آگوست 6

این، یا، برای، اینکه، کنید

کرده است که تصویری از وضعیت موجود هوش اخلاقی و سرمایه اجتماعی با میزان مسئولیتپذیری دانشجویان دانشگاه کاشان فراهم سازد. بر این موه از

:
? توصیه برای اینکه رفتارها و حرف‌های دیگران را به خودتان نگیرید
? رفتاری که باعث می‌شود دیگران بیشتر به شما احترام بگذارند
چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم؛ آشنایی با ?? نکته واقعا کاربردی
یکی از این موقعیت‌های اجباری، روابط خانوادگی است. در حقیقت اعضای خانواده اغلب دشوارترین کسانی هستند که باید با آنها روبه‌رو شویم، چون به شیوه‌ی بسیار پیچیده‌تر و نزدیک‌تری با ما در ارتباط هستند. در مورد آشنایان دشواری که در زندگی داریم، مثل برخی دوستان، همکاران یا همسایه‌ها، چه‌بسا گهگاه مجبور به برخورد با آنها بشویم، تا وقتی ناسازگاریِ بین‌مان برطرف شود یا اینکه بتوانیم خودمان را از این ارتباط دشوار رها کنیم. اما در مورد اعضای خانواده مجبوریم به‌خاطر حفظ یکپارچگی خانواده هم که شده، این رابطه را هم‌چنان ادامه بدهیم. به‌عبارت دیگر، روابط شخصی ممکن است بر کل خانواده تأثیر بگذارند. اگر با عضو دشوار خانواده کنار نیایید، ممکن است ناخواسته‌ فشار فراوانی بر کل روابط فامیلی وارد کنید.
مثال‌های چنین روابطی را به‌فراوانی در اطراف خودمان می‌بینیم. در همین وب‌سایت چطور، گاهی اوقات برخی دوستان دیدگاهی می‌نویسند با این مضمون که من مثلا دوست دارم مثبت‌اندیش باشم، یا این کار را بکنم، یا آن رژیم غذایی را رعایت کنم ولی حضور فلان عضو خانواده باعث می‌شود همه‌ی رشته‌ها پنبه شوند یا او نمی‌گذارد، یا او خیلی منفی‌نگر است!
پس با آن کسانی که شاید چندان دوست‌شان ندارید یا ترجیح می‌دادید در حلقه‌ی خانوادگی‌تان حضور نداشته باشند، اما از طرف دیگر مجبورید به‌خاطر ارتباط خانوادگی با او سازگار شوید چه می‌کنید؟

?. سعی نکنید طرفِ ناسازگار را تغییر دهید
او را همان‌طور که هست بپذیرید. این در مورد همه‌ی آدم‌های ناسازگار صدق می‌کند، نه فقط اعضای خانواده. شاید بخواهید به کسی که برایش اهمیت قائل هستید کمک کنید، چه‌بسا تلاش‌هایی نیز برای کمک به او می‌کنید. گاهی اوقات این جواب می‌دهد، اما اغلب اوقات تلاش‌هایتان نتیجه‌ای دربر نخواهند داشت. در حقیقت، شاید سعی در درست‌کردن آن شخص یا بهترکردنِ زندگی‌اش، به سردرد بزرگی برای خودتان تبدیل شود، چون هرچه بیشتر برای او تلاش می‌کنید، او انتظار بیشتری از شما پیدا می‌کند. بپذیرید که او قادر به تغییر نیست، حداقل در آن برهه از زمان. باید بپذیرید که رفتار و اخلاقِ او همان چیزی است که همیشه بوده، مگر اینکه تغییر واقعی را در او ببینید و اطمینان بیابید که سعی می‌کند توجه کند و قدمی به‌سوی شما بردارد. باید انتظارات خودتان را درباره‌ی آنچه دیگران می‌توانند انجام بدهند و آنچه می‌خواهند انجام بدهند در حد معقولی نگه دارید.
?. حاضر و صریح باشید

دانستن اینکه شخصی در تلاش است اختلاف را در جهتی که می‌خواهد هدایت کند، ممکن است آدم را به‌راحتی هم از نظر هیجانی و هم بدنی دچار مشکل کند و چه‌بسا ضربان قلب و فشار خون را بالا ببرد. سعی کنید خود به پاسخ جنگ یا گریز نرسید، چون ناگزیر منجربه حالت تدافعی می‌شود. مسلما نمی‌خواهید گرفتار بحث و جدل شوید. با خودتان صادق بمانید، کمالِ خود را حفظ کنید. وقتی عقیده‌ی خود را بیان می‌کنید، صریح و قاطع باشید. روی چگونگی واکنش‌تان تمرکز کنید. بدانید چه موقع بحث‌تان به نقطه‌ای می‌رسد که بازگشتی از آن نیست (یعنی این بحث دیگر به حل اختلاف کاری ندارد، بلکه مسئله‌ی بردن و باختن مطرح می‌شود). اگر به این نقطه رسید، ارتباط را متوقف و بحث را تمام کنید.
تبلیغات

?. افراد دشوار را به بیان نظرات‌شان ترغیب کنید
(به‌وضوح پیش از آنکه گفت‌وگویتان مثل بالا از دست برود)، به طرف مقابل‌تان اجازه بدهید دیدگاه خودش را درباره‌ی مشکل یا مسئله‌ی جاری بدون هیچ‌گونه قطع صحبتی، به‌طور کامل بیان کند. چرا فکر می‌کند مورد قضاوت یا انتقاد دیگران قرار گرفته است؟ چه چیزی وجود دارد که فکر می‌کند دیگران نمی‌فهمند؟ از دیگران چه می‌خواهند یا چه انتظاری دارند؟ مسئله‌ی اصلی آن است که تا جای ممکن بی‌طرف بمانید. گوش‌کردن صرف به‌جای تلاش به پاسخ‌دادن باعث می‌شود او فکر کند می‌تواند آنچه را در ذهنش است بیان کند. احترام نشان‌دادن به تفاوت‌های دیگران می‌تواند تأثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد.
?. مراقب موضوعات چالش‌برانگیز باشید
موضوعات مشخصی وجود خواهند داشت که ناگزیر نقاط ناسازگاری و اختلافی را بروز می‌دهند. این موضوعات را بشناسید و وقتی پای آنها به میان می‌آید، حواس‌تان بسیار جمع باشد. تجربیات گذشته باید به کمک‌تان بیایند، به‌ویژه وقتی با این موضوعات حساس مواجه می‌شوید. آماده باشید که یا این موضوعات را به‌شیوه‌ای صریح و بدون درگیری بیان کنید یا اگر جو بیش از حد داغ می‌شود، از این اختلاف بگذرید.
?. بدانید که بعضی موضوعات کاملا غیرقابل بحث هستند
تاریخ و تجربه به شما می‌گویند که به هر نحوی باید از این موضوعات اجتناب کنید. نه اینکه برای همیشه باید بر موضوعات مهم سرپوش گذاشت، بلکه اگر تجربه می‌گوید که مواجهه با موضوعات خاصی فشار زیادی روی شما وارد می‌کند و بحث در مورد آن، آن‌قدری پیش نرفته که منجربه ایجاد روابطه حسنه بشود، پس بهترین کار اجتناب از این بحث تا زمانی است که هر دو طرف به حرکت در مسیری سازنده تمایل داشته باشند.
?. همیشه هم همه چیز به شما برنمی‌گردند

بله، اینکه هر چیزی طرف مقابل می‌گوید به آدم برنخورد، سخت است به‌ویژه وقتی مورد حمله قرار می‌گیرید یا می‌خواهند به آدم القا کنند که مقصر فلان چیز است. اما اگر به جزئیات هر اختلافی دقت کنید، می‌بینید که چطور شکل می‌گیرد. توجه کنید که آدم‌ها چگونه در بحث پیش می‌روند. معمولا همه چیز از یک مسئله، اختلاف یا پاسخ مشخص شروع می‌شود که آدم را ناراحت یا عصبانی می‌کند. اگر ادامه پیدا کند، پروبال می‌گیرد و به‌سرعت به حملات شخصی تبدیل می‌شود (که اغلب تلاش می‌کنند به شما القا کنند که چون به شیوه‌ای که طرف انتظار داشته رفتار نکرده‌اید، مقصر یا گناهکار هستید). اگر قبلا چنین تعاملی را تجربه کرده‌اید، مهندسی معکوس را به‌کار بگیرید و ببینید نطفه‌ی این اختلاف در کجا شکل گرفته است.
?. سلامت خودتان در اولویت است
ضمن اینکه می‌خواهید نسبت به دیگران تا جای ممکن محترمانه و باملاحظه رفتار کنید، مسلما دوست ندارید صرف اینکه کسی خوشحال یا راضی بشود یا با او در صلح و صفا باشید، خودتان را تحت فشار و در تنگنای روحی قرار بدهید. هرگز نگذارید تعاملات و روابط شخصی سلامتی‌تان را به خطر بیندازند. مرزهای خود را بشناسید، آن مرزهایی که بین شما و دیگری، منطقه‌ای محافظت‌شده را مشخص می‌کنند. هیچ‌کس حق ندارد فضای شخصیِ شما را اشغال کند، مگر اینکه خودتان به او اجازه بدهید.
اینجا همان موقعیت خاصی است که خانواده یا فامیل برای مناسبتی خاص یا تعطیلات دور هم جمع می‌شوند. در مورد فامیل، بهتر است پیشاپیش مشخص کنید که چه مدتی را کنار هم خواهید گذراند. زمان برنامه‌ریزی‌نشده‌ی زیادی در نظر نگیرید. مسلما دوست ندارید در موقعیتی گرفتار شوید که با آن عضو دشوار خانواده یا فامیل که با او مسئله یا اختلافی دارید تنها بمانید. دوروبر آدم‌هایی باشید که با آنها سازگاری بیشتری دارید، افرادی که از شما حمایت می‌کنند و به شما اهمیت می‌دهند، کسانی که دوست دارند از کنار هم بودن لذت ببرند.
________________________________________
در ادامه بخوانید: چطور با دیگران بدون حدس و گمان ارتباط داشته باشیم
________________________________________

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع پرورش و تربیت فرزندان
تربیت کودک را باید بیست سال پیش از تولدش آغاز کرد

5000تومان



چند خط اول هر مقاله‌‌ای با داشتن یکی از ? ویژگی که در ادامه می‌آیند می‌تواند خواننده را طوری به دام بیندازد که تا آخرین خطِ مقاله، چشم از صفحه‌ی کاغذ یا مانتیور برندارد. در واقع وظیفه‌ی مقدمه‌ مقاله این است که کاری کند شما تا اینجا بیایید و خط دوم را هم بخوانید، وظیفه خط دوم هم این است که کاری کند چشمان شما همینطور به جلو حرکت کند و به خط بعدی برسد. یعنی این خط!
برگردید و خط اول را از نو بخوانید. این خط به کمک استراتژی شماره ? نوشته شده است.

استراتژی شماره ?
این استراتژی با ایجاد عاملِ «کنجکاوی»، مخاطب را تشویق می‌کند تا به خواندن ادامه بدهد. ایجاد حس کنجکاوی یکی از سلاح‌های قدرتمند مقاله نویسی است که استفاده از آن در تیتر و میان‌تیترهای مقاله می‌تواند تأثیر بسیاری عالی‌ای بر مقاله‌ی شما داشته باشد.
اگر به درستی از این عامل استفاده کنید، حس کنجکاویِ به وجود آمده در مخاطب باعث می‌شود با خواندن تیتر و خط اول مقاله بخواهد بیشتر در مورد موضوعِ مورد نظر بداند. یا اینکه سؤالی در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود که فقط با خواندن مقاله به طور کامل به پاسخ آن سؤال دست پیدا می‌کند. سؤالی که در خط اول این مقاله شما را به خواندن ادامه مقاله وادار می‌کرد، این بود: «اولین خطوط مقاله چطور می‌توانند مخاطب را به خواندن بقیه‌ی مقاله تشویق کنند؟»

نطرتان درمورد این مثال از مجله آتلانتیک چیست؟‌
شاید باورتان نشود، اما خبرهای جدیدی درمورد معضل گرم شدن زمین برایتان دارم: هم خبرهای خوب، هم خبرهای بد.
این یکی از روزنامه‌ی گاردین چطور؟
یک ماه پیش بود که در کمال شرمندگی متوجه شدم،‌ همیشه بند کفش‌هایم را اشتباه می‌بسته‌ام.
هر کدام از این خطوط سؤال‌هایی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند. مثال اول: «چه خبرهای خوب و بدی درباره‌ی گرم شدن کره‌ی زمین داری؟»، مثال دوم: «یعنی من هم بند کفش‌هام رو اشتباه می‌بندم؟»
تبلیغات

استراتژی شماره ?، در رمان علمی-تخیلی «جنگ پیرمرد» نوشته «جان اسکالزی» هم تأثیر فوق‌العاده‌ای داشته است. جان رمانش را اینگونه شروع می‌کند:
روز تولد پنجاه سالگی‌ام دو کار انجام دادم. اول به مزار همسرم رفتم. بعد به ارتش پیوستم.
«کنجکاوی» یکی از ? راهکار مختلفی است که می‌توانید از آن استفاده کنید تا خواننده را تشویق کنید با خواندن مقدمه‌ مقاله تا آخرین جمله چشم از روی کاغذ برندارد. برای اینکه بدانیم بقیه موارد چه هستند، بیایید از ابتدا شروع کنیم…
استراتژی شماره ?
خط اول مقاله می‌تواند کاری کند که خط بعدی را هم بخوانید، خط بعد از آن را هم بخوانید. می‌توانید از خط اول برای ایجاد انتظار یا اشتیاق استفاده کنید، مثال‌های زیر را بخوانید تا بیشتر متوجه شوید.
مثالی از Wired.com
با توجه به محبوبیت بسیار زیاد فیسبوک، قبل از عرضه‌ی مستقیم سهام آن، فکر می‌کنم کسی که می‌گفت: «به جای رسانه‌های اجتماعی باید روی چیپس و پنیر سرمایه‌گذاری کنید» اشتباه می‌کرده. اینطور که به نظر می‌رسد، از اول هم باید روی شبکه‌های اجتماعی سرمایه گذاری می‌کردید.»
در این مثال هیچ تلاشی برای جذب خواننده و تشویق او به خواندن ادامه مطلب صورت نگرفته است. حالا مقایسه کنید با چیزی که Slate.com نوشته:
نسل دایناسورهایی که ما در دوران کودکی می‌شناختیم منقرض شده است. موجودات تنبل و مغز فندقی که در مرداب‌ها زندگی می‌کردند و در موزه‌ها رعب و وحشت ایجاد می‌کنند و همه جا در کتاب‌های قصه سر و کله‌شان پیدا می‌شد، این روزها جای خود را به موجودات سریع و وحشی داده‌اند که شباهت خیلی بیشتری به تیرانوسورهای واقعی دارند.
در این مثال، نویسنده با ایجاد حسی نوستالژیک در شما، کاری می‌کند که دلتان بخواهد بدانید موضوع دایناسورهای دوره‌ی کودکی شما به کجا ختم می‌شود و این روزها چه اتفاقی برای آنها افتاده است.
استراتژی شماره ?
پرسیدن یک سؤال از مخاطب هم راهی هوشمندانه است تا توجه مخاطب را به مطلب‌تان جلب کنید. مثلا به این نمونه از سوالی که در یکی از پست‌های کانال تلگرام چطور مورد استفاده قرار گرفته، توجه کنید:
آیا می‌دانستید کمبود وزن هم می‌تواند به اندازه‌ی اضافه وزن برای سلامتی خطرناک باشد؟
استراتژی شماره ?
وقتی که طبق استراتژی شماره ? در خطوط ابتدایی مقاله، سؤالی را مطرح می‌کنیم، این انتظار ایجاد می‌شود که در خط دوم، شروع کنیم به پاسخ دادن به آن سؤال. اگر علاوه بر سؤال، کمی هم همدردی و همدلی خودتان را درباره‌ی مشکل مطرح شده نشان بدهید، تأثیر بیشتری خواهد داشت. به این مثال توجه کنید:
تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید اگر وقت کافی داشتید و شرایط به شما اجازه می‌داد، می‌توانستید به چه نویسنده‌ی بزرگی‌ تبدیل شوید؟

مثال بعدی هم از سایت Firepole Marketing است که می‌خواهد با نارضایتی خواننده ابراز همدردی کند و بگوید که همه‌ی ما تجربه‌ی مشترکی در این زمینه داشته‌ایم:
این روزها همه تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا با مطالب عجیبی که شاید اصلا درست هم نباشند، شما را به سایت‌شان بکشانند، دقیقا مثل دست‌فروش‌های مترو که هر کدام می‌خواهند نظر شما را جلب کنند و چیزی به شما بفروشند.
استراتژی شماره ?
یک راه مؤثر برای جلب کردن توجه مخاطب این است که چیزی خلاف انتظار آنها بگویید، غافلگیرشان کنید یا چیزی بگویید که با آنچه فکر می‌کنند «طبیعی» است، متفاوت باشد.
اولین خط از رمان «????» جرج ارول یکی از مثال‌های خوب برای این استراتژی است:
یک روز سرد و آفتابی خرداد ماه بود و ساعت‌ها ?? بار ضربه زدند.
این مثال دیگر از وبسایت The Atlantic:
پشت هر نقشه‌ی گوگل (Google Map) یک نقشه‌ی خیلی پیچیده‌تر وجود دارد که درخواست شما برای یافتن آدرس مورد نظر را اجرا می‌کند و شما آن را نمی‌بینید.
استراتژی شماره ?

اگر برای نوشتن مقدمه چیزی به ذهنتان نمی‌رسد یا نمی‌دانید مقاله‌تان را چطور شروع کنید، سعی کنید از یک نقل قول یا یک آمار جالب استفاده کنید. استفاده از اطلاعاتی که از یک منبع معتبر آمده است به شما کمک می‌کند نظر مخاطب را جلب و او را با خود همراه کنید.
یک مثال خوب استفاده از این استراتژی که در یکی از پست‌های کانال تلگرام چطور استفاده شده است:
?,???,??? نفر در سال، خیلی دیر متوجه ابتلا به سرطان می‌شوند!
استراتژی شماره ?
آخرین استراتژی که ساده‌ترین استراتژی هم هست، فقط به کمی فکر کردن و شجاعت نیاز دارد. با وجود این، می‌تواند به طرز غافلگیر کننده‌ای مؤثر واقع شود.
راه حل ساده‌ی ما این است: سعی کنید پاراگراف اول را حذف کنید.
اگر نتوانستید پاراگراف اول متن را به اندازه کافی جذاب بنویسید، به احتمال زیاد حذف کردن آن، مقاله‌ی شما را به مقاله بهتری تبدیل می‌کند. اما چرا؟‌ به خاطر اینکه پاراگراف اول معمولا پراکنده گویی می‌کند و مستقیم سر اصل مطلب نمی‌رود. در بعضی از موارد، این کار کاملا عمدی است. تکنیک «شروع کردن با تأخیر»، تکنیکی است که معمولا در مجله‌ها یا روزنامه‌ها می‌بینید. نویسنده، قبل از اینکه سراغ موضوع اصلی برود، اول از یک موضوع نه چندان مرتبط استفاده می‌کند و بعد به موضوع اصلی برمی‌گردد یا اینکه از پاراگراف اول برای مقدمه چینی استفاده می‌کند.
این تکنیک بیشتر در روزنامه‌ها و مجلات جواب می‌دهد، چرا که در روزنامه‌ها و مجلات شکل بلندتری از نوشتار به صوری خطی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما در مطالبی که قرار است در وب منتشر شود، مخاطب فقط می‌خواهد نگاهی گذری به مطلب بیندازد و از آن رد شود. پس اگر با موضوعی که در پاراگراف اول مطرح می‌کنید به دام نیفتد، به احتمال زیاد قبل از اینکه به پاراگراف دوم برسد، صفحه را می‌بندد. پس اگر قصدتان تولید محتواست، یادتان باشد که نمی‌توانید مخاطب‌تان را خیلی منتظر بگذارید، چون خیلی زود حوصله‌اش سر می‌رود. پس اگر نمی‌توانید مخاطب‌تان را جذب کنید، مستقیم بروید سر اصل مطلب.
ممکن است حذف کردن پاراگراف اول کمی ناراحت‌کننده باشد. اما گاهی اوقات بهترین کار این است که هرگونه توضیح اضافی و تأخیر حذف شود. امتحانش ضرری ندارد. این استراتژی برای همه‌ی مقالات یا پست‌های وبلاگی جواب نمی‌دهد، اما می‌تواند به محتوای شما کمی نیرو محرکه بدهد که مخاطب را تا انتهای مطلب با شما نگه دارد.
چه وقتی مقدمه‌ مقاله هیچ اهمیتی ندارد؟
? استراتژی برای شروع مقاله با یک مقدمه‌ی هیجان‌انگیز را با هم مرور کردیم. اگر چیزی جا مانده، که به نظر شما می‌رسد یا همیشه در نوشته‌هایتان از آن استفاده می‌کنید، آن را در بخش «دیدگاه‌ها» با ما در میان بگذارید.
اما به عنوان یک قانون کلی، یادتان باشد که خط اول مقاله‌ی شما بعد از «عنوان مقاله» بیشترین اهیمت را دارد. خط دوم مقاله بعد از اولین خط، بیشترین اهمیت را دارد و به همین ترتیب تا آخرین خط مقاله.
هر جایی که در مقاله‌ای به خطوطی برمی‌خورید که به نظرتان جالب هستند، آنها را به صورت جداگانه در فایلی نگه دارید، تا اگر روزی در مقاله‌ی دیگری به بن‌بست خوردید و هیچ ایده‌ای به ذهنتان نرسید، بتوانید از آنها الهام بگیرید.
البته، به احتمال زیادی روزی فرا خواهد رسید که شما به هیچ‌کدام از این استراتژی‌ها نیازی ندارید، چون مخاطبان وفاداری دارید که قلم شما را دوست دارند و می‌خواهند هر چه شما می‌نویسید،‌ بخوانند. در واقع بیشتر مشتاق هستند بدانند که چه حرف جدیدی برای گفتن دارید، نه اینکه آن را چطور بیان می‌کنید.
تا وقتی که به آن نقطه می‌رسید، که امیدوارم خیلی زود فرا برسد، سعی کنید از این استراتژی‌ها استفاده کنید تا در همان خط‌های اول مقاله‌تان مخاطب را طوری به دام



همه حقوق محفوظ است

Posted آگوست 6, 2018 by 92 in category "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *