک تولید، می‌توان قیمت‌های سایه‌ای را به دست‌ آورد. برای این کار لازم است بازدهی نهایی عوامل تولید را از طریق اعمال روش‌های دولتی، سوبسید و مالیات محاسبه کنیم، به ترتیبی که قیمت‌های عرضه عوامل تولید برای تولیدکنندگان معادل ارزش بازدهی عوامل به کار گرفته شده در جریان تولید باشد. “میشان”[7] در ساده‌ترین تعریف از قیمت‌های سایه‌ای بیان می‌کند که “قیمت‌ سایه‌ای”، قیمتی است که اقتصاددانان برای یک کالا یا یک عامل تولید در نظر می‌گیرند، به نحوی که قیمت مزبور برای مقاصد محاسباتی اقتصادی مناسب‌تر از قیمت‌های موجود (البته اگر وجود داشته باشد) باشد.

“پل استریتن” بیان می‌کندکه “در ارزیابی پروژه، قیمت‌های اسمی بازار نمی‌توانند به تنهایی نمایانگر هزینه‌ها و سودآوری‌های اجتماعی طرح‌های سرمایه‌گذاری باشند” و بیان می‌دارد “قیمت‌های سایه‌ای قیمت‌هایی است که اگر قیمت‌های جاری همان قیمت‌های تعادلی باشد در بازار شایع خواهد شد”. اقتصاددانانی چون “چنری” و “کرچمیر” نیز بر استفاده از قیمت‌های سایه‌ای در برنامه‌ریزی و ارزیابی پروژه‌های سرمایه‌گذاری تأکید می‌کنند.

نقل قول‌هایی که در بالا ارائه شد، در واقع مهر تأییدی بر استفاده از قیمت‌های سایه‌ای به طور عام بود.  اما این توافق به طور مطلق نمی‌باشد. به طوری‌که “میردال” قیمت‌های سایه‌ای را ابزارهایی کاملاً غیرواقعی یاد می‌کند و استفاده از قیمت‌های سایه‌ای را مناسب نمی‌داند. اما می‌بایست توجه داشت که اکثر مخالفان با بهره‌گیری از قیمت‌های سایه‌ای مخالف نیستند بلکه به نحوه استفاده و تعاریف آن اشکال وارد می‌سازند.

چنانچه در مطالب قبل به طور ضمنی بیان شد، کشوری در تولید و صدور کالایی مزیت نسبی دارد که بتواند آن را با هزینه‌ای کمتر تولید نماید و نیز گفته شد این هزینه کمتر تولید، تنها در داخل کشور در مقایسه با دیگر کالاهای قابل تولید کافی نمی‌باشد، بلکه ارزان‌تر تولید کردن در مقابل رقبای خارجی نیز مطرح است، چون رقبایی در بازار وجود دارند که عرضه کالا با قیمت ارزان‌تر برای آنها اهمیت دارد، پس با این مقایسه کشور می‌تواند از مزیت نسبی خود بهره جوید که نسبت به دیگر کشورهای رقیب کالای خود را ارزان‌تر عرضه نماید.

با توجه به اینکه قیمت کالاها و خدمات در کشورهای در حال توسعه، عمدتاً تحریف شده هستند بنابراین قیمت‌های اسمی بازار شاخص مناسبی برای ارزش‌گذاری کالاها و خدمات نمی‌باشند، که برخی از دلائلی که قیمت‌های بازاری در کشورهای در حال توسعه بیانگر فرصت‌های اقتصادی نمی‌باشند و ما ناگزیر به استفاده از قیمت‌های سایه‌ای هستیم، به شرح ذیل ارائه می‌گردد:

الف بیش از حد ارزش‌گذاری پول ملی:

تقریباً در اکثر کشورهای در حال توسعه، دولت قیمت ارزها را اداره می‌کند، که منجر می‌شود، قیمت رسمی ارز در بیشتر این کشورها منعکس کننده هزینه‌ها و منافع اجتماعی حقیقی صادرات و واردات نباشد.

ب تورم:

به دلیل وجود تورم در این کشورها و ثابت ماندن نرخ ارز، قیمت‌های داخلی در سطحی بالاتر از قیمت کالاهای خارجی (برحسب پول ملی) خواهد بود، به عبارت دیگر هزینه یک کالای وارداتی (بر حسب پول ملی) کمتر از هزینه حقیقی آن برای کشور است، و همچنین در مورد کالاهای صادراتی قیمت یک کالای صادراتی کمتر از فایده حقیقی آن برای کشور خواهد بود.

ج سیاست‌های حمایتی، سهمیه‌ها و موانع تجاری:

حمایت از صنایع داخلی در واقع نوعی دخالت در مکانیزم قیمت محسوب می‌شود که اگرچه از نظر اجتماعی ممکن است منافع بسیاری برای جامعه داشته باشد، اما استفاده از تعرفه‌های مناسب و سهمیه‌های وارداتی باعث می‌شود تا قیمت داخلی کالاها بالاتر از قیمت واردات تعیین شود، و این موجب خواهد گردید که موقعیت کشور در بازارهای صادراتی متزلزل گردد.

 

 

د نرخ‌های دستمزد، هزینه‌های سرمایه‌گذاری و بیکاری:

در کشورهای در حال توسعه نرخ‌های دستمزد بالاتر از هزینه فرصت اجتماعی از دست رفته نیروی کار است و مزد کارگر بالاتر از ارزش تولید نهایی[8] وی می‌باشد، این وضعیت عمدتاً‌در بخش‌های صنعتی سازمان یافته این کشورها مشاهده می‌شود در مورد سرمایه‌ها نیز همین حالت وجود دارد که نرخ‌های بهره به خوبی نمی‌توانند هزینه‌های فرصت‌های اجتماعی از دست رفته سرمایه را منعکس کنند، که نتیجه آن بیکاری، کم‌کاری و گرایش ساختار تولید به سمت تکنولوژی‌های سرمایه‌بر در این کشورهاست. نرخ سرمایه نیز هزینه‌های اسمی پروژه‌های سرمایه‌گذاری را کمتر از مقدار حقیقی آنها نشان می‌دهد.

هـ وجود انحصارهای دولتی و طبیعی:

در کشورهای در حال توسعه دولت در اقتصاد سهم عمده‌ای دارد که شکلی از آن انحصارات دولتی است، در چنین وضعیتی قیمت‌ها و هزینه‌های حاصل از بازار، ارزش اجتماعی کالاها و خدمات را نشان نمی‌دهند، بنابراین قیمت‌های اسمی بازار نمی‌تواند بیانگر هزینه‌های فرصت از دست رفته باشد، پس برای ارزش‌گذاری اجتماعی حقیقی کالا و خدمات بایستی قیمت‌های بازار تعدیل شوند.

با توجه به علل فوق که باعث ایجاد تحریف قابل ملاحظه‌ای در قیمت اسمی کالا و عوامل می‌گردد و نیز در نظر گرفتن صرفه‌جویی‌ها و عدم صرفه‌جویی‌های مقیاس، می‌توان گفت که در کشورهای در حال توسعه درآمدها و هزینه‌های اسمی بازار اغلب معیار مناسبی برای ارزش اجتماعی آنها نیست، پس برای آنکه بتوان از ارزیابی اقتصادی طرح‌ها و پروژه‌ها در کشورهای در حال توسعه به نتایجی منطقی و اصولی مبتنی بر معیارهای اقتصادی و اجتماعی که منجر به استفاده بهینه از منابع اقتصادی می‌گردد، بایستی به نحوی به قیمت‌های حقیقی دست یافت و در صورت عدم امکان، بایستی سعی نمود تا به قیمت‌های حقیقی نزدیک شویم که این قیمت‌ها در واقع همان “قیمت‌های سایه‌ای” می‌باشند. قیمت‌های سایه‌ای از نظر تئوری، کمیابی منابع را در یک  اقتصاد به شکل مطلوبی نشان می‌دهند و هزینه‌های حقیقی منابع و فایده‌های حقیقی کالاها و خدمات را بهتر از آن چه قیمت‌های بازار (اسمی) نشان می‌دهند منعکس می‌نمایند.

به منظور برآورد قیمت‌های سایه‌ای، به دو شکل می‌توان با موضوع روش‌ها و معیارهایی که برای برآورد قیمت‌های سایه‌ای می‌تواند وجود داشته باشد برخورد نمود.

الف یکی از روش‌های برآورد قیمت‌های سایه‌ای، استفاده از روش‌های ریاضی و برنامه‌ریزی خطی است، که در آن با حل یک سیستم متشکل از معادلات و مجهول‌های متعدد و به عبارت کلی‌تری n معادله و n مجهول که در برگیرنده تابع هدف جامعه و محدودیت‌های آن با توجه به تکنولوژی موجود می‌باشد، می‌توان به جواب‌هایی دست یافت که در واقع همان قیمت‌های سایه‌ای در آن نظام خاص است. استفاده از این روش که بر مبنای بهینه‌سازی و استفاده مطلوب از منابع موجود است، قیمت‌های بهینه و تعادلی سیستم اقتصادی مزبور را در اختیار قرار خواهد داد، که استفاده از آن مستلزم در اختیار داشتن اطلاعاتی کامل و دقیق می‌باشد.

یکی از ویژگی‌های مطلوب برنامه‌ریزی خطی این است که حل مسئله همزاد (دوگان) مدل اولیه، قیمت‌های سایه‌ای را به دست می‌دهد. قیمت سایه‌ای در برنامه‌ریزی خطی عبارت است از “ارزش یک واحد اضافی از هر عامل تولید به شرط ثابت بودن سایر عوامل”. به عبارت ساده‌تر قیمت‌های سایه‌ای نشان‌دهنده “حداکثر بهایی است که بهره‌بردار حاضر است برای به دست آوردن یک واحد اضافی از هر عامل تولید بپردازد”، واضح است که این قیمت‌ها دقیقاً معادل اضافه ارزشی است که در تابع هدف به ازای افزایش یک واحد از عامل محدودکننده به دست می‌آید و این خود شرط بهینگی در تحلیل نهایی است. به عبارتی در این حالت برای هر عامل تولید، درآمد نهایی برابر هزینه نهایی خواهد بود. (MR=MC)

از نگاهی دیگر نظام قیمت‌های سایه‌ای غالباً به یک نظام رقابتی بسیار نزدیک است، یعنی در هر بخش، قیمت محصول با هزینه نهایی آن برابر  است (P = MC)، و این همان شرطی را برآورده می‌کند که در مدل تعادل عمومی لازم است که وجود داشته باشد.

       ب روش‌های دیگر برآورد قیمت‌های سایه‌ای آنند که، معیارهایی جهت تصحیح و تعدیل قیمت‌های بازار (اسمی) به کار گرفته شود و از این طریق تلاش گردد تا به قیمت‌های سایه‌ای کالاها، خدمات و عوامل تولید نزدیک شویم، همان‌طور که در قبل نیز بیان شد، قیمت سایه‌ای، قیمت در رقابت کامل یا قیمت در حالت عدم دخالت دولت می‌باشد. در این شیوه برخورد با مسئله، روش‌های مختلفی بدین منظور وجود دارند، که عمدتاً اختلاف آنها ناشی از تفاوت شیوه‌های تعدیل و تصحیح قیمت‌های مزبور می‌باشد، به طوری که هر کدام با توجه به اهدافی که بر مبنای آن طراحی شده‌اند، متغیرهای متفاوتی را در محاسبات خود دخیل می‌کنند.

به هر حال در صورتی که محاسبات از جامعیت و دقت کافی برخوردار باشد، بایستی نتایج حاصله از هر یک از روش‌های مزبور نسبتاً با یکدیگر مشابه باشند.

3-1-5-3- تبدیل عوامل تولید خارجی به داخلی و وضعیت DRC:

تصور اولیه و مرسوم بر این است که اگر بتوان هزینه‌های خارجی را به داخلی تبدیل کرد وضعیت مزیت نسبی بهتر خواهد شد. در این پژوهش به این مقوله نیز توجه شده داشته و آن را به طور تئوریک و کاربردی مورد بررسی قرار دادیم، و صحت و سقم تصور فوق مورد تفحص قرار گرفت.

“آیا تبدیل برخی از منابع خارجی به داخلی باعث افزایش مزیت نسبی می‌گردد؟

برای پاسخ گفتن به این سؤال از رابطه DRC استفاده می‌کنیم. شاخص DRC‌ را برای حالت اولیه (DRC1) به صورت زیر می‌نویسیم:

برای آنکه بتوانیم برخی از عوامل خارجی را به داخلی تبدیل کنیم فرض می‌شود که CE=E+F باشد و بتوان میزان F  از آن را با همان ارزشش (یعنی e.F) تبدیل به داخلی کنیم، بنابراین DRC انتقالی یعنی (DRC2) را به صورت زیر می‌نویسیم:

اختلاف DRC2 از DRC1 عبارتست از:

دقت در رابطه فوق بیان می‌دارد که علامت کسر به علامت داخل کروشه ارتباط دارد و می‌دانیم که  CT = CI + e.E + e.F ، پس روابط زیر حاصل می‌شود:

if e.pw > CT       Þ   DRC1 < 1     Þ      DRC2 > DRC1

if e.pw = CT       Þ   DRC1 = 1     Þ      DRC2 = DRC1

if e.pw < CT       Þ   DRC1 > 1     Þ      DRC2 < DRC1

پس چنانچه DRC اولیه کوچک‌تر از یک باشد آنگاه انتقال عوامل خارجی به داخلی باعث افزایش DRC می‌گردد (وضعیت مزیت نسبی بدتر می‌شود) و چنانچه DRC اولیه بزرگ‌تر از یک باشد انتقال باعث کاهش DRC و تقویت مزیت نسبی می‌گردد و در صورتی‌که DRC‌ اولیه برابر یک باشد آنگاه این انتقال بر DRC‌ بی‌اثر و لذا بر مزیت‌ نسبی بی‌تأثیر خواهد بود. پس به سؤال فوق جواب واحد و منحصری نمی‌توان داد بلکه بستگی به وضعیت DRC‌ اولیه تولید آن کالا دارد.

برای حالت عکس مطلب فوق یعنی تبدیل برخی از منابع داخلی به خارجی می‌توان چنین بیان داشت که چنانچه DRC‌ اولیه تولید محصول کوچک‌تر از یک باشد، انتقال عوامل داخلی به خارجی باعث کاهش DRC‌ می‌گردد یعنی به سمت مزیت نسبی قوی‌تر حرکت می‌کند و چنانچه DRC‌ اولیه بزرگ‌تر از یک باشد این انتقال باعث افزایش DRC‌ و تضعیف مزیت نسبی می‌گردد و در صورتی که DRC‌ اولیه برابر واحد باشد، آنگاه این انتقال بر DRC‌ بی‌تأثیر و لذا بر مزیت نسبی بی‌اثر خواهد بود. لازم به ذکر است که فرض شده در این انتقال ارزش عوامل ثابت باشد. مطلب فوق به صورت روابط ریاضی در زیر آمده است.

 

if e.pw > CT       Þ   DRC1 < 1     Þ      DRC2 < DRC1

if e.pw = CT       Þ   DRC1 = 1     Þ      DRC2 = DRC1

if e.pw < CT       Þ   DRC1 > 1     Þ      DRC2 > DRC1

1) Independent Variable.

1) Domestic Resource Cost (DRC).

2) Paniel M. Schydlow sky.

1) Opportunity cost of saving.

2) Cost – Benefit Analysis.

[6]( نکته‌ای که می‌بایست به آن توجه داشت آن است که تعاریف ارائه شده برای متغیرهای رابطه (1)، تعاریف اصلی متغیرهای موجود در شاخصDRC می‌باشد، که در واقعDRC حقیقی نتیجه می‌گردد و مزیت نسبی حقیقی را بررسی می‌نماید. چناچه مقادیری بجز تعریف‌های فوق برای متغیرهای موجود درDRC قرار گیرد، حاصل، DRC به مفهوم جدیدی خواهد بود. مثلاً اگر به جای مقادیر سایه‌ای هزینه‌ها و نرخ ارز، مقادیر اسمی آن‌ها (وضعیت حاکم بر بازار) قرار گیرند، DRC اسمی نتیجه می‌گردد که در این صورت مزیت نسبی اسمی را مورد بررسی قرار خواهد داد.

1) Mishan (1971)

1) Value of Marginal Product (VMP).

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

بررسی رابطه عزت نفس با پرخاشگری در دانش آموزان 105ص

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

141985615752731

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید.

برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *