آگوست 6

این، برای، یک، وقتی، بیان

گفت‌وگو‌های مؤدبانه افراد معمولا از واژه‌هایی استفاده می‌کنند که قطعیت کلام و نظر آنها را از بین می‌برد. واژه‌هایی نظیر: شاید، ممکن است، احتمالا، به نظر می‌رسد و… . این واژه‌ها نشان می‌دهند که شما درباره‌ی نظر و عقیده خود تردید دارید یا فرد قاطعی نیستید و از متقاعد کردن سایرین ناتوانید. در عوض می‌توانید از واژه‌هایی کمک بگیرید که قدرت و اختیار بیشتری به شما می‌دهند، مانند: به وضوح، قطعا، مطمئنا، به سادگی و… .
________________________________________
: ? عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند
________________________________________

?. از عبارات شک‌و تردید استفاده نکنید

دانش شما معمولا بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. پس از اظهار نظر کردن نترسید. وقتی اطلاعات شما قریب به یقین درست و منطقی است، از عبارات توأم با شک و تردید استفاده نکنید. یکی از اشتباهاتی که شما را بدون اعتماد به نفس نشان می‌دهد، استفاده از همین جملات «سلب مسئولیت» است یعنی شما از عبارات و لغاتی استفاده می‌کنید که محتوای کلام‌تان را تصریح و تأیید نمی‌کند. در اصطلاحات قضایی و حقوقی عبارات سلب مسئولیت، عباراتی چندپهلو و گنگ هستند که هیچ‌ چیز را تأیید یا رد نمی‌کنند، به شکلی که هیچ برداشت درستی نمی‌توان از آنها داشت. چیزی شبیه پایانِ باز فیلم‌های امروزی که برخی کارگردانان عزیز علاقه‌ی زیادی به استفاده از آن دارند. نمونه‌ای از این عبارات در گفت‌وگوهای عادی به این ترتیب است:
کاملا مطمئن نیستم اما…
من خیلی در این زمینه صاحب‌نظر نیستم اما…
نظر شما درست است اما…
این عبارات و جملات شما را بدون اعتماد به نفس نشان می‌دهند. استفاده از این «اما» طبق مثال‌های قبلی، یکی از اشتباهات رایجی است که اعتماد به نفس و استحکام دلایل و صحبت‌های شما را زیر سؤال می‌برد. پس تلاش کنید این لغت ناخوشایند را از ادبیات کلامی‌تان حذف کنید. به جای آن می‌توانید از این نمونه‌ها بهره ببرید:
تبلیغات

من مطمئن هستم که…
من به تازگی متوجه شده‌ام که…
درستش این است که…
________________________________________
: ?? جمله‌ای که افراد باهوش در محل کار هرگز نمی‌گویند
________________________________________
?. از سؤالات کوتاه تأییدی استفاده نکنید

سؤالات کوتاهی که در انتهای جملات برای گرفتن تأیید نظر از دیگران می‌پرسید، شما را بدون اعتماد به نفس جلوه می‌دهند. معادل این پرسش‌ها در زبان انگلیسی با عنوان Question Tags شناخته می‌شود. به هر زبانی که صحبت می‌کنید، این نوع پرسش باعث می‌شود دیگران فکر کنند که شما درباره حرفی که می‌زنید اطمینان ندارید. نمونه‌ای از این پرسش‌ها:
لباس زرد قشنگ‌تر است، این‌طور نیست؟
این نظریه اشتباه است، این‌طور نیست؟
این راه کوتاه‌تر است، درسته؟
بزرگ‌ترین مشکل استفاده از این پرسش‌های کوتاه در جملات این است که شما را به دنبال تأیید و گرفتن موافقت از سایرین نشان می‌دهد. افرادی که با اعتماد به نفس صحبت می‌کنند به تأیید دیگران نیاز ندارند. برای اینکه از تله‌ی سؤالات کوتاه بگریزید، سعی کنید به‌طور کل در حرف زدن از جملات پرسشی استفاده نکنید. وقتی می‌خواهید نظر خود را بیان یا عقیده‌تان را ابراز کنید، جملات خود را به شکل خبری و قاطعانه بیان کنید. افراد با اعتماد به نفس در حرف زدن فقط از یک نوع پرسش بهره می‌گیرند، آنها از مخاطبان خود می‌پرسند: «سؤالی نیست؟»
فراموش نکنید که مختصر و مفید صحبت کنید. وقتی به اندازه حرف می‌زنید، حرف‌هایتان معقول‌تر و صحیح‌تر خواهد بود و دیگران بیشتر به آنها توجه می‌کنند و هنگامی که دیگران با اشتیاق به شما گوش کنند، اعتماد به نفس‌تان بالاتر می‌رود. لازم نیست سخنران بلامنازع هر جمعی باشید. البته این موضوع با ویژگی‌های شخصیتی شما ارتباط زیادی دارد اما یادتان باشد که گزیده‌گویی ظرفیت‌های فراوانی در ارتباطات اجتماعی برای شما ایجاد می‌کند که یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آن برای شما اعتماد به نفس در هنگام صحبت کردن است.
برگرفته از: lifehack.org

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع اعتماد به نفس
کسی که به خود اعتماد دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد

5000تومان



برخی از افراد به طور ذاتی قادر به صحبت کردن در مورد قابلیت‌ها و موفقیت‌های خود نیستند و با وجود اینکه دستاوردهای قابل توجهی داشته‌اند، به دلیل ناتوانی در بیان آنها، به جایگاهی که شایستگی آن را دارند، نمی‌رسند. اگر نمی‌دانید چگونه باید قابلیت‌ها و ویژگی‌های خوب خود را بیان کنید (البته بدون اینکه در نظر دیگران خودنما به نظر برسید)، باید بدانید افراد زیادی با این مشکل مواجه‌اند، بنابراین شما تنها نیستید. در اینجا ? اشتباه رایج در مذاکره را بیان می‌کنیم و روش اجتناب از این اشتباهات را نیز شرح می‌دهیم.

________________________________________
: انواع مذاکره و کاربردهای آن چیست؟
________________________________________

فروتنی ویژگی بدی نیست ولی وقتی مسئله‌ی حمایت کردن از خودتان در میان باشد، هیچ کس به جز خودتان، برای شما قدمی برنخواهد داشت. وقتی در صحبت از ویژگی‌های مثبت خود، دلایل محکمی بیان می‌کنید، در مذاکره نیز موفقیت بیشتری به دست می‌آورید. یعنی باید شواهدی داشته باشید و بدانید که چگونه باید این شواهد را برای دیگران نیز بیان کنید. ولی انجام این کار برای همه آسان نیست. در ادامه ? اشتباه رایج در مذاکره را با استفاده از ? مثالی که در واقعیت رخ داده است، شرح می‌دهیم:
اشتباه اول: واضح صحبت نکردن درمورد دستاوردهایتان
می‌توانید بگویید: «ما از نظر عملکردی، بسیار کارآمد هستیم.»

بهتر است که بگویید: «متوجه شدیم که در برهه‌ی خاصی از روند کاری خود، دچار ضرر و زیان شده‌ایم. بنابراین با تیم‌های فراوانی کار کردیم تا روش‌هایی را برای ساده کردنِ فرآیند فروش پیدا کنیم. اخیرا با نیروهای واحد فنی‌مان کار کرده‌ایم تا تغییراتی جزئی در وب‌سایت ایجاد کنیم که منجر به صرفه‌جویی ?? درصدی در زمان هر یک از اعضای تیم شده است.»
در نسخه‌ی دوم، گوینده توجه طرف مقابل را به نقشی که داشته است، جلب می‌کند. او از چارچوب ساده‌ی زیر استفاده می‌کند تا مثال خاصی را بیان کند و نقش خود را در نتیجه‌ی به‌دست آمده، برجسته کند:
وضعیت (مواجهه با ضرر و زیان در کسب‌و‌کار)؛
وظیفه (کار کردن با تیم‌های مختلف)؛
اقدام (ایجاد تغییرات جزئی در وب‌سایت)؛
نتیجه (صرفه‌جویی ?? درصدی در وقت اعضای تیم).
________________________________________
: مذاکره چیست؛ مراحل انجام یک مذاکره موفق را بشناسید
________________________________________
تبلیغات

اشتباه دوم: تصور اینکه سابقه‌ی کاریتان گویاست و نیازی به توضیح اضافه ندارد

می‌توانید بگویید: «همان‌طور که می‌دانید، تیم ما عملکرد بسیار خوبی دارد.»
بهتر است که بگویید: «سال بسیار خوبی داشتیم. با وجود تغییرات و جایگزینی بعضی از کارکنان، فروش ما در این سه‌ماهه انتظارات را برآورده کرد. من ترتیبی دادم تا ? کارمندی که به تازگی استخدام شده‌اند با فرهنگ سازمانی و روندهای کاری‌مان آشنا شوند. متا?سفانه تصمیم گرفتیم که به یکی از کارکنان اجازه بدهیم تا به دنبال چند اقدام ناموفق برود تا عملکرد او را به حد استاندارد برسانیم، ولی پس از آن تلاش‌های بیشتری کرده‌ایم تا زمانی را به ساخت تیم اختصاص بدهیم.»
هرگز تصور نکنید که مدیر شما تمام جزئیات کارهایی را که در پشت صحنه انجام داده‌اید، می‌داند. معمولا زنان برای دستاوردهایی که در کار گروهی داشته‌اند، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. پس کاری کنید که دستاوردهایتان مورد توجه قرار بگیرند و نقش و کمک‌های خود در کار گروهی را بیان کنید.
________________________________________
: این تکنیک های مذاکره در اف‌بی‌آی بکار برده می‌شود
________________________________________
اشتباه سوم: عدم استفاده از موفقیت‌های گذشته به عنوان فرصتی برای آینده
می‌توانید بگویید: «من در گذشته، اینترانت بومی کارکنان را به سیستمی حرفه‌ای انتقال داده‌ام.»
بهتر است که بگویید: «می‌دانم که در مورد انتقال به سیستم جدید، با چه چالش‌هایی روبرو هستید. در واقع من در موقعیت شغلی قبلی‌ام، رهبری تیمی را بر عهده داشتم که اینترانت کارکنان را دوباره طراحی کرد و آن را به سیستمی حرفه‌ای انتقال داد. ابتدا این کار را با درخواستِ ارائه‌ی پیشنهادهایی از برترین شرکت‌های طراحی شروع کردم، سپس بازخورد مدیران و کارکنان شرکت را جمع‌آوری کردم و برای ساخت وب‌سایت جدید، با تیم فنی همکاری داشتم. نظرسنجی‌ها نیز نشان داد که کارکنان، اینترانت جدید را دوست داشتند، زیرا سریع بود و سازمان‌دهی بهتری داشت.»
صحبت از تجربیات گذشته به این معنی نیست که فقط بگویید در کجا بوده‌اید یا چه کاری را انجام داده‌اید. شما باید شواهدی ارائه دهید که نشان دهد در گذشته کاری را انجام داده‌اید و می‌توانید دوباره آن را انجام دهید. درست است که موفقیت‌های گذشته، برای خود شما روشن و بدیهی به نظر می‌رسند، ولی مصاحبه‌کننده به دنبال مثال‌هایی است که به او نشان دهد که شما در شرکت جدید، چه عملکردی خواهید داشت. وقتی مثال‌های دقیقی را بیان کنید که مصاحبه‌کننده را متقاعد کند که شما بهترین گزینه برای آن شغل هستید، او نیز راحت‌تر می‌تواند به شما پاسخ مثبت بدهد.
برگرفته از: forbes.com

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی مذاکره کردن به روش اساتید هاروارد
در هر مذاکره‌ای جواب بله بگیرید، مذاکره بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره

12000تومان



اگر قرار باشد به یکی از کارمندانتان تذکری بدهید چه کار می‌کنید؟ مثلا آن کارمند ورزشکاری که هر دفعه جمع‌بندی پروژه را تحویل می‌دهد، یک بوی عرق حال‌بهم‌زن را هم با خودش هدیه می‌آورد، بویی که آدم حتی برای دشمنش هم آرزو نمی‌کند! یا آن منشی احساساتی که همیشه آنقدر دل‌شکسته و غمگین است که آدم می‌ترسد دو کلمه حرف حساب با او بزند و بعد مجبور شود از طغیان گریه و زاری او به زیر میز پناه ببرد!

بله، وقتی پای تذکر و توبیخ به میان می‌آید، دنیا برای مدیران جای ترسناکی می‌شود. اما خبر خوش این است که لازم نیست انتقاد کردن حتما اینقدر سخت باشد. اگر جلوی چند اشتباه ناگوار در برقراری ارتباط را بگیریم، کار واقعا خیلی آسان می‌شود. در ادامه می‌خواهیم چند تا از رایج‌ترین اشتباهاتی را که مدیران مرتکب می‌شوند توضیح بدهیم، و بعد ببینیم چه کار می‌شود کرد تا این گفتگو تبدیل به کابوس شبانه‌ی هیچ‌کس نشود: نه شما و نه آن کارمند خطاکارتان.
گانگستر مسلسل به دست

این اتفاق نتیجه‌ی یکی از این دو تاست: یا آنقدر کفری شده‌اید که نمی‌توانید بر خود مسلط باشید، یا آنقدر این توبیخ لعنتی را به فردا موکول کرده‌اید که حالا دیگر تبدیل به یک جعبه‌ی پر از مهمات شده‌اید، جعبه‌ای که بلاخره داخلش کبریت کشیده‌اند. نتیجه این می‌شود که طومار شکایت‌هایتان را همراه با آب دهن به صورت طرف مقابل پرتاب می‌کنید و این وسط قربانی بخت‌برگشته‌تان هم با استیصال زیرچشمی دنبال نزدیک‌ترین در خروج می‌گردد.
خب، قضیه این است: هر قدر هم که شکایت‌های شما به‌جا و درست باشند، واقعیت این است که وقتی این طور از کوره در می‌روید، یک‌ خُرده شبیه خل‌وچل‌ها می‌شوید. از طرف دیگر آن کارمند بدبخت چنان از این بازخورد مسلسل‌وارِ آتشین شوکه می‌شود که اصلا قادر به هضم این واقعه نیست، چه برسد به این که سعی کند رفتارهای بدش را تغییر دهد.

راه‌حل
من از بازخوردهای سالانه متنفرم، چون فقط یک بار در سال اتفاق می‌افتند. کم نیستند مدیرانی که همین قضیه را بهانه می‌کنند تا بتوانند ارائه‌ی انتقاداتشان را با فراغ بال به آن یک روز در سال موکول کنند.
اما این یک روز نه مشکل کسی را حل می‌کند و نه باعث موفقیت کسی می‌شود. بگذارید بار خودتان و کارمندانتان کمی سبک‌تر شود و هر وقت مشکلی پیش آمد، همان جا مطرح کنید؛ کوتاه، خوش‌منش و بدون طغیان عاطفی. مشکل را به‌آرامی و به طور واضح و مشخص بیان کنید، تاثیر آن بر شرکت را توضیح دهید، و هرگز بیشتر از سه مثال برای وقتی که این اتفاق رخ داده نیاورید. مثلا:
«هری، می‌خوام باهات در مورد رفتارت توی اون جلسه و تاثیری که روی اعتبار تو و این تیم داره صحبت کنم. من متوجه شدم که داشتی در شوخی با مشتری کمی زیاده‌روی می‌کردی، بعضی وقت‌ها حرف‌هایی که بهش می‌زدی زیادی خودمانی بود. یک بار دیگه هم دیدم که مشتری حرفی که تو به شوخی زدی رو به خودش گرفت و بهش برخورد.»
تبلیغات

متوجه شدید چه کار کردم؟ من نگفتم «رفتار غیرحرفه‌ای، توهین‌آمیز و بی‌ادبانه‌ات». هر قدر احساسات را کمترو به‌جای آن، اتفاق را توصیف کنید، همان‌ قدر کمتر احتمال دارد که طرف مقابل حالت دفاعی بگیرد. اگر بیشتر از سه مثال برای زمانی که اشتباه مورد نظر اتفاق افتاده دارید یا بیشتر از یک مسئله برای تذکر دادن در ذهنتان هست، این یعنی برای مطرح کردن مسئله زیادی صبر کرده‌اید.
رفیق فابریکِ ترسو

گاهی مدیران درست برعکس گانگستر عمل می‌کنند. این زمانی است که این مواجهه چنان شما را می‌ترساند که همه‌ی تلاشتان را می‌کنید تا اثر منفی حرف‌هایتان را به حداقل برسانید. مثلا ممکن است بگویید:
«جیم، می‌خواستم با تو در مورد ساعت ورود و خروجت صحبت کنم. نه که زیاد مشکلی با قضیه داشته باشم ها، ولی خب می‌دونی دیگه مسئول HR چه مدل آدمیه. راستی، دیدی هری توی جلسه به مشتریا چی گفت؟ خیلی بی‌مزه بود، نه!؟ به‌هرحال، سعی کن تا ? حتما خودت رو برسونی دیگه. باشه؟»
نتیجه معمولا درست خلاف آن اتفاقی می‌شود که می‌خواستید بیفتد؛ کارمندتان اصلا متوجه نمی‌شود که مشکلی دارد! یک بار از دوستی یک مورد خیلی افراطی شنیدم: مدیری سعی کرده بود به کارمندش یک تذکر بدهد و چنان این کار را بد انجام داده بود که کارمندش فکر کرده بود به او ارتقا داده‌اند!
راه‌حل: جَنَم داشته باشید و رک حرف بزنید
اگر مدیر بودن را برابر با دوست کارمندان بودن می‌دانید، شغل کاملا اشتباهی را انتخاب کرده‌اید. غیرممکن نیست که کسی بتواند هر دو نقش را داشته باشد. مسئولیت اول شما حفظ شرکت است زیرا هر چه باشد، اگر شرکت موفق نشود نه شما کار خواهید داشت و نه کارمندانتان.
با کارمندانتان رک باشید تا دقیقا بدانند که قدم بعدی که باید بردارند چیست. وقتی تذکری به آنها می‌دهید، واضح و روشن توضیح دهید که چه چیزی در خطر است. قبل از اینکه از اتاقتان بیرون بروند، با آنها حرف بزنید تا مطمئن شوید که برنامه‌ای برای بهبود مشکل در ذهن دارند. برای مثال در مورد هری، من می‌توانستم در ادامه بگویم:
«برای هر دوی ما این وضع خطرناک است. تو برای ارتقا پیدا کردن دچار مشکل می‌شوی و من برای حفظ روحیه‌ی این تیم و همین طور حفظ تصویر خوبی که شرکت‌های دیگر از ما دارند. می‌خواهم این مسئله را به کمک تو حل کنم. به نظر تو چه طور می‌توانیم این قضیه را حل و فصل کنیم؟»
وقتی گفتگو به پایان رسید، یک بار دیگر مسئله را بیان کنید تا مطمئن شوید که برداشت هردوی شما از موضوع یکسان است.
تولیدی بیسکوییت‌های کرمدار

این کلمه درست مناسب مدیرانی است که در مواجهه با کارمندها از رویکرد «ساندویچ» استفاده می‌کنند. «ساندویچ» یعنی آن زمانی که شما صحبت را با یک تعریف و تحسین شروع می‌کنید: «سوزی، توی فروش‌های این هفته واقعا گل کاشتی!»، انتقاد را آن وسط جا می‌دهید: «اما اگه یک بار دیگه توی جلسه غیبت کنی حقوقت کم میشه!» و بعد با یک نظر مثبت کار را تمام می‌کنید: «ولی واقعا کارتو توی بخش فروش دوست دارم، کارت عالیه!» گیج‌کننده است، نه؟ تازه، دفعه‌ی بعد که از کسی تعریف کنید، به جای اینکه خوشحال بشوند اخم‌هاشان در هم می‌رود، چون منتظر آن بمبی‌ هستند که قرار است بیندازید.
راه‌حل: بازخوردهای مثبت و منفی را از هم جدا نگه دارید
شما هیچ‌وقت یک بادکنک را برای این باد نمی‌کنید که یک ثانیه بعد آن را بترکانید، مگر اینکه یک پسربچه‌ی ? ساله باشید. همین قضیه برای موضوع بازخوردها هم صادق است. وقتی می‌بینید کسی دارد کارش را عالی انجام می‌دهد، همان جا از او تعریف کنید و تمام. بگذارید کارمندانتان فرصتی هم برای افتخار کردن به خودشان داشته باشند. به این ترتیب، وقتی حرف مثبتی در موردشان می‌زنید واقعا به آن اهمیت می‌دهند. از آن طرف وقتی تذکری بدهید هم حواسشان فوری جمع می‌شود.
با این‌حال خیلی هم افراط نکنید. اگر می‌خواهید بازخورد سالانه بدهید و هم نکات مثبت دارید و هم نکات منفی، یکی را به نفع آن یکی کنار نگذارید. می‌توانید این جدایی در بازخوردها را به این شکل پیاده کنید: «کارت واقعا عالی بوده. اولین چیزی که می‌خوام بهت بگم اینه که من واقعا امسال ازت راضی بودم. نکات مثبت را بگویید و بعد «در چند حیطه هم جا برای پیشرفت داری که دوست دارم باهات در موردشون حرف بزنم».
اگر چند خطای رایج را حذف کرده و کمی هم تمرین کنید، دیگر لازم نیست این گفتگوی های سخت تا این حد عذاب‌آور باشند. این موقعیت‌ها می‌توانند تبدیل به فرصتی شوند برای بهبود عملکرد همه. از بازخورد دادن به طور منظم نترسید، به واقعیت‌ها بچسبید و احساسات را بی‌خیال شوید. وقتی مواجهه با کارمندانتان برای شما راحت شود، آنها هم آن را عذاب‌آور نخواهند دانست. بله، حتی آ



همه حقوق محفوظ است

Posted آگوست 6, 2018 by 92 in category "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *