آگوست 6

این، باید، برای، کودک‌تان، فرزندتان

د می‌تواند منجر به جذب مشتریان و هدایت آنها برای کار تبلیغات و برندینگ باشد. فرض کنید این فرد با میل به سازماندهی امور و اشخاص، داشتن صفحات اجتماعی جذاب و پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی مختلف، پینترست و… و قرار دادن تصاویر زیبا از کافه‌های مورد علاقه‌اش و استفاده از زبان فرانسه به عنوان چاشنی شعارها و تگ‌لاین‌های تبلیغاتی چقدر می‌تواند در کارش موفق باشد.
________________________________________
: با پراکندگی ذهنی چه کنیم؟
________________________________________
?. ایجاد تمایز میان علایق و سرگرمی‌ها
نکته‌‌ی ظریف و مهمی در شناسایی و به‌کاربستن علایق وجود دارد. باید بدانیم که چه چیزهایی در ردیف علایق باثبات ما قرار دارند و قابلیت و انعطاف لازم را برای به‌کارگیری در زمینه‌های مختلف کاری و… فراهم می‌کنند. به‌عبارت بهتر، برخی از علایق ما در حد سرگرمی هستند و تبدیل آنها به ابزاری برای کارهای جدی‌تر مثل کسب درآمد، باعث می‌شود که لطف و شیرینی‌شان از دست برود.
اگر به‌دنبال کسب درآمد از طریق انجام کارهای موردعلاقه خود هستید، باید بپذیرید که ملزومات کاری نیز به آن اضافه خواهد شد و طبیعتا به سرگرم‌کنندگی اوقات فراغت نمی‌تواند برای‌تان جذاب باشد. پس مرز باریکی که میان سرگرمی و علاقه وجود دارد، باید به‌دقت شناسایی شود. مثلا فردی که گرافیست و نقاش خوبی است و از این کار لذت فراوانی می‌برد باید بداند که با وارد کردن این علاقه به دنیای تجارت، مسیر حرکتش از لذت بردن تام دستخوش اجرای الزاماتی خواهد شد که حرفه‌ای کار کردن و تجاری کردن علاقه باعث آن می‌شود. این طراح باید بداند که برای طراحی وبسایت‌ها، وبلاگ‌ها و محصولات مختلف نیازمند ایجاد تغییرات مورد علاقه ارباب‌رجوعان خواهد بود.
?. آزاد شدن از اسارت محدودیت‌ها
دقت کرده‌اید که گاهی حتی از ابراز علایق‌مان نیز واهمه داریم؟ سال‌ها نظارت خانواده، مدرسه و هنجارهای ریز و درشتی که بعضا پایه‌هایی نامناسب و اشتباه داشته‌اند، باعث خودسانسوری و اسارت علایق ما در عمق قلب‌مان شده‌اند. به‌طوری‌که اصلا جرئت نداریم علاقه‌ها و شوق خود نسبت به چیزی را کشف و ابراز کنیم. باید شجاع باشیم. ترس و واهمه همیشه وجود دارد. فقط نباید به آن بها داد و با شجاعت و اشتیاق، آگاهانه و مصرانه تلاش‌های خود را نسبت به پیگیری علایق‌مان دنبال کنیم. وقتی بحث پیگیری علایق و ارزوها به میان می‌آید ترس‌ها، واهمه‌ها، اضطراب و… به سراغ‌مان می آیند. اما به جای گریختن و پاک کردن مسأله باید باییستیم و ریشه تک تک این موانع را کشف و برطرف سازیم.
________________________________________
: ? حقیقتی که درباره ریسک‌ پذیری باید بدانید
________________________________________
?. گسترده کردن مرزهای شجاعت

زندگی کردن در محدوده آرامش و آسودگی، بدون پیگیری چالش‌ها، ما را تنبل خواهد کرد. باید از محوطه امن خود خارج بشویم و آگاهانه خطرهایی را دنبال کنیم. لازم نیست با سربه‌هوایی و بی‌دقتی خود را به‌خطر بیندازیم، اما باید محوطه امن خود را گسترش بدهیم. ترس‌ها، اندوه‌های بیهوده و خجالت ها را کنار بگذاریم و در مسیر رسیدن به علایق‌مان تلاش کنیم، تجربه کسب کنیم و به خود یادآوری کنیم که فقط یک بار زندگی می‌کنیم و روزها و هفته‌های این عمر به‌سرعت می‌گذرند. یادمان باشد که منبع زایش علایق و اشتیاق ما در زندگی، قلب‌مان است. قلب هیچ‌وقت دروغ نمی‌گوید.
دنیا به شوق و شور ما نیازمند است. پس باید برای رسیدن به آنچه ندای درونی قلب‌مان به ما می‌گوید مقاومت و تلاش به خرج بدهیم. وقتی ندای درونی را عمیقا درک کردیم، مسیر رسیدن به آرزوها و علایق هموار خواهد شد.
________________________________________
در ادامه بخوانید: کتاب آنگونه که انسان می اندیشد؛ چطور با قدرت ذهن به هر چه می‌خواهیم برسیم
________________________________________

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع یادگیری، هوش و تقویت حافظه
هیچ‌وقت برای یادگرفتن دیر نیست

7000تومان



ازجمله مهم‌ترین ویژگی‌های والدین موفق توانایی بالا در مهارت‌های فرزندپروری است. کودکانی که والدین‌شان با مهارت‌های فرزندپروری آشنایی دارند، با اعتماد‌به‌نفس‌تر بار می‌آیند. البته اعتماد‌به‌نفس کودکان فقط از رفتارهای والدین ریشه نمی‌گیرد و عوامل دیگری مانند خصوصیات شخصیتیِ خود کودک و تربیت فرهنگی نیز در شکل‌گیری اعتماد به نفس کودکان نقش دارند. در بزرگسالی، کودکانِ با اعتماد‌به‌نفس پایین از فرصت‌های پیشرفت بسیاری، چه در زمینه‌ی زندگی شخصی و چه در زمینه‌ی زندگی شغلی، محروم خواهند شد.
در ادامه، قصد داریم به‌طور خاص روی نقش والدین تمرکز کنیم و به معرفی رفتارهای غلطی بپردازیم که نتیجه‌شان تخریب اعتماد به نفس کودکان است. پس در ادامه با ما همراه باشید تا ? مورد از این رفتارهای تربیتی مخرب اعتماد‌به‌نفس را بیشتر بشناسید.

:
تفکر خلاق در کودکان چطور پرورش می‌یابد؟
چطور هوش هیجانی کودکان را تقویت کنیم؟
نکاتی که درباره ورزش کودکان باید بدانید
?. فرصت خطر کردن را از کودک‌تان می‌گیرید
این دنیا پر از خطرها و تهدیدهایی است که والدین را می‌ترساند. معمولا پدرومادرها برای اینکه کودک‌شان را از مواجهه با این خطرها و تهدیدها دور نگه دارند، به مراقبت بیش‌از‌حد و احتیاط افراطی روی می‌آورند. درست است که والدین باید از کودکان‌شان محافظت کنند، اما گاهی این نوع ابراز عشق در قالب مراقبت بیش‌از‌حد می‌تواند مانع یادگیری و رشد فردی کودک شود. نتایج برخی مطالعات انجام‌گرفته در کشورهای اروپایی نشان داده است، کودکانی که برای مثال اجازه‌ی بازی در بیرون از منزل را ندارند، به بزرگسالانی گرفتار ترس یا فوبیا تبدیل می‌شوند. به همین ترتیب، نوجوانانی که فرصت تجربه‌ی شکست عشقی پیدا نمی‌کنند، از لحاظ احساسی به رشد و بلوغ کافی نمی‌رسند و در بزرگسالی قادر به برقراری روابط پایدار نخواهند بود. بنابراین، به والدین هلیکوپتری (والدینی که تمایل به مراقبت بیش‌از‌حد دارند و به‌گونه‌ای افراطی خود را درگیر زندگی فرزندشان می‌کنند) توصیه می‌شود که گاهی با توجه به شرایط، به فرزندشان فرصت خطرکردن بدهند تا کودک ضمن تجربه‌ی زندگی، شجاع‌تر بار بیاید و در بزرگسالی به فردی خودبین و بی‌اعتماد‌به‌نفس تبدیل نشود.
?. به کودک‌تان فرصت یادگیری حل مشکلات را نمی‌دهید

این‌روزها بسیاری از والدین همه‌چیز را بدون اینکه خودِ بچه هیچ زحمتی بکشد، در اصطلاح برایش راست‌وریست می‌کنند، به‌قدری که بچه حسابی لوس بار می‌آید و چون پدرومادر در همه‌ی مسائل مداخله می‌کنند و به قول خودشان هوای فرزندشان را دارند، کودک از یادگیری برخی مهارت‌های اساسی زندگی باز می‌ماند. اگر قرار باشد که تمامی مشکلات کودک‌تان به دست شما حل شود، آن‌وقت دلبندتان یاد نمی‌گیرد که گاهی هم باید سختی بکشد و راه خودش را از میان دشواری‌های زندگی پیدا کند. درواقع، با این رفتار فرصت استقلال را از کودک‌تان می‌گیرید. این درحالی است که توانایی‌ حل مسئله‌ کودک‌ به پرورش نیاز دارد و درصورتی‌که این فرصت از او گرفته شود، کودک به‌ فردی وابسته و غیرمستقل تبدیل خواهد شد، یعنی فردی که همیشه به کمک دیگران نیاز دارد و به‌عنوان بزرگسال دارای قابلیت‌های ناکافی است.
?. رویکرد صحیحی در تشویق کودک‌تان ندارید

هیچ اشکالی ندارد که کودک‌تان را به‌خاطر موفقیت‌هایش تشویق کنید، البته تشویق اصولی، زیرا تشویق باعث شکل‌گیری این ذهنیت در کودک می‌شود که فردی با توانایی‌های خاص است. اما مطالعات جدید نشان می‌دهد که گاهی تشویق در بعضی از کودکان باعث می‌شود که در پی هر کاری انتظار تشویق داشته باشند و از ارتکاب خطا در قبال والدین و هر کس دیگری بترسند و اگر تشویق نشوند، به توانایی‌های خودشان شک کنند. پس به‌جای اینکه در تشویق رفتارهای پسندیده و انتقاد از رفتارهای نسنجیده‌ی کودک‌تان زیاده‌روی کنید، حد وسط را بگیرید تا مبادا کودک‌تان برای اینکه همیشه برنده باشد یا خودش را برنده نشان بدهد، به هر وسیله‌‌ای مانند تقلب، بزرگ‌نمایی‌، خودستایی یا داستان‌پردازی چنگ بیندازد. چنین کودکی در بزرگسالی از خصیصه‌ی روراستی برخوردار نخواهد بود و چه بسا که توانایی رویارویی با دنیای واقعی را نیز نداشته باشد.
تبلیغات

?. کودک‌تان را صرفا با مشوق‌های مادی به انجام کار درست ترغیب می‌کنید

بعضی اوقات بچه‌ها طوری رفتار می‌کنند که باعث رنجش والدین‌شان می‌شود. اما لازم نیست که در چنین مواقعی کودک‌تان را با ایجاد احساس گناه و وعده‌ی جایزه وادار به انجام کار درست کنید. در شیوه‌ی تربیتی کودک خود، به‌جای برقراری سیستم پاداش یا تنبیه سعی کنید به کودک‌تان بفهمانید که موفقیت به‌خاطر اراده و رفتار و کردار خوب خودش است؛ نه از جایزه‌ای که در قبال انجام کار درست از شما یا دیگران دریافت می‌کند. گاهی جایزه‌ی سخت‌کوشی تلاش بیشتر است، به این معنی که مثلا جایزه‌ی نمره‌ی خوب همیشه قرار نیست یک هدیه‌ی مادی باشد. در کنار مشوق‌های مادی، به کودک‌تان تجربه‌ی انگیزش درونی را بیاموزید و به او یاد بدهید که انگیزه‌ی تصمیم‌گیری درست را نباید با باج‌گیری عاطفی به‌دست بیاورد. به این ترتیب به فرزندتان کمک می‌کنید تا به فردی قوی تبدیل شود؛ کسی که چالش‌های روزگار بزرگسالی را به‌عنوان فرصتی جهت تقویت اعتمادبه‌نفس می‌بیند و نه وسیله‌ای برای رسیدن به هدف.
?. اشتباهات‌تان را نمی‌پذیرید و مدام فرزندتان را در مقام مقایسه با دیگران قرار می‌دهید

انسان جایزالخطاست و بالاخره پدرومادرها نیز از این قضیه مستثنی نیستند و کاملا طبیعی است که آنها نیز اشتباهاتی داشته باشند. وقتی کودک‌تان از دوره‌ی کودکی به نوجوانی می‌رسد، دیگر فقط کافی نیست که پدرومادرش باشید، بلکه بیشتر باید به‌عنوان یک دوست به فرزندتان نزدیک شوید. نوجوانان ممکن است تحت تأثیر تصوری که از بزرگسالی در ذهن دارند، رفتارهای نابه‌هنجار یا سرکشانه از خود بروز بدهند. این حالت به‌ویژه اگر به فرزندتان فرصت اینکه خودش باشد را نداده باشید یا او را دائما با دیگر هم‌سالانش مقایسه کنید، وخیم‌تر خواهد شد. درعوض، بپذیرید که هر بچه‌ای منحصربه‌فرد است و نیاز دارد که درکش کنید و به او اجازه بدهید که در همان چهارچوب شخصی خودش عمل کند. نوجوانان سالم‌تر کسانی هستند که در تلاشند تا مستقل باشند و سعی می‌کنند که در انجام کارها از والدین‌شان کمک نگیرند. البته نه اینکه فرزندتان را رها کنید تا هر کاری دلش خواست بکند، بلکه باید در عین اینکه به او آزادی عمل می‌دهید، از تجارب خودتان نیز برایش بگویید. با فرزندتان درمورد اشتباهاتی که در نوجوانی مرتکب شدید و عواقبی که این اشتباهات برای‌تان در پی داشتند، حرف بزنید. به‌ویژه اگر می‌بینید که فرزندتان درگیر تجربه‌ی مشابهی است، می‌توانید با به‌اشتراک گذاشتن تجارب‌تان به او کمک کنید. فرزندتان با مشاهده‌ی این طرز رفتار احساس خواهد کرد که به او به‌عنوان یک فرد بالغ و فهیم ارزش و احترام می‌گذارید. رفتارتان نباید طوری باشد که فرزندتان احساس کند فردی ناتوان است و احتمالا از پسِ هیچ کاری برنخواهد آمد، بلکه طوری با فرزندتان رفتار کنید که در جهت توانمندتر شدن پیش برود.
?. حرف و عمل‌تان یکی نیست

والدینی هستند که فرزندان‌شان را درمورد رفتار و کردار درست نصیحت می‌کنند، اما خودشان به خلاف چیزی که می‌گویند عمل می‌کنند. حواس‌تان باشد که همیشه حرف و عمل‌تان یکی باشد. با اذعان به نقاط ضعف خود به کودک‌تان نشان بدهید که منش مهم‌تر از شخصیت است. به این ترتیب، کودک‌تان نیز یاد می‌گیرد که به نقاط ضعف خود اذعان داشته باشد و به فردی فروتن، معتمد و مسئولیت‌پذیر تبدیل شود. لازم است فرزندتان یاد بگیرد که در این دنیای پرحیله خودش باشد و از اخلاقیات دور نشود. الگوی او باشید و نشانش بدهید که اگر انسانی قوی و دور از خودپرستی باشد، اگر با مردم خوب رفتار کند و همیشه پای حرف و عملش بایستد، پاداشش را از زندگی خواهد گرفت.
________________________________________
در ادامه بخوانید: نکاتی که والدین برای روز اول مدرسه باید به کودکان خود یاد دهند
________________________________________

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع اعتماد به نفس
کسی که به خود اعتماد دارد به تعریف کسی احتیاج ندارد

5000تومان



آیا معمولا وقتی می‌‌خواهید چیزی بگویید، دیگران به شما توجهی نمی‌کنند؟ آیا این مسئله شما را رنج می‌دهد؟ آیا تصور می‌کنید اطرافیانتان درست لحظه‌ای که شروع به گفتگو می‌کنید، شما را نادیده می‌گیرند و یا بدتر از آن، حتی به ندرت وجود شما را در اطراف خود حس می‌کنند؟ آیا این مشکلات به جزء جدایی‌ناپذیر زندگی شما تبدیل شده‌اند؟ آیا فکر می‌کنید دلیلش اعتماد به نفس پایین شما در گفتگو است؟
آیا از آن دسته آدم‌ها هستید که حس می‌کنید ایده‌های جالبی دارید ولی هیچکس شما را جدی نمی‌گیرد؟ آیا در اغلب مواقع حتی تلاش نمی‌کنید که منظور خود را به اطرافیان‌تان بفهمانید و همواره از این می‌ترسید که دیگران شما را مسخره کنند؟
آیا فکر می‌کنید تنها راه خلاصی از این وضعیت پاک‌ کردن صورت‌ مسئله است؟ خب، کاملا در اشتباه هستید. با اعتماد به نفس صحبت‌ کردن بسیار آسان‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. با به کارگیری این شش ترفند دیگر هیچگاه سایرین شما را وادار به سکوت نخواهند کرد.
?. تلاش نکنید باهوش و زیرک به نظر برسید
اینکه کسی بخواهد باهوش و زیرک به نظر برسد امری کاملا طبیعی است. بسیاری از ما تمایل داریم در قالب کسی ظاهر شویم که به اصطلاح این کاره است و حرفی برای گفتن دارد. ولی بسیاری از افراد به اشتباه تصور می‌کنند برای رسیدن به این منظور باید سِیلی از اصطلاحات نامفهوم و کلمات پیچیده را به ذهن مخاطبانشان روانه کنند که تا حالا اصلا به گوش کسی نخورده است. ولی احتمالا زمانی که دریابید در واقعیت انسان‌ها دوست دارند با آنها واضح و شفاف صحبت شود، حتما متعجب خواهید شد.
استفاده از ادبیاتی که با آن راحت هستید به شما کمک می‌کند جریان سیال ذهن خود را راحت‌تر سازمان‌دهی کنید. در این حالت دیگر نگران نخواهید بود که باید کدام مترادف تجملی و پیچیده را برای واژه‌های مختلف به کار برید. تلاش برای تظاهر به هوش از طریق به کارگیری واژه‌های پیچیده و نامفهوم نه تنها شما را به هدفتان نمی‌رساند بلکه سبب می‌شود در حین صحبت به لکنت دچار شوید، مضطرب و مردد شوید یا حتی به اشتباه بیفتید.
________________________________________
: ? عبارتی که افراد باهوش هرگز در مکالمه‌ها به‌کار نمی‌برند
________________________________________

?. از انتقادها به عنوان سکوی پرش استفاده کنید

تقریبا هیچکس از اینکه مورد انتقاد قرار بگیرد لذت نمی‌برد. انتقاد معمولا برای تمام ما ناخوشایند و آزاردهنده است و در اغلب موارد هم آنها را نابجا می‌دانیم. ولی اگر قصد دارید در طول مباحثه تاثیر ماندگاری از خود به‌ جا بگذارید، هیچگاه در مواجه با کلمات نامناسبِ دیگران تسلیم نشوید.
اگر انتقادات دیگران را به مسئله‌ای شخصی تبدیل نکنید، همین انتقادات فرصت بزرگی را برای پیشبرد گفت‌وشنود در اختیار شما قرار می‌دهند. احتمالا بسیاری از شما به این گزاره منتقد هستید و تصور می‌کنید عدم مواجهه شخصی با انتقاد دیگران در عمل چندان هم آسان نیست. شاید حق با شما باشد، ولی خوشبختانه در این بخش از مقاله روش ساده‌ای را معرفی می‌کنم که شما را به یک انتقادپذیر حرفه‌ای تبدیل خواهد کرد.
تبلیغات

پیش از هر چیز تنش را خنثی کنید. در بسیاری از موارد منتقد به جای انتقاد کردن تنها قصد دارد دشنام‌های خود را در پوشش یک انتقاد به ظاهر سازنده پنهان کرده و به واسطه آن خود را به طور کامل تخلیه کند. در چنین شرایطی بهتر است با منتقد خود همدلی و او را درک کنید. به عنوان مثال در جواب او از این عبارت استفاده کنید: «تو داری میگی که… (در ادامه جمله‌ی خود، عین انتقاد او را تکرار کنید)»
در قدم دوم باید تهدید را به فرصت تبدیل کنید. کلام خود را اینگونه ادامه دهید: «به نظرم متوجه شدم که چرا همچین برداشتی کردی، احتمالا من نتونستم منظور خودم رو واضح بگم.» استفاده از این روش فرصت دوباره‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد تا ایده‌ی خود را بسط دهید.
در پایان با یک قدردانی ساده، با وقار کامل بحث را به انتها ببرید. اما یک نصیحت دوستانه: برای آنکه از این مرحله سربلند بیرون بیایید به مناعت‌ طبع فراوانی نیاز خواهید داشت. برای بیان قدردانی خود از این دست عبارات استفاده کنید: «با این حال از توجه‌ات سپاسگذارم؛ نقطه نظر خوبیه، بهش فکر می‌کنم.»
?. از بُرد صدای خود استفاده کنید

اگر در حین صحبت‌ کردن صدای شما به اندازه کافی بلند نباشد، مجبور به تکرار حرف‌های خود خواهید بود. این تکرارهای زائد به نوعی مایه‌ی دردسر هستند و در برخی مواقع حقیقتا آزاردهنده می‌شوند. گاه حتی حرف‌های خود را برای دومین‌بار با صدایی بلندتر تکرار می‌کنید، ولی همچنان می‌توانید از چهره مخاطب‌تان بخوانید که هنوز حرف‌های شما را نشنیده است و این همان لحظه‌ای است که از تشویش و نگرانی فلج می‌شوید و دیگر قادر به ادامه‌ی صحبت نخواهید بود.
یک تمرین عملی ساده به شما کمک می‌کند با چنین شرایطی مقابله کنید: استفاده از برد صدا.



Copyright 2018. All rights reserved.

Posted آگوست 6, 2018 by 92 in category "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *