دلسوزی بسیار رهبران الهی:دانلود رایگان پایان نامه علوم تربیتی,بررسی نقش قرآن و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی


دلسوزی بسیار رهبران الهی

از آیات قرآن و تواریخ به خوبی استفاده می شود که رهبران الهی بیش از آنچه تصور شود از گمراهی مردم رنج می بردند؛ به ایمان آنها عشق می ورزیدند؛ از اینکه می دیدند تشنه کامانی در کنار چشمه آب زلال نشسته اند و از تشنگی فریاد می کشند، ناراحت بودند؛ اشک می ریختند؛ دعا می کردند؛ شب و روز تلاش و کوشش داشتند؛ در نهان و آشکار تبیلغ می کردند ؛ در خلوت و اجتماع فریاد می زدند؛ و از این که مردم راه روشن و راست را گذارده، به بیراهه می رفتند، غصه می خوردند؛ غصه ای جانکاه که گاهی آن ها را تاسرحد مرگ پیش می برد!

براستی تا چنین نباشد «رهبری» در مفهوم عمیقش ادا نخواهد شد.

گاه این حالت اندوه به قدری شدید می شد که جان پیامبر به خطر می افتاد و خدا او را دلداری می داد. در سوره شعراء آیات 3 و 4 می خوانیم؛

گوهی می خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینان ایمان نمی آورند! غم مخور ما آنان را آزاد قرار داده ایم و اگر بخواهیم آیه ای از آسمان فرو می فرستیم که گردن هایشان بی اختیار در برابر آن خاضع شود.

فروتنی با مؤمنان:

خدای متعال فرمود:

و در برابر مؤمنانی که از تو پیروی می کنند مهربان و فروتن باش

این تعبیر زیبا کنایه از تواضع توأم با محبت و ملاطفت است. همان گونه که پرندگان هنگامی که می خواهند به جوجه های خود اظهار محبت کنند، بالهای خود را گسترده، پایین می آورند و آنان را زیر بال و پر می گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر نیز مأمور است مؤمنان راستین را زیر بال و پر خود بگیرد.( برجی- 1386: 224-231)

فرضیه 4:آن چه به نام نظام اجتماعی در قرآن واسلام بر سر زبانهاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام اجتماعی را داراست.

نظام وتفسیر اجتماعی :

همه میدانیم که توصیه ،از برنامه و دستگاه است .البته برخی از از توصیه ها به گونه ای است که انگشت انتخاب را بر یکی از نظام ها می نشاند ؛یعنی در عین آن که توصیه و رهنمود است ،اما یکی از راهکار های مناسب وموجود را بر می گزیند و به چشم می آورد .بنابراین بسیار ضروری است که قرآن شناسان  ما ومفسران  بزرگ حاضر ،یکی ازسه گزینه زیرراگزینش اعلان می کنند :

الف)حضور قرآن در زندگی اجتماعی و دنیایی انسان ،از رهگذر توصیه ها و رهنمود هایی است که در هر زمان ومکان، نظامی متناسب باآن زمان ومکان را تاب می آورد وخود نظام استانداردی را بخشنامه وترسیم  نکرده است.به سخن دیگر ،نظام اجتماعی در اسلام ،امضایی است نه تأسیسی.

ب)جاودانگی وکامل بودن قرآن ،ابای از آن دارد که نظام اجتماعی روشن وهمخوانی را تدوین نکرده باشد و مردم را در این مهم به خود وانهاده باشد.ازاین جهت ، نظام اجتماعی وبرنامه زندگی قرآن ،همانند دستگاه اعتقادی آن است؛ یعنی همه اجزای رئیسی و اساسی زنگی مطلوب و اسلامی، در قرآن به صراحت و یا حداقل به اشارت بیان شده است .به سخن دیگر ، قرآن انسانها را با چند توصیه ورهنمود،تنها نگذاشته ودر جزئیات او را دستگیری وراهنمایی کرده است .پس نظام اجتماعی در اسلام،تأسیسی است نه امضائی.

ج)قرآن نظام خاصی را پیش ننهاده و به توصیه های پراکنده نیز بسنده نکرده است ؛بلکه توصیه های قرآن به گونه ای است که تا یک شکل ونظام اجتماعی- که در هر عصرو نسلی ، با تغییرات جزیی همراه است- راه چندانی ندارد؛ یعنی قرآن بااعلان وابلاغ خطوط کلی و برجسته یک برنامه منسجم و    نظام وار اجتماعی ،برای هر جامعه ای شیوه ای خاص و قانونی جزیی نگر دارد .

تفاوت گزینه الف وب،روشن وبی نیاز از توضیح بیشتر است .اما گزینه ج،با دو فرد پیش از خود،تفاوت های ظریفی دارد که با اندکی توضیح ،آشکارتر خواهد شد .نظریه الف،رأساً منکر آن است که اسلام و قرآن ،شیوه و نظام خاصی را برای اداره زندگی به همه انسان ها در همه اعصار پیشنهاد کرده باشد .

سخن ب،درست مقابل دعوی الف است و قرآن را همان گونه که دستگاه اعتقادی لا یتغیر و ثابتی دارد ،دارای نظامی نسبتا ثابت و فراگیر و جاودانه می داند .ج،راهی میان آن دو پیشه گرفته و قرآن راحاوی توصیه هایی میداند که در هر عصری و میان هر اجتماعی ،تنها نوعی خاص از نظام جمعی و زندگی روزانه را می پسندد.به خلاف ب،که معتقد است قرآن از این جهت حساسیتی ندارد و همه گاه با هر نظامی که بتواند به توصیه های او عمل کند ،سر آشتی دارد و دست دوستی می دهد ،و میتواند در یک زمان با چندین برنامه متفاوت و مختلف الشکل کنار بیاید .

نگارنده به خود اجازه دواری و انتخاب یکی از سه گزینه پیش گفته را نمی دهد ،اما از آن جا که این مشکل ویا شبیه آن در دیگر اجزای حیات بشری نیز رخنه گر شده است ،ضروری میداند که هر چه زودتر صاحب نظران و اسلام شناسان بزرگ و معتبر جهان اسلام ، در این باره اظهار نظر و یا دست کم بحث وبررسی کنند .زیرا این تردید که هر اندیشمندی را بر سر سه راهی قرار می دهد ،در غیر برنامه زندگی و حیات اجتماعی بشرنیز چنگ و دندان نشان میدهد و  صاحبان اندیشه وقلم را به چالش و مصاف با خود می خواند .این سه راهی ،در مسیر اقتصاد ،سیاست،فلسفه،عرفان وحتی علم تفسیر نیز قرار دارد . به حتم مشکلی با این ابعاد و گستردگی ، اگر پاسخی در خور نیابد ،ویرانگر و تشتت زا خواهد بود .بسا آشفتگی در فکر وعمل ،که فرآورده این گونه تردید ها است،وچه بسیار منازعات که از محل خود-یعنی گرهگشایی از عقده بالا- آغاز نشده است واز همین روی پایانی نخواهد داشت.

شمار بالایی از نزاع هایی که میان دانشمندان اسلامی در مباحث اجتماعی و سیاسی روز است از آن روست که پیش تر تکلیف خود و پیروان خود را درباره پرسش روشن نکرده اند ؛یعنی بدون آن که نخست معلوم کنند که اسلام و قرآن را مشتمل بر چه نظام و یا توصیه هایی میدانند ،به بحث و نظر می پر دازند وپیش ازآن که عقیده خود را در باره نظام مند بودن یا نبودن رویه اجتماعی اسلام،روشن کنند ،درباره توصیه های قرآن به اجتماع وانسان ها سخن می گویند .این نقیصه آنچنان اساسی است که راه را بر هر گونه نتیجه سودمندی میبندد ،و بلکه هر نتیجه ای را در دامی از تردیدهای بی حاصل وپرسش های بی پاسخ می اندازد.

مثلا در جهان فلسفه ،هر سه مدرسه عمده فلسفی ،یعنی فلسفه مشاء فلسفه اشراق ،و حکمت متعالیه،به قرآن استشهاد و گاه از آن استظهار می کنند؛البته با تفاوتی که در کمیت و کیفیت آنهاست .مرحوم علامه حلی آیه شریفه اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبّکَ أنَّهُ عَلا کلِّ شَیءٍشهیدٌ(سوره فضلت- آیه ی53)را اشاره به   برهان ‹‹وجوب وامکان››میشمارد ومرحوم علامه طباطبایی آیه هفدهم سوره رعد را دلیل روشن بر اصالت وجود میداند .این در حالی است که برخی گنجاندن قرآن رادر قالب بحثهای نظری و اصطلاحات فنی ،ناروا وناسزا میشمارند.حلقه ای از مباحث عرفا ن نظری و سلسله ای از سالکان رسمی وفرقه ای نیست که برای مبانی و آداب خود به آیه ای از قرآن دست نیازند ،و این دست یازیدن ها ترجیع بند همه علوم و فنون جاری در میان مسلمان هاست .حتی کسانی گفته اند:این که حافظ در غزل های خود یک موضوع را اساس قرار نداده و هر بیت را به پیشگاه مضمونی برده است ،اقتفا واثر پذیری از قرآن است.زیرادرآیات قرآن نیز چنین پراکندگی دیده میشود .

حال که از براهین فلسفی تا ساختمان ذوقی ترین غزلیات فارسی را می توان به قرآن نسبت داد ،آیا این ضرورت احساس نمی شود که باید راجع به خود قرآن و صراحت ها و اشارت های آن ،به گونه ای شفاف وخالی از اجمال وابهام نظریه پر دازی کرد و ازجمله معلوم داشت که قرآن گرامی در باره نوع زندگی و اجتماعات بشری ،تا کجا وچگونه سخن گفته است ؟آیا قرآن به توصیه های ارشادی و یا مولوی بسنده فرموده یا این که اساس و بدنه یک نظام نیرومند و جاودانه را در اداره جامعه اندیشیده است ؟از طرفی ،آشفتگی وتشتتی که در بالا ازآن سخن رفت،به نظر ناگزیر و حتی گاه مطلوب میرسد .یعنی قرآن     خود بدین رضایت میدهد که ابشخور همه نحله ها و اندیشه ها باشد و اگر شاه خوبان است ،منظور   گدایان نیز باشد به قول حافظ:

زلف در دست صبا ،گوش به فرمان رقیب                       این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی منظور گدایان شده ای                             قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

هر کس از مهره مِهرتو به نقشی مشغول                     عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

آنچه که نمی توان در آن تردید کرد ،تحصیص بخش مهمی از آیات قرآن کریم به موضوعات اجتماعی ومربوط به زندگی است.این اهمیت ویژه را می توان دریافت ،و ازهمه مهمتر و جاندارتر بخش قابل توجهی از خطبه های نهج البلاغه در باره اسلام و قرآن است .حضرت امیر مؤمنان،آنگاه که آثار بعثت پیامبر را بر میشمارد، بیشتر پیامدهای اجتماعی و زندگی ساز اسلام را گوشزد می فرمایند .ایشان در مقایسه میان زندگی انسانها پیش از بعثت و پس ازآن ،بیشتر به تفاوتهای مربوط به زندگی انسانها ،در این دوره توجه می کنند .حتی گاه بلافاصله پس ازآن که خاطر نشان میکنند قرآن واسلام برای انسانها توحید را به ارمغان آورد ،بی درنگ از مواهب و داده های اجتماعی اسلام سخن به میان می آورند .از بابت نمونه ،یک فراز از خطبه صد و نود و هشت نهج البلاغه را شاهد می آوریم.بااین توضیح که ازاین دست مطالب درنهج البلاغه به فراوانی یافت میشود و برخی آنها چنان شهرت دارند که نگارنده خود را از یادآوری آنها بی نیاز می بیند:

ثُمَّ انَّ االلهَ بَعَثَ محمداً(ص)بالْحقِّ حینَ دَنا مِنَ الذنیا الانْقِطاعُ واقْبل منَ  الاخرهِالاطِّلاعُ.واَظْلَمَتْ بَهْجَتُها بعدَ اشراقٍ وقامَتْ بِاَهْلِها علی ساقٍ .وخَشُنَ مِنها مِعاد و اَزِفَ منها قیاد .انقطاعٍ من مُدِّتها،و اقترابٍ من اَشراطها وتصرُّمٍ مِِنْ اهلها وانْفِضامٍ من حلقَتِها ،وانتشارٍ مِنْ سببها و عفاءٍ من اعلامِها وتکشُّفٍ مِنْ عوراتِها وَ قِصَرٍ طُولِها. جَعَلَهُ الله بلاغاً لرسالته ،وکرامهً لاُمّتِهِ و ربیعاً لاهلِ زمانه ،و رفعهً لاعوانِهِ وَ شَرفاً لِاَنصارِهِ.‹نهج البلاغه-خطبه ی198›.

پس خدا محمد را- که درود وی بر او و خاندان اوباد- به حق بر انگیخت ،آنگاه که پایان دنیا نزدیک بود و آخرت روی آور و جهان پس از روشنی و زیبایی ،تاریک،زندگی مردمش،دشوار،و آرام جای آنان ناهموار .جهان به نیستی و فروریختن نزدیک گردیده مدت آن به سر رسیده ،و نشانه های آن پدید و پیوند مردمش با آن بریده و حلقه های پیوندشان ازهم گسیختگی شان بسیار،ونشانه های رستگاری ناپدیدار ،و زشتی های دنیا آشکار ،رشته عمرش کوتاه و به سر رسیدنش نمودار .این هنگام خدا اورا مأمور رساندن شریعت ‍‍]به مردمان]کرد و موجب ارجمندی امت،و بهار مردم زمانش ،و مایه سربلندی یارانش ،و موجب شرف یارانش .

.خطبه بیست وشش که گویا ترین گزارش از اوضاع زندگی عرب جاهلی است این گونه آغاز می شود:

اِنَّ اللهَ بَعَثَ محمدِّ(ع)نذیراً للعالمین وامیناً علی التنزیل .وانتم معشر العرب علی شِّر دینٍ و فی شرّ دارٍ .منیخون بین حجارهٍخُشْنٍو حیّاتٍ صُمٍّ تشربونِ الکَدِرَ وتأکُلونَ الجَشِبَ و تسفِکوُنَ دِماءَکم و تقطعوُن ارحامکم.الصنام فیکم منصوبَه والاثام بکم معصومهٌ؛‹نهج البلاغه- خطبه ی26›همانا خداوند محمد- که درود او بروی وخاندانش باد- را بر انگیخت تا مردمان را بترساند ،و فرمان خدا را چنان که باید رساند .آن هنگام شما ای گروه عرب،بد ترین آئین را برگزیده بودید ودر بد ترین سرای خزیده.منزلگاهتان سنگستان های ناهموار ،همنشینتان مارهای زهر دار.آبتان تیره وناگوار ،خوراکتان گلوآزار .خون یکدیگر را ریزان از خویشاوند بریده وگریزان .بت ها یتان همه جابرپا،پای تا سر آلوده به خطا .

حضرت در این گزارش کوتاه از زندگانی مردم پیش از نزول وحی بر پیامبر اسلام به شاخص های اعتقادی،اجتماعی،امنیتی،بهداشتی ،مسکن ومقررات روزانه در زندگی مردم اشارات بسیار بلیغ و رسایی دارد .این گونه سخن گفتن از برکات بعثت ،بدان معناست که اسلام و قرآن ،همزمان با تصحیح اعتقادات مردم ،سخت به اصلاح وضعیت معشیتی و زندگانی انسان ها اهتمام کرده و آثار و برکات خود را تا همه زوایای زندگی انسان معتقد،گسترانده است.

همچنین در کتاب های تاریخی نوشته اند وقتی که نجاشی پادشاه حبشه از گروه مهاجران خواست که در باره دین وآیین جدید خود درعربستان توضیحاتی بدهند ،جناب جعفربن ابی طالب ،بخش مهمی از فضایل اسلام وقرآن را به موضوع زندگی و حیات مادی در اسلام اختصاص داد،و ازجمله آن که در اسلام ،زن و مرد به یکسان نگریسته می شوند و کسی را بر کسی بر تری نیست،مگر به تقوا و پرهیزگاری .جعفر(ع)در سیمایی که اسلام برای نجاشی و در باریان او ،ترسیم،کرد این نکات مهم و برجسته ،فهرست شده اند :

1.توحید؛

2.د عوت به علم و دانش اندوزی؛

3.اجتناب از خوردن مردار ؛

4.پرهیز از رفتار زشت؛

5.حرمت نهادن به همسایه؛

6.ضعیف پروری وظلم ستیزی؛

7.مهربانی با خویشان و صلح وصفا با دوستان؛

8.پرهیز از پرستش بت و اهتمام به یکتا پرستی؛

9.امانت داری؛

10.اجتناب از خشونت وخون ریزی؛

11.اجتناب از آمیزش های نامشروع؛

12.پرهیز از شهادت دروغ؛

13.سر پرستی یتیمان وبی پرستان؛

14.پرهیز از نسبت ناروا به زنان؛

15.اقامه نماز و روزه داری؛

16.پرداخت مالیات؛

17.ستایش وسپاس پروردگار؛

18.مراعات حلال وحرام؛

19.احترام به همه ادیان الهی واعتقاد به پاکدامنی حضرت مریم؛

همین اصول مترقی و اجتماع پرور بود که نجاشی را متقاعد ساخت که آیین اسلام،آیین الهی- مردمی است ودر حضور فرستادگان قریش گفت:گفتار پیامبر اینان‹جعفرو همراهانشان›و آنچه که عیسی آورده است،از یک منبع نور سر چشمه میگیرند.بروید. من هرگز اینان را به شما  ‹فرستادگان قریش›تسلیم نخواهد کرد.

با این همه نمیتوان این توجهات وتوصیه ها را همان سیستم روشمند در اداره امور زندگی،در قرآن دانست.بلکه آنان که به وجود چنین نظامی در قرآن اعتقاد وایمان دارد،باید به جد آن راپی گرفته وتبیین واستخراج آن رااز میان توصیه های پی در پی قرآن به عهده گیرند .بی تردید اگر تأسیس چنین نظامی با چنان خصوصیاتی،از تعهدات دین ووحی باشد،وجود آن رادر قرآن نمی توان انکار کرد .اما این که آیا مسلمانان موفق به ارائه آن شده اند یا نه،بحث وجدل دیگری است .وبسا بتوان این سستی وبی توفیقی مسلمانان را از دلایل روشن مهجوریت قرآن شمرد .قرآن کریم ،خود از مهجوریت،خود گلایه می کند وبه درگاه الهی شکوه می آرد:

و قالَ الرسولُ یا ربِّ اِنَّ قومی اتَّخَذّوا هذا القرآنَ مهجوراً

وپیامبر خدا گفت:”پروردگارا،قوم من این قرآن را رها کردند “(سوره ی فرقان- آیه ی30)

به راستی رها کردن قرآن چه مفهومی جز این دارد که مسلمانان برای برآوردن نیاز های اساسی خود،به هردری روی می آورند جز قرآن که باب الرحمه واساس همه نیکی هاست.

جای دارد که دراین جا سخن استاد شهید ،مرحوم مرتضی مطهری را یاد آور شویم که درد مندانه میگفت:

هم نسل قدیم وهم نسل جدید به قرآن جفا کرده اند و میکنند؛اول نسل قدیم جفا کرد که ‹حالا›نسل جدید جفا میکند .در رهبری نسل جوان ،پیش از هر چیز دو کار باید انجام شود :یکی باید درد این نسل را شناخت و آنگاه در فکر درمان و چاره شد ؛بدون شناخت درد این نسل هر گونه اقدامی بی مورد است .دیگر این که نسل کهن باید اول خود را اصلاح کند،نسل کهن‹باید›از بزرگترین کناه خود توبه کند و آن مهجور قرا دادن قرآن است .همه باید به قرآن باز گردیم و قرآن را پیشاپیش خود قرار دهیم ،ودر زیر سایه ی قرآن به سوی سعادت و کمال حرکت کنیم (بابایی- 103:1378- 115).

 

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

بررسی رابطه عزت نفس با پرخاشگری در دانش آموزان 105ص

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

141985615752731

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید.

برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *