می 6

سووشون و ناتورالیسم :دانلود رایگان پایان نامه مشاوره,نقد و بررسی رمان سووشون

  1. 2. سووشون و ناتورالیسم : ناتورالیسم به رئالیسم بسیار نزدیک است و تقریباً همه‌ی ناقدان این دو اصطلاح را مترادف دانسته‌اند، یا دست کم در کنار یکدیگر به کاربرده‌اند، حتی بسیاری صریحاً گفته‌اند : «رئالیسم و ناتورالیسم یک چیزند132» البته تفاوت‌هایی هم میان این دو هست اما نمی‌توان آن‌ها را از یکدیگر کاملاٌ جدا دانست. آنچه بیش از هر چیز این دو مکتب را به هم نزدیک می‌سازد این پندار است که «هنر اساساً عبارت است از بازنمایی عینی و تقلیدی واقعیت خارجی.»133 ناتورالیسم را می‌توان جریان تشدید شده‌ی رئالیسم دانست که

«علیه‌پیش داوری‌ها و قراردادهای اخلاقی و مذهبی پا به میدان می‌گذارد. سانسوری را که جامعه بر بخشی از مظاهر طبیعت و زندگی اعمال کرده است درهم می‌شکند. از چیزهایی سخن می‌گوید و مناظری را تشریح می‌کند که تا آن روز در آثار ادبی راه پیدا نکرده بود.» 134

اغلب روایت‌های ناتورالیستی به گونه‌ای به بازنمایی جامعه می‌پردازند که گویی هیچ چیز دیگری به جز پلیدی و پریشانی و بی‌عدالتی در جهان وجود ندارد. شخصیت‌های این داستان‌ها از منظری بیرونی دیده می‌شوند و بر خلاف رئالیسم که با بی‌طرفی به توصیف شخصیت‌ها می‌پردازد، ناتورالیسم در پی‌ریزی شخصیت‌ها نظر خاصی را اعمال می‌کند. از نظر ناتورالیست‌ها انسان محصور محیط اطراف و شرایط خود است و از آن‌جا که در زندگی حقیقی هیچ راه حلی برای حل مشکلات نمی‌بینند، قهرمانان خود را نیز به مبارزه‌ای بی‌پایان وا می‌دارند که هیچ پایان خوشی برایشان نیست و چه بسا به صورتی بی‌پایان و پا در هوا رها شوند.135 ویژگی‌های اصلی ناتورالیست عبارتند از : 1ـ نفی دنیای متافیزیک و انکار راه حل‌های مذهبی و پندارهای اساطیری 2ـ وابستگی شخصیت انسان به وراثت و محیط اجتماعی 3ـ تکیه‌ی فراوان بر غرایز انسانی به ویژه غریزه‌ی گرسنگی و جنسی 4ـ تأکید بسیار برنقش تاثیر‌گذار طبقه و خانواده بر انسان136 .

سووشون از آن‌جا که به زشتی‌ها و پلیدی‌های اجتماع توجه بسیار دارد به قلمرو ناتورالیست بسیار نزدیک می‌شود. در فصل‌ دهم وقتی همراه با زری وارد شهر می‌شویم، شهر را درگیرتیفوس و نا امنی و فحشا می‌بینیم و با فجایعی که زندگی مردم را سیاه کرده است، آشنا می‌شویم. در جای جای این رمان، به مناسبت‌های گوناگون از فقر و مشکلاتی که دامنگیر مردم شده و آن‌ها را به سمت فحشا سوق داده است سخن به میان می‌آید.

دیدارهای زری از دیوانه‌خانه و توصیف او از دیوانه‌ها به روایت صبغه‌ای ناتورالیستی می‌دهد. جامعه‌ی سووشون، جامعه‌‌ای است که از نظر روانی سخت آشفته و نا به هنجار است. حضور آن‌همه دیوانه بازتابی است از اوضاع نا به سامان جامعه و گرنه به قول آقای فتوحی اگر جامعه‌ای درست باشد نباید هیچ کس در آن دیوانه شود. فقر نیز در سووشون این جا و آن جلوه می‌کند و دو قلوهای زری تا یک لحظه بیرون می‌روند، با آن رو به رو می‌شوند. «آن بچه که سنگ انداخت گفت نان بده. گفت برو میوه از درخت بده… همان بچه که کفش نداشت. همان که مامانش رقصید…»(66) خوشه چین‌ها و روستاییان، به ویژه پدر کلو نمادهای دیگری از فقر هستند که از آن‌ها در سووشون سخن رفته است .

نقش تاثیر‌گذار سرنوشت و ناتوانی انسان‌ها در مقابل با آن از دیگر عواملی است که سووشون را با ناتورالیست هم سو می‌کند. زری که از آغاز تمام تلاشش، حفظ آرامش خانواده‌ و دور کردن آن از بلایا و مشکلات شایع در جامعه بود، در انتهای رمان تسلیم سرنوشت می‌شود و به ناچار ورود واقعیت تیره و تار به درون خانه‌اش را پذیرا می‌شود و حال که نتوانسته است در سرنوشت خود و خانواده‌اش تغییری ایجاد کند، می‌کوشد تا خود را با سرنوشت هماهنگ سازد. تصمیم می‌گیرد به یاری هم قسم‌های یوسف برای او مراسم ختم و تشییع جنازه‌ای در خور تدارک ببیند و خسرو را همچون یک مبارز بزرگ کند و تفنگ به دستش دهد تا راه نیمه‌ی پدر را به پایان برساند.

  1. 3. سووشون و سور رئالیسم: اصطلاح فرانسوی سوررئالیسم را می‌توان «فراواقع‌گرایی» ترجمه کرد. در اصطلاح ادبی به شیوه‌ای اطلاق می‌شود که به تثبیت اوهام و رویاها ـ فارغ از تسلط ضمیر خودآگاه ـ می‌پرهیزد. بی‌تردید چنین روایتی به گونه‌ای «درهم ریختگی ذهنی و نفی نظام معقول» معطوف می‌‌شود. هنرمندان سوررئالیست عقیده دارند که «زیبایی حقیقی پس از انهدام واقعیت‌های صوری و با پیدایش و ظهور واقعیت‌های برتر و ناشناخته تحصیل می‌شود.» 137

در سووشون فضای رمان، پس از قصه‌ی مک ماهون، از فصل بیستم، به سوی فضای سوررئال گرایان می‌شود. خواب‌هایی که زری پیش از قتل یوسف می‌بیند، مخاطب را از واقعیت جدا و وارد دنیای رویا می‌کند. سپس از قتل یوسف فضا را باز هم از واقعیت‌ دورتر می‌سازد. زری آنچه در حالت میان خواب و بیداری می‌بیند، روایت می‌کند. گاه به گذشته می‌رود و در همان دم با اکنون نسبت می‌یابد، یوسف را سوار بر اسب می‌بیند که به دنبال آدرس خانقاه است و در همان حال صدای گریه‌ی عمه خانم و خان کاکا را می‌شنود. از هوش که می‌رود خواب می‌بیند و در بیداری هم «یا کسی در ذهنش حرف‌های نامربوط می‌زند یا وقایع از پستوی خاطرش در می‌آیند و جلوی چشم‌های بسته‌اش آن‌چنان جان می‌گیرند که انگار رویدادهای همین الانند.»(254) قصه‌ای هم که زن ملک سهراب سال‌ها پیش برای زری تعریف کرده و زری در کابوس‌های خود آن را به یاد می‌آورد، با فضای سوررئال این بخش هم خوانی دارد. گویی یادآوری این قصه تمهیدی است برای گسستن از روایت رئال و بیان رازهای فراتر از سطح عادی وقایع.

از  دیگر بخش‌هایی که سووشون را به رمان‌های سوررئال نزدیک  می‌کند، خواب خسرو است. خسرو زمانی که به همراه خان کاکا و هرمز به شکار می‌رود، خوابی عجیب می‌بیند و با روایت آن برای زری در فضای واقعی رمان گسستی ایجاد می‌کند و آن را به فضایی فراواقع می‌کشاند.

«دیشب خواب دیدم که دنبال شکار، اسب می‌دوانم. خان‌عمو و زینگر هم بودند… اما من سوار سحر بودم. نه سوار اسب خان‌عمو. از کوه می‌آمدیم پایین. یکهو سحر در هوا ایستاد. پاهایش و یال‌هایش در هوا ماند و من همان بالا سوار اسب در هوا مانده بودم. زمین زیر پایم عین یک دانه گردو شده بود.» (96)

توصیفاتی که از دیوانه خانه می‌شود و سخنان برخی از دیوانه‌ها نیز در آفرینش فضایی سوررئال مساهمت دارد. اتاقی که در وسط آن سه بیمار روی حصیر نشسته و کلاغ پر بازی می‌کنند و گاه به جان هم می‌افتند و تپ تپ خمیر و دعوا می‌کنند، بیماری که دور تا دور تختش گل چیده شده و زنی تا صبح بالا سرش نماز خوانده و دعا کرده و الغوث‌ الغوث خوانده است، خانم فتوحی که هیچ کدام از دیوانه‌ها را در خور صحبت کردن نمی‌بیند، کنار پنجره می‌نشیند و به باغ صدو بیست و چهار هزار متری‌اش می‌اندیشد و سرگذشت خود را با خط اجنه‌ای می‌نویسد و آخر سر لخت مادرزاد به سراغ برادرش می‌رود و «میعاد او با زری زیر درخت کاج» را بر هم می‌زند، (216-215) خانم معلم که چشم مصنوعی‌اش را کف دست زری گذاشت و باعث آن‌همه ترس او شد و روز مرگش هرچه دم دستش بود دور خودش پیچید و با صدایی عالی شروع به قرآن خواندن کرد و پس از نفرین آدمک مقوایی خودش را در حوض انداخت و شبش مرد (103) و زن خدا که گل برگ‌های لاله‌عباسی‌ها را به گونه و لب‌هایش می‌مالید و منتظر خدا می‌نشست و وردهایی به عربی می‌خواند و چشم به انتظار خدا به آسمان می‌دوخت و دست آخر غرور را زیر پا گذاشت و خود نزد خدا رفت.(102) این همه فضایی سوررئال می‌آفریند و لحظه‌ای چند مخاطب را از واقعیت‌ها و حقیقت‌های تاریخی جدا می‌سازد.

  1. 4. سووشون و سمبولیسم: سمبولیسم (نمادگرایی) در معنای عام، به کارگیری نماد و مفاهیم نمادین است و می‌توان آن را برای توصیف هر شیوه‌ی بیانی به‌کار برد که به جای اشاره‌ی مستقیم به موضوعی، آن را نامستقیم و به واسطه‌ای موضوع دیگری بیان می‌کند. 138

اگر چه نمادگرایی از دیرباز در ادبیات سابقه داشته است و به طور پراکنده می‌توان نمونه‌هایی از آن را در ادبیات کلاسیک یافت، اما مکتب ادبی سمبولیسم، در اواخر قرن نوزدهم پدید ‌آمد. نویسندگان و شاعران بسیاری آثار خود را از نمادها آکندند و از تصاویر عینی و مادی برای بیان احساسات و اندیشه‌های انتزاعی استفاده کردند. نمادگرایی در میان نویسندگان و شاعران چنان جایگاهی یافت که حتی بودلر «جهان را جنگلی از نمادها می‌یابد.»139

آنچه در این‌جا از معنای سمبولیسم در نظر داریم، معنای عام آن است که در هر اثری ممکن است وجود داشته باشد و آن را از آنچه به ظاهر به نظر می‌رسد فراتر برد و علاوه بر معنای ظاهری آن، لایه‌هایی از معنا را در ژرفای آن به وجود آورد. نمادگرایی از چشم‌انداز  اجتماعی نیز قابل تأمل است. در بسیاری موارد تنگناهای اجتماعی و فضای خفقان، زاینده‌ی سمبولیسم است. رمزگرایی سووشون نیز تا اندازه‌ای از این رهگذر سزامند بررسی است. نویسنده‌ای که می‌کوشد علیه نا به سامانی‌های جامعه به مبارزه برخیزد، در برابر عوامل بازدارنده‌ «محکوم به خاموشی می‌شود و به هر جهت دیگر نمی‌تواند واقع‌گرا باشد. هنرمند اینک به ابهام و سمبل پناه می‌برد.»140

برخی نمادهای سووشون در یک بخش‌ خاص متمرکزند، مانند قصه‌ی کودکانه‌ی مک‌ماهون که در فصل نوزدهم آمده است. همچنین شعر استقلال مک‌ماهون و نامه‌ی تسلی‌آمیز او به زری نیز جنبه‌ی سمبلیک دارند. اما برخی دیگر در سطح داستان پراکنده‌اند و گاه حتی در نگاه نخست نمادین به نظر نمی‌آیند اما با کمی تأمل و دقت در بافت کلی رمان می‌توان به جنبه‌ی نمادین آن‌ها پی برد. سهراب، خسرو، سیاووش و رمزهای وابسته به آن که در نام رمان نیز جلوه دارد، درخت، آب و… از این دست هستند که در بخش‌های بعدی به تفصیل از آن‌ها سخن خواهیم گفت.

ب) مثلث زمانی روایت سووشون:

ممکن است سووشون در نگاه نخست گزارش مقطع زمانی مشخصی به نظر بیاید. اشاره به رویدادهایی که می‌توان در روایت‌های تاریخی جست‌وجو کرد، این پندار را نیرومند می‌کند. با این همه روایت سوشون از جا به جایی‌های زمانی نشان‌های مهمی دارد و حوادث تاریخی زمان‌های دورتر و دیرتر گاه با مسیر رویدادهای رمان در آمیخته است. از این گذشته فضای زمانی‌ای که در آن روایت قلمی شده است، یعنی واپسین سال‌های دهه‌ی چهل نیز بیش و کم سووشون را تحت تاثیر قرار داده است. بدین سان با سه زمان روایی در هم آمیخته رویاروییم. زمانی که فضای کلی رمان و رویدادهای محوری بدان تعلق دارد، زمان‌هایی که با جابه جایی با زمان نخستین در آمیخته‌اند و زمانی که در آن نویسنده سووشون را می‌نگارد. به یاری زمان دوم و سوم ابعاد زمانی سووشون گسترش می‌یابد و مستعد تطبیق با قلمرو زمانی فراخ‌تری می‌شود و محدود به یک مقطع معین زمانی نمی‌شود و در محدوده‌ی یک گزارش مستند یا مستند نمای تاریخی نمی‌ماند. این دو زمان به یاری نمادها و اشارات تاریخی و اساطیری که در بخش بعدی از آن سخن خواهیم گفت سووشون را تا اندازه‌ی زیادی از نقصانی بزرگ که غالباً گریبان گیر آثار اجتماعی و انقلابی است دور نگاه داشته‌ است؛ این‌که اثر چندان زمان‌مند شود که بیرون از آن فضای ویژه و پرشور زمانی نتواند با مخاطبان پیوند یابد. اشاراتی در سووشون هست که به مخاطب در فهم تاریخ دقیق وقایع یاری می‌رساند. دل بستگی زری به طبیعت و توصیفاتش از باغچه بیانگر فصلی است که حوادث رمان در آن روی می‌دهند. «هوا در باغ کم از گرمسیر نداشت. همیشه تابستان همین‌طور  عجله می‌کرد و زیرپای بهار را می‌روفت» (56) برنامه‌ی منظم و مداوم زری برای بردن نذری به دیوانه‌خانه و زندان در هر پنج‌شنبه و همچنین وسواس او برای ذکر تعداد روزهای سپری شده و روز شماری برای بازگشت یوسف از شکار و یا گرمسیر و یا بیان دقیق روزهایی که برایش حادثه‌ای روی داده است، ما را از چند و چون روزهای سپری شده می‌آگاهاند : «زری گفت فردا شب، شب جمعه است. می‌دانید که من نذر دارم» (17)، «بعد از ظهر روز شنبه سحر را یک نعل بند غریبه نعل کرد» (41)، «حالا بیست و چهار ساعت می‌شد که زری پسرش را ندیده بود» (41)، «ده روز می‌شد که یوسف رفته بود گرمسیر»
(57)، «آن روز و فردایش هیچ خبری از فرستاده‌ای نشد» (81) «پسان فردا که رسید، با وجودی که زری هیچ وقت دل خوشی از عزت‌الدولـه نداشت، در پذیرایی از او کوتاهی نکرد» (85)، «سه شنبه صبح کلو تب کرد» (147)، «صبح روز چهارشنبه تلفن کرد»(157)، «صبح زود روز چهارشنبه یوسف از ده برگشت» (188)، «پنج‌شنبه عصری زری به دیوانه خانه رفت» (132)، «عصر همان روز بود که کلو و یوسف به ده رفتند» (237)، «ده روز از رفتن یوسف گذشته بود» (239).

علاوه بر این‌ها اشاراتی در کتاب هست که باتوجه به آن‌ها می‌توان سال وقوع حوادث رمان را حدس زد. حوادثی چون منحل شدن وزارت خواربار یا انتخاب ابوالقاسم‌خان به عنوان نماینده‌ی مجلس، فتح استالینگراد، قحطی و شیوع بیماری تیفوس و افزایش مرگ و میر، خرید آذوقه‌ی مردم و فرستادن آن‌ها به شوروی و یا شمال آفریقا، دو برابر شدن نرخ لیره، همکاری عمال حکومت با انگلیسی‌ها، دخالت بیگانگان درامور داخلی و مهم‌تر از همه واقعه‌ی حمله به پادگان سمیرم. باتوجه به تاریخ وقوع این حوادث، همچنین تاریخ قتل یوسف و روز تشییع جنازه‌ی او می‌توان گفت که سووشون مقطع زمانی محدودی از اواخر خرداد تا واپسین روزهای مرداد سال 1322 را دربرمی‌گیرد. اما این بدان معنا نیست که در سووشون تنها با رویداد‌های این چند ماهه‌ی ایران سرو کار داریم. در حقیقت زمان این رمان «بر زمینه‌ی تاریخی وقایع پس از شهریور 1320 است با گوشه‌ی چشمی به بعضی وقایع زمان رضاشاه و یکی دو اشاره به یک واقعه‌ی‌ تاریخی‌ پیش از این دوره، زمان جنگ جهانی اول.» 141  اما همه‌ی این وقایع تاریخی در بستر زمانی سال 1322 گنجانده شده‌اند و راوی در حقیقت خواسته است روایتی همه جانبه از اوضاع ایران در زمان اشغال نیروهای خارجی و زمان جنگ جهانی دوم به دست دهد و برای این کار سال 1322 را برمی‌گزیند. اما برخی حوادث سال‌های پیش را چاشنی روایت خود می‌کند. دانشور برخی حوادث را پر رنگ‌تر جلوه می‌دهد و برخی دیگر را هر چند ممکن است از نگاه یک منتقد سیاسی و مورخ راستین اهمیت بیشتری داشته، کاملاً نادیده می‌گیرد. در واقعه‌ی سمیرم همان‌گونه که از آنچه بر افسران و سربازان دولتی رفته است، سخن می‌گوید، به عشایر و اشتباهات آن‌ها نیز می‌پردازد تا آن‌جا که حتی عذاب وجدان‌ها و پشیمانی‌های ملک سهراب را از کرده‌ی خود به تفصیل به تصویر می‌کشد. حال آن که از ماجرای میلسپو و جبهه‌ی آزادی که در همین سال به وقوع پیوسته و اهمیتی به سزا در تاریخ کشورمان دارد، سخنی به میان نمی‌آید. 142 دانشور، خود را در حصار تاریخ زندانی نمی‌کند. حتی خود را ملزم نمی‌داند تحلیل‌های مرسوم تاریخ‌نویسان را بپذیرد. نویسنده در عین حال که برای پیش‌ برد رمان خود از تاریخ سود می‌جوید اما می‌تواند هرجا که لازم باشد پا از آن فراتر بگذارد، آن‌ها را با هم در آمیزد، جا به جایشان کند و حتی برخی را از آنچه بوده‌اند، پررنگ تر جلوه دهد و درست در این تصرفات است که راوی نگاه ویژه‌ی خود را می‌نمایاند. نگاه راوی در برخورد با تاریخ و گزینش، تصرف و تاکیدهایش غالباً جلوه‌های «نگاه زنانه» را نشان می‌دهد که لاجرم با روایت مألوف مردانه تفاوت‌ها دارد.

هوشنگ گلشیری در کتاب جدال نقش با نقاش به تفصیل به بررسی وقایع مندرج در سووشون و جابه‌جایی‌های زمانی آن پرداخته است. به پندار او یکی از مهم‌ترین جابه‌جایی‌ها در مورد وابستگی عشایر به انگلیسی‌ها و مبارزه با حکومت مرکزی برای پیش‌برد اهداف انگلیسی‌هاست. سووشون می‌کوشد ریشه‌ی مبارزات عشایر و حوادثی همچون مبارزات سمیرم را توطئه‌های انگلیسی‌ها معرفی کند اما گلشیری گمان می‌برد که انتساب غائله‌ی فارس و به خصوص واقعه‌ی سمیرم به متفقین و به ویژه انگلستان درست نیست. 143 در این دوران عشایر نیز همچون بیشتر ایرانیان، پیروزی هیتلر را به نوعی پیروزی خود می‌دانستند و چشم به او دوخته بودند تا آن‌ها را از استعمار انگلیس و متفقانش برهاند. از این گذشته هم‌کاری عشایر فارس با انگلیسی‌ها مربوط به یک سال بعد از حوادث سووشون یعنی سال 1323 است و نویسنده ـ یا به اشتباه یا به عمد ـ رویدادهای این دو سال را با یکدیگر ترکیب کرده است. 144 البته جای این مناقشه‌ی جدی وجود دارد که داوری گلشیری نه تنها با داوری سووشون بلکه با نگاه زمانه‌ای که سووشون در آن پرورده‌ شده تفاوت دارد. روح زمانه در دهه‌ی چهل و چند دهه پیش از آن و دهه‌ای بعدتر از آن به استعمار به عنوان علت العلل همه بدبختی‌ها و عقب ماندگی معطوف است. نگاه گلشیری اساساً نگاهی امروزین‌تر است و پس از فروکش کردن بسیاری اضطراب‌ها و هیجان‌های اجتماعی پدید آمده است. نگاهی که در مطالعات آکادمیکی چون ما چگونه ما شدیم دکترصادق زیباکلام به روشنی یافتنی است زیباکلام می‌کوشد این نگاه جای گیر شده در اذهان عمومی را به نقد بکشد و این پرسش مهم را پیش بکشد که آیا توجه و تأکید بی‌اندازه به استعمار منجر به این بلیه‌ی عظیم‌تر نشده که از بیماری‌ها و کاستی‌های خود و جامعه‌مان چشم بپوشیم. البته این نظر منتقدان بسیاری دارد و هنوز جامعه‌ی ما در قضاوت و تعامل استعمار و تمدن مغرب زمینی‌ دچار تشتت و ابهام است.

قحطی شدیدی که در سووشون روایت می‌شود و جا به جا از زبان زری و یوسف وصف آن را می‌شنویم، یکی دیگر از موارد به هم ریختگی زمانی است. بی‌شک قحطی با این شدتی که در سووشون می‌بینیم از پیامدهای جنگ اول جهانی بوده است. اگر چه ممکن است در جنگ دوم نیز به علت حضور قشون خارجی و شریک شدن آن‌ها در محصولات کشاورزان ایرانی، مردم با کمبودهایی روبه رو شده باشند اما هیچ گاه اوضاع تا به این حد که در سووشون آمده است، تلخ و ناگوار نبوده است. البته ممکن است این جا به جایی‌ها کاملاً عمدی و برای گریز از سانسور باشد که در آن روزگار ترفندی رایج به شمار می‌رفت. همان‌طور که دانشور روز مرگ یوسف را به همین دلیل از بیست و هشتم مرداد ـ روز سقوط دکتر مصدق ـ به بیست و نهم تغییرداده‌، از فضای جنگ جهانی اول برای توصیف چگونگی وضع زندگی مردم، روحیات، آرزوها، خواسته‌ها و مبارزاتشان در طول جنگ دوم جهانی یاری گرفته است.145  البته روایت مؤثر صحنه‌های قحطی بی‌تردید بی‌بهره از جنبه‌های نمادین نیست و این جا به جایی به قصد اغراق و نیز پرهیز از زمان مند کردن کامل صحنه‌ها کاملاً با رویکرد نمادین این صحنه‌ها که بیانی از فلاکتی است که جامعه‌ی ایرانی و به ویژه محرومان را دربرگرفته بود. در این زمینه نیز روح زمانه، به ویژه زمانی که سووشون در حال پروردن بود تاثیر قطعی دارد. توجه به صحنه‌های دل‌خراش و غم‌انگیز جامعه که وجهه‌ی همت روایت ناتورالیستی بود در این زمان رواج داشت. گلشیری هم چنین کوشیده با نمایاندن تناقض‌هایی در وقایع مربوط به پدر یوسف ما را به این نتیجه برساند که جا به جایی‌های زمانی صورت گرفته درباره‌ی شخصیت «حاج‌آقا» صرفاً به خاطر تلاش دانشور برای آمیختن شخصیت او با پدر آل احمد است. 146 اگر سخن گلشیری پذیرفتنی باشد این نمونه نیز آمیزش فضای بیرون از شیراز و زمانه‌ی مورد نظر دانشور در رمان با موقعیتی دیگر است. موقعیتی که نویسنده بدان تعلق دارد. زیرا این جا به جایی نهایتاً به سودای آمیزش شخصیت یوسف با جلال است.

این جا به جایی‌ها و نا هم خوانی‌های زمانی اگر چه ممکن است در یک روایت کاملاً تاریخی یا رمان‌هایی که کاملاً برپایه‌ی رخدادهای تاریخی‌ نگاشته می‌شوند و تنها بیان هنری گذشته‌ی یک ملتند، ضعف به شمار آید اما در سووشون به هیچ روی این‌گونه نیست. سووشون تاریخ نیست که اثبات این موارد از ارزش آن بکاهد. دانشور همچون نویسندگان رئال تنها قصد بیان واقعیت‌‌ها را نداشته است. او در روایت خود تخیل و واقعیت را به هم درمی‌آمیزد و به شیوه‌ی داستان‌های مستند گونه Documentary Fiction عمل می‌کند، کاری که بعدها آن را در جزیره‌ی سرگردانی و ساربان سرگردان پی می‌گیرد. 147  در این شیوه، نویسنده روایت خود را براساس حوادث و اتفاقات مستند پی‌می‌گیرد ولی خود را به آن محدود نمی‌کند و تخیل خود را رها می‌‌کند تا در جای جای روایت نفوذ کند و بر آن تأثیر بگذارد. بدین ترتیب اثری که با این شیوه آفریده می‌شود تنها تاریخ و وقایع مستند نیست بلکه تاریخی است که نویسنده به اختیار خود در آن دست برده و آن را به میل خود تغییر داده و جا به جایی‌هایی در آن صورت داده است. 148

سووشون در بستر زمانی سال‌های جنگ جهانی دوم جریان دارد و بازتابی از تسلط قوای بیگانه، نا امنی شهرها و روستاها، قحطی، بیماری‌های مسری و مرگ و میر، شورش عشایر و … است. با این همه روح روایت گویی به حوزه‌ی دیگری تعلق دارد. می‌توان گفت که «وقایع 1322 براساس روح حوادث سال‌های 1340 تا 1348 بازسازی شده است. 149» نویسنده با عینک دهه‌ی چهل به وقایع سال 1322 می‌نگرد و می‌‌کوشد تا وقایع زمان تاریخی رمان را در پرتو وقایع زمان خلق رمان و یا برداشت‌های آل‌احمد از این وقایع تعبیر و تفسیر کند.

«در نتیجه طرحی که برای حل معضلات در همان سال وقوع حوادث رمان پیش چشم خواننده گذاشته می‌شود، همان طرحی است که مثلاً در در خدمت و خیانت روشنفکران و حتی غربزدگی او شکل گرفته بود.» 150

در حقیقت دانشور روایت‌گری نیست که برای پروردن روایتی که با او فاصله‌ی زمانی دارد یک‌سره از پیرامون و زمینه‌ی اجتماعی زمانه‌اش جدا شود و در مقطع زمانی‌ای که به روایت آن مشغول است، مستغرق شود.

توضیح این نکته ضرورت دارد که افکار و دیدگاه‌های زمان نگارش رمان تا آن‌جا حق وارد شدن به زمان رویدادهای رمان را دارد که در روایت داستان خدشه‌ای وارد نشود و نویسنده نخواهد حکم‌ها و اندیشه‌های امروز خود را، مثلاً آنچه را که تا سال چهل و هشت به درک آن رسیده است، بر اثر تحمیل کند. در این زمینه گلشیری معتقد است توجه‌ بیش از حد به نقش مخرب انگلیسی‌ها در عوض نادیده گرفتن گرایش مهمی که در شیراز سیدنورالدین نماینده‌ی آن است و بعدها سیدضیاء الدین گرداننده‌ی اصلی آن می‌شود، این است که نویسنده افکاردهه‌ی چهل خود را ـ که تا حدود زیادی تحت تاثیر آل‌احمد است ـ به دهه‌ی سی تعمیم داده است. 151 با این همه زاویه‌ی روایت و نگاه زنانه‌ی روایت و قهرمان آن، آشکارا نشان از آن دارد که سووشون  چنان که گلشیری انتظاردارد نمی‌تواند در مسائل سیاسی جامعه‌ی ایرانی عمیق شود و شخصیت‌های سیاسی ـ تاریخی را تجزیه و تحلیل کند. به هر روی در گفتمان گلشیری به این مساله ـ نگاه زنانه و متمایز سووشون ـ چندان که باید توجه نشده و به نظر می‌رسد نقد او بی اما و اگری نباشد.

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

بررسی رابطه عزت نفس با پرخاشگری در دانش آموزان 105ص

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

141985615752731

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید.

برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه



Copyright 2018. All rights reserved.

Posted می 6, 2016 by 92 in category "تز و پایان نامه", "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *