می 8

آسیب ها وموانع اجتماعی:دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی,بررسی مشکلات دورانی نوجوانی و جوانی

‹‹بخش دهم››

آسیب ها وموانع اجتماعی

مهمترین موانع ازدواج جوانان ایرانی “پسران شغل می خواهند؛ دختران آزادی در انتخاب همسر”

مطالعات ملی نشان می دهد در حالی که ‹‹نداشتن ؤبات شغلی›› پس از بیکاری›› از مشکلات و موانع اصلی ازدواج پسران از منظر کل جوانان است. ‹‹آزاد نبودن در انتحاب همسر دلخواه›› پس از ‹‹پیدا نکردن فردی که به  عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد›› مهمترین مانع ازدواج دختران به شمار می رود. به گزارش ایسنا نظر سنجی صورت گرفته از جوانان توسط ‹‹سازمان ملی جوان›› همچنین نشان می دهد در حالی که ‹‹نداشتن اعتماد به جنس مخالف از لحاظ اخلاقی و جنسی›› در میان دختران مانع سوم ازدواج است، در میان پسران به عنوان مشکل هشتم مطرح می شود.

همچنین کل جوانان ‹‹نبود حس مسؤولیت پذیری در فرد›› را چهارمین مانع ازدواج برای دختران و ‹‹نداشتن توان مالی کافی›› برای پسران می دانند و پس از آن پسران ‹‹پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد›› را دارای اهمیت دانسته اند.

پس از این عامل در حالی که ‹‹عدم امکان تهیه مسکن مناسب›› به عنوان یکی از مشکلات پسران برای ازدواج است ‹‹بی برنامه بودن زندگی›› برای درختران از مشکلات اصلی ازدواج مطرح  می شود.

به گزارش ایسنا، ‹‹وجود ملاک های سختگیرانه در ازدواج›› برای دختران، بیش از پسران تبدیل به مشکل شده است، چرا که این عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و برای پسران در اولویت شانزدهم قرار دارد.

در حالی که منظر جوانان کشور، پرای پسران ‹‹شروط دست و پاگیر خانواده دختر›› در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد ‹‹سختگیر بودن در انتخاب همسر›› برای دختر در این مرتبه قرار می گیرد.

همچنین این تحقیق حاکی است جوانان کل کشور معتقدند ‹‹ارضای نیاز جنسی خارج از چارچوب خانواده›› در میان دختران در مرتبه هفدهم سلسله مراتب موانع ازدواج قرار دارد، در حالی که این مانع برای پسران در مرتبه آخر مشکلات ازدواج است.

گفتنی است، ‹‹نقا جسمانی››، ‹‹عدم بلوغ شخصیتی کافی در فرد›› و ‹‹توانایی والدین در راهنمایی برای ازدواج›› در میان دختران سلسله مراتب دارای مراتب بالاتری است. در حالی که دید جوانان ‹‹نداشتن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت›› برای رسیدن به  عنوان مانع ادواج مطرح است، دختران دارای مشکلی به نام ‹‹ناتوانی مالی والدین در تدارک ازدواج برای فرزندان›› هستند، این در حالیست که با وجود مانعی برای ازدواج نگاه نمی کنند. این تحقیق بیانگر آن است که ‹‹شروط دست و پاگیر خانواده دختر›› برای پسران در مرتبه نهم مشکلات ازدواج قرار دارد، اما در مقابل ‹‹فراهم نبودن جهیزیه›› برای دختران مطرح می شود.از سویی دیگر یافته های این تحقیق نشان می دهد که دختران بیش از پسران به مشکل نبودن امکان آشنایی با جنس مخالف قبل از ازدواج›› اهمیت می دهند چرا که این عامل به عنوان دوازدهمین مانع ازدواج دختران و هجدهمین مانع برای پسران است.

در حالی که از سوی جوانان فراهم نبودن وسائل زندگی نوزدهمین مشکل پسران برای ازدواج نام برده شده است، دختران ‹‹محدود بودن دایره انتخاب همسر›› را مشکل خود می دانند.

در ادامه این تحقیق آمده است که مسائل مالی همچون ‹‹ناتوانی مالی والدین در تدارک ازدواج برای فرزندان›› نزد دختران در مقایسه با پسران از مرتبه بالاتری برخوردار است. این تحقیق نشان می دهد که دختران بیش از پسران به ‹‹بلوغ شخصیتی کافی در فرد›› برای ازدواج اهمیت می دهند چرا که نبود این ویژگی در میان موانع ازدواج دختران جایگاه دهم و برای پسران دارای رتبه دوازدهم است.

ازدواج

ازدواج به عنوان یک پدیده اجتماعی از جنبه های مختلف قابل مطالعه و تحقیق می باشد با توجه به اهمیت و تأثیر مؤثر زندگی زناشویی بر جنبه های مختلف زندگی بررسی و مطالعه و تحقیق درباره ازدواج امری مهم و ضروری به حساب می آید و از آنجایی که تغییرات بنیادی و اجتماعی در هر جامعه در روابط تک تک افراد تأثیر فراوانی دارد پدیده ای چون ازدواج امری طبیعی محسوب می شود و همچنین مسئله ازدواج می تواند عامل مؤثری در شناسایی یک جامعه باشد.ازدواج در حالت ابتدایی یک قرارداد اقتصادی و اجتماعی است که دو انسان وقتی به اوج هماهنگی رسیدند به آن متعهد می شوند. در جامعه مدرن دو نفر ممکن است دوستان بسیار خوبی برای هم باشند اما وقتی همبستر می شوند به این نتیجه برسند که از رابطه جنسی با هم لذت نمی برند، همین امر باعث می شود که با هم ازدواج نکنند و همچنان دوستان خود برای هم باقی بمانند ولی در جامعه سنتی زن و مرد قبل از ازدواج همدیگر را نمی بینند و تا قبل از همبستر شدن هیچگونه شناختی ازهم ندارند اینگونه ازدواجها بدون کمترین شناختی بین طرفین صورت می گیرد وهرگونه رابطه ای قبل از ازدواج ممنوع بوده وحتی دربعضی از خانواده های مذهبی گناه محسوب می شود.

درحال حاضر رابطه زنان ومردان درجامعه ما روبه رشد وترقی داشته وزنان درعرصه اجتماعی فعالیت های بسیار زیاد دارند وهمچنین درعرصه سیاسی وارتباط گسترده تری را داشتند باورهای فرهنگی آنها روز به روز قابل پیشرفت بوده است ولی هنوز به طور کامل تمام جامعه را فرانگرفته است وهنوز هم بعضی ازجاها گرایش به سنتی بودن مردم وطرز فکر ها دارد. ولی درامر ازدواج مشکل زنان چندین برابر است. هنوز‹‹ بکارت›› یک مسئله مهم وحل نشده برای زنان هست . به همین دلیل زنان نمی توانند رابطه جنسی آزاد وبدون دغدغه داشته باشند واین مسئله باعث می شودکه زنان نتوانند انتخابی با عقل وبا فکر داشته باشند.واگر بخواهند  که زندگی ایده آل وطبق عقیده وآرمان خود برپا کنند بازهم مسئله بکارت مشکل اساسی آنهاخواهد بود زیرا همچنان نیمی از مردان وزنان ما به شکل سنتی فکر می کنند وهنوز هم هستند خانواده هایی که به شکل سنتی ازدواج می کنند وهمچنین آداب وسنن حاکم برجامعه باعث ازدواج زنان درسنین پایین ترمی شود وازطرف دیگر تمایل شدیدگزینش همسر جوان ازجانب مردان نیزدراین میان بی تأثیر نیست. متأسفانه بزرگترین مشکلات زنان ما درمورد ازدواج سنتی فکر کردن خانواده هاست، وقتی به دختری از طفولیت گفته می شود که ازدواج هدف نهایی اوست بدین ترتیب آموزش وپرورش وی باید به سمت این هدف جهت گیر شود. درصورتی که هیچگونه اطلاعاتی دراین مورد ندارد و با اطمینان می توان گفت که درصد عظیمی ازناخرسندی، بدبختی واضطراب زنان ناشی  از ناآگاهی درمسائل مربوطه به زناشویی است ولی اگر زن به اندازه کافی اطلاعات وآگاهی داشته باشد وراز ورمز یک رابطه زناشوئی را بیاموزد قطعاً درامر ازدواج موفق تر خواهدبود.

یکی ازمشکلات مهم زنان امروز این است که تحت تأثیرجوهای التهابی واحساسی به تدریج ازحقوق سنتی خودشان دور می شوند وچیزی ممکن است به حقوق سنتی زنان مخصوصاً درفرهنگ ایرانی ما آسیب وارد بکند ودرواقع باعث متلاشی شدن آن صمیمیت عاطفی واحساسی خانواده ها بشود. بنابراین خانواده مهمترین بستر درنهادینه شدن سنت ها وآداب ورسوم فرهنگی وپایدارترین وقدیمی ترین عامل درزمینه رشد وتربیت انسان وهمچنین شناخت رمینه های مختلف برای ازدواج جوانان به خصوص دختران می باشد وهمچنین اولین مشکل وبزرگترین مسئله عدم شناخت ابعاد شخصیت زن ازبعد انسانی است درحالی که اکنون زن ازبعد جنسیت او می سنجد ودرمقایسه با مرد تفاوت های طبیعی وتکمیلی را می نگرند درنتیجه زمینه تقابل بخصوص درنظام خانواده وبه ویژه بین پدر ومادر ومسولیت های حقوقی آنان  فراهم می گردد.

بطورخلاصه می توان گفت که عوامل مذهبی وسنتی درمیان افراد کم سواد شدت بیشتری دارد ازدواج درمیان این طبقات بیش ازهر چیزی تحت تأثیر چنین عواملی صورت می گیرد درحالی که شیوه گزینش همسر وتشکیل خانواده درمیان طبقات تحصیلکرده ومرفه قبل ازاین که معلول چنین عواملی باشدتاسرحد امکان با ایده آل های شخصی منطبق می باشد. همین امر تاحد زیاد درکاهش ازدواج درمیان این طبقه مؤثر است. اهمیت نقش اجتماعی زنان ونقش والدین درخانواده وتربیت ورشد کودکان وبا توجه به این که نقش زنان درجامعه ایران درحال بحث ومطالعه است وبا توجه به تغییر نقش سنتی مردان وزنان درجامعه وخانواده دستیابی به برابر کمال بین مردان وزنان ضروری ولازم است پس می توان نتیجه گرفت که مشکلات زنان وازدواج آنها نیاز به تحقیق وگفتگوهای جامع وکامل دارد که مستلزم مطالعه وبررسی می باشد.

فراردختران، عواقب ومشکلات آن(مژگان فرجی/خبرگزاری سینا. پنجشنبه 18/1/1384)

مبحث فرار دختران، عواقب ومشکلات آن ، تاکنون بسیاردررسانه ها مطرح شده است ودراین مقوله قصد تکرارواضحات نیست، اما آنچه جای تأکید دارد، رشد تمایل فرار ازخانه توسط دخترانی است که فرزند  اول خانواده بشمار می آیند ومتأسفانه این مساله تا امروز کمتر مورد توجه مسئولان وکارشناسان امر قرارگرفته است.

درهمین ارتباط چندی پیش مرکز امور مشارکت زنان درروزهای پایانی سال گدشته اعلام کرد که 33 درصد ازدختران فراری، فرزند اول خانواده بوده اند که این مساله به نبود مهارت های لازم والدین برای تربیت وآموزش وانتطارزیاد ازآنان مربوط می شود.

براساس همان تحقیق، تحصیلات 52 درصد این دختران درسطح دبیرستان ، 41 درصد راهنمایی و7 درصد درمقطع ابتدایی بوده است.

49 درصد از دختران براساس این تحقیق درنتیجه ولگردی، 27 درصد دراثر رابطه نامشروع و 24 درصد به علت اعتیاد دستگیر شده اند.

همچنین 48 درصد این دختران میزان خشونت و نزاع بین والدین را زیاد، 50 درصد کم و  دو درصد کم و دو درصد در حد صفر اعلام کرده اند و از سوی دیگر 29 درصد آنان دارای دوست اخراجی از مدرسه، 43 درصد دوست خلافکار، هفت درصد دوست بازداشت شده از سوی پلیس و 21 درصد دارای خانواده ای با پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین بوده اند.

دکتر آرمان رضایی، آسیب شناس می گوید: فرار از خانه به رفتاری اطلاق می شود که طی آن کودک و نوجوانان بدون اجازه والدین یا وصی قانونی خود خانه را ترک می کنند و با تأکید بر تعریف فوق، گرچه در نگاه اول فرار پدیده ای فردی به نظر می رسد، ولی با توجه به پیامدهای سوء آن را برای جامعه باید آن را از نوع آسیب های اجتماعی به حساب آورد.

وی اضافه کرد: افراد فراری اغلب متعلق به خانواده هایی بوده اند که در آن پدر به عنوان نهاد قدرت حکومت می کرده است و در چنین فضایی پدر نه تنها تکیه گاه عاطفی و اقتصادی برای همسر و فرزندان محسوب نمی شود، بلکه با استفاده از قدرت جسمی و مشروعیت قانونی خود به سلطه علیه آنان دست زده و با فحاشی، هتک حرمت، ضرب و جرح درخانه واستفاده ازبر  چسب ها و ارزیابی های منفی از توانایی های فردی و اجتماعی   خود موجب می شود، سایرین و به خصوص فرزند اول به دلیل حساسیت های موجود در خانواده احساس آرامش و امنیت نکنند و به موجب همین حس نا امنی به صورت کوتاه یا بلند مدت از منزل فرار کنند.

رضایی ادامه داد: از سویی دیگر، امروزه هرچند در بسیاری از خانواده ها پدر و مادر دارای حضور فیزیکی هستند، اما حضور وجودی و معنوی آنان برای فرزندان چندان محسوس نیست و در این خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده اند، ارتباط آنان با افراد مختلف تحت هیچگونه نظارت خاصی نیست و هیچ ضابطه وقانونی در خانواده حکومت نمی کندو بنابراین روشن است که در چنین وضعیتی زمینه برای ایجاد خلأ عاطفی فرزندان به ویژه دخترانی که به عنوان فرزند اول بسیار مورد توجه بوده اند، فراهم خواهد شد که در شکل شدت یافته خود این مسأله به فرار از خانه و پناه آوردن به بیگانه منجر می شود.

به گفته وی نباید فراموش کرد که هر خانواده ای دارای باورها و ارزش های فرهنگی خاص خود است وبنابراین با برخورد منطقی به آموزش درست، این ارزش ها به راحتی در محیط خانواده نهادینه خواهد شد و این مسئله سبب پیشگیری از بسیاری معضلات می شود.

رضایی اضهار داشت: اما رفتارهای افراطی بدون ارائه آگاهی های لازم در جهت متهم ساختن ارزش های مورد نظر در ذهن و روان فرزندان سبب ایجاد نوعی طغیان، سرکشی، تمرد و در نهایت فرار از منزل خواهد شد.

این آسیب شناس افزود: باید در نظر داشت، اشتغال سرپرست خانواده به کارهایی که از لحاظ اجتماعی دارای بار غیر ارزشی و غیر قانونی است سبب می شود، فرزندان به انجام جرایم ترغیب شوند وبرای یافتن استقلال مالی، فرار از خانه را به ماندن ترجیح دهند و در این رابطه فرزندان اول بیش از سایرین به الگو پذیری مبادرت می ورزند.

رضایی تصریح کرد: آمارهای غیر رسمی نیز مؤکد آن است که هر ماه 85 تا 100 کودک و نوجوان از خانه های خود فرار می کنند و بیش از نیمی آنان دختر هستند.

این آسیب شناس افزود: همچنین پرونده های موجود در نیروی انتزامی نشان می دهد، در سال 1378، یک هزار و 224 مورد از خروج بی بازگشت دختران ازخانواده گزارش شده که 145 مورد آن در شهریورماه رخ داده است و از سوی دیگر، گزارش های آماری سه ماه اول سال 1380 نشانگر رشد فرار آنان بوده است.

وی اضهار داشت: فرار دختران از خانه به گونه ای بوده است که در خرداد سال 1380 ، 203 مورد پرونده در خصوص دختران فراری  تشکیل شده است و این میزان نسبت به سال 79، 88 مورد رشد نشان می دهد و این درحالی است که بسیاری از خانواده ها برای حفظ آبروی خود فرار دختران را به  مراکز قانونی و ذی صلاح گزارش نمی کنند.

رضایی گفت: از میان نوجوانان فراری متواری در سطح شهر تهران، 41 درصد مورد ضرب و شتم قرار گرفته، 24 درصد سابقه ربوده شدن دارند، 24 درصد تجربه تجاوز جنسی، 4 درصد تهدید با اسلحه  و 7 درصد سابقه مورد حمله واقع شدن با اسلحه را داشتند.

رضایی اضافه کرد: این نوجوانان در مقایسه با سایرین بیشتردر معرض ابتلا به افسردگی، سوء مصرف دارو و سایر مسائل بهداشت روانی قرار خواهند گرفت به طوری که خطر اقدام به خود کشی در آنان نسبت به سایرین بسیار بالا می رود به طوریکه 30 درصد نوجوانان فراری از منزل در یک منطقه حداقل یکبار خودکشی کرده اند.

‹‹عزت الله یوسفیان››، نماینده مردم آمل و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی نیز اضهار داشت: آمارهای رسمی و غیر رسمی حاکی از آن است که ماهانه بین 80 تا 110 کودک و نوجوان در کشور از خانه و کاشانه خود فرار می کنند که حدود 60 درصدآنان را دختران تشکیل می دهند. با توجه به پیامدهای سوء فرار از منزل در جامعه، لازم است این معضل را در زمره آسیبهای پر خطر به شمار آوریم و برای کاهش میزان آن چاره ای جدی تر و برنامه ای عاقلانه تر باندیشیم و بنابراین به نظر می رسد باید در تربیت فرزندانمان دقت بیشتری به خرج دهیم.

نماینده مردم آمل  در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: به اعتقاد اکثر روانشناسان و جامعه شناسان ریشه اصلی آسیبهای اجتماعی از جمله آنها فرار نوجوانان به خانواده بازمی گردد و به عبارتی دیگر آشفتگی و نابسامانی محیط خانوادگی به عنوان کوچکترین اجتماع بشری حتی در گوشه ای از آن، کل سیستم نظام اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت و بنابراین همیشه تطابق و تعادل بین تمامی اعضاء ضروری به نظر می آید.

پروفسور حسین باهری، رفتار شناس و استاد دانشگاه در رابطه با آسیب پذیری فرزندان اول خانواده گفت: فرزندان اول خانواده به دلیل کم تجربگی بسیار آسیب پذیرتر از سایرین هستند.

وی اضافه کرد: دخترانی که فرزند اول خانواده هستند تا زمان تک فرزند بودن بسیار  عزیزند که نتیجه این رفتار، حساس شدن آنان نسبت به مسائل پیرامون است اما به محض حور فرزند بعدی این فرزندان دچار خلأ عاطفی می شوند و از نگاه دیگر از آنجا که اکثر خانواده های ایرانی از مشکلات اقتصادی رنج می برند، بنابراین این مسئله خودبه تنهایی سبب می شود بار مسئولیت بیشتری بر گردن آنان بیفتد.

به گفته باهری، این مسائل و موارد دیگر سبب می شود که فرد احساس کند خانه جای امنی نیست و همین حس سبب شود، فرد بدون آگاهی از عواقب به ماندن در  بیرون از محیط خانه تمایل پیدا کند. این رفتار شناس افزود: با توجه به شرایط موجود، خانواده ها باید قدری شکیبایی به خرج دهند و در برابر مشکلات جوانان تمام تلاش خود را به کار بندند تا بر مشکلات فائق آیند و از سوی دیگر زمان آن فرارسیده است که آنان بیشترین بخش از فعالیتهای خود را به رشد فهم و درک نوجوانان و جوانان اختصاص دهند.

آسیب های اجتماعی فرار پسران از خانه چند برابر فرار دختران است (داریوش آرمان، ایران)

با وجود چند برابر بودن میزان فرار پسران از خانه نسبت به دختران و بالا بودن نیاز آسیبهای اجتماعی ناشی از فرار پسران، از سوی دستگاه های ذی ربط  به صورت جدی به این موضوع پرداخته نشده است.

این در حالی است که به رقم افزایش آمار فرار از خانه، برای پیشگیری و برخورد با این پدیده نیز هنوز برنامه منسجمی اجرا نشده است. در حال حاضر، پدیده فرار پسرها از خانه به مراتب گسترده تر و مخرب تر از فرار دختران است. با این وجود مسئولان و متخصان ذی ربط کمتر به این موضوع پرداخته اند.

یکی از روانپزشکان و پژوهشگران حوزه مسائل اجتماعی معتقد است  تا زمانی که نگرش نسب به نیازهای جدید نوجوانان و جوانان تغییر نکند و جامعه به آن درجه از درک باور اجتماعی نرسد که نیاز جوان امروز با نسل گذشته کاملاً متفاوت است همچنان باید نظاره گر افزایش نرخ رشد و جرایم و کاهش سن متوسط مجرمان و افزایش شمار زندانیان باشیم. به باور او یقیناً در چنین شرایطی نباید از مشاهده تعداد زیاد جوانی که به عضئیت شبکه های خطرناک و تبهکارانه در              آمده اند تعجب کرد.

چرا که آنان زاییده جامعه ای هستند که برپایه تفکر سنتی نسل دیروزشکل گرفته است و با نیازهای اغلب جوانان نسل امروز همخوانی ندارد. شیوع گسترده پدیده فرار دختران و پسران از خانه همواره جزو آسیب ها و معضلاتی بوده که گریبان کشورهای در حال تسعه از جمله ایران را گرفته است. در این جوامع که به نوعی درکش و قوس گذار از سنت به مدرنیته هستند آسیبهایی رخ می دهد که در گذشته کمتر شایع بوده است. معضل فرار از خانه بخصوص در میان پسرها یکی از این آسیبهاست. پایا نه های مسافربری تهران و شهرهای بزرگ جزو نخستین مکانهایی هستند که پسران فراری به آنجا پا می گذارند.

کودک و نوجوان متواری از کانون خانواده، هنگامی که وارد محیط متفاوتی نسبت به شهر و دیار خود می شوندابتدا با اتکا به اصل روانی احتیاط، اطراف پایانه ها و بوستان های مجاور را به عنوان امن ترین مکانها برای استراحت وآشنایی محدود با محیط  بر می گزینند.

چند روز بعد هم سرنوشت مشابهی که برای صدها دختر وپسر فراری دیگر رقم خورده بود آنان را نیز با خودبه سوی تارکی ها وآینده نامعلوم می کشاند.

نگرش جوانان به مسائل با مدیریت سنتی جامعه همخوان نیست.

به اعتقاد دکتر محمد جغتایی، رئیس دانشگاه علوم بهزیستی وتوان بخش کشورآمارهای غیر رسمی موجود درکشور نشان می دهد شمارپسران فراری ازخانه، بیشتر ازدخترهاست زیرا نگاه سنتی موجود درجامعه باعث افزایش میزان کنترل خانواده ها بردختران است.

برخوردهای نادرست برخی والدین با فرزندان، افزایش آگاهی های اجتماعی وفردی نسل امروز، برخوردهای غیرمنطقی خانواده ها با فرزندان، برخوردهای سختگیرانه سنتی وسلب آزادی عمل ازپسران وعدم توجه به نیازهای آنان ازجمله مهمترین دلایلی است که این استاد دانشگاه درفرار پسران ازخانه برمی شمارد.

به اعتقاد وی، افزایش سطح فرهنگ خانواده ها، احترام به اصل  مشارکت با توجه به خواسته ها ونیازهای معقول ومنطقی پسرها وامن کردن محیط خانه از سوی والدین بخصوص پدرها، نقش کلیدی وکاملاً اثر بخش درکاهش فرار نوجوانان وجوانان ایفا می کنند که متأسفانه به این موارد تاکنون توجه جدی نشده است. یکی دیگر ازنکات مورد اشاره دکتر جغتایی درباره تغیر نگرش جوان ها ودیگر مسائل است.که متأسفانه با مدیریت سنتی جامعه به هیچ شکل همخوانی ندارد. به اعتقاد وی مدیریت فعلی برخی بخش ها نیازمند اصلاحات اساسی است.

از دیدگاه یک روانشناس ، نبود امکانات رفاهی نسبی درشهرستان ها وروستاها، تبلیغات مستقیم وغیرمستقیم درباره جذابیت های شهرهای بزرگ، بیکاری، تورم وگرانی، اختلافات خانوادگی والدین،  طلاق وعدم توجه جدی به خواسته های معقول ومنطقی دختران وپسران نسل امروز ازجمله دلایل فرار ازخانه محسوب می شوند.

پسران فراری نا آگاه براساس شنیده ها وتفکرات جسورانه خویش، تصور می کنند به محض فرار ازخانه ورسیدن به شهرهای بزرگ مثل تهران، بلافاصله کارمناسبی پیداخواهند کرد. اما به محض تجربه نخستین شب فرار احساس می کنند تمام رویاهای ساخته وپرداخته درذهنشان به یک باره روی سرشان ویران می شود. آنان به خاطر غرور کاذب توأم با شرم از بازگشت به خانه، خودداری می کنند وبه سرعت برای ادامه زندگی ، جذب شبکه های خلافکاری وبزهکاری شده وتحت انواع آزار واذیت های جسمی وروحی قرار می گیرند.این گروه ازپسران اقدام خودرا نوعی اعتراض  ودرعین حال خودرا قربانی روابط ناسالم درخانواده وفراموش شده درجامعه می دانند.

دکتر سید هادی معتمدی ، پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره علل وریشه های فرار نوجوانان بخصوص پسرها ازخانواده  می گوید:‹‹ حوزه آسیب پذیری پسران نسبت به دختران درجامعه کنونی ما بسیاروسیع وگسترده است››.

به عبارتی دیگرمی توان گفت : آسیب های وارد شده به دختران کمتر ازپسرهاست . زیراپسران فراری برخلاف دختران، به راحتی قابل تشخیص نیستند وبخاطر قدرت تحرک وجابجایی بالا می توانند به سادگی موردسو استفاده های گوناگون قرار گیرند.

مدیرکل دفتر پیشگیری ازآسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی عوارض ناشی ازفرار پسران را به شدت جدی دانسته وبا توجه به افزایش آمارفرارها، ازبی برنامگی دستگاه ها وسازمان های مسئول برای پیشگیری وبرخوردبا این پدیده سخن به میان می آورد.او می گوید: عوارض و  آسیب های فرار پسران چندین برابر بیشتر ازدختران است .

بنابراین ضرورت اهتمام جدی مسئولان ، متخصصان ومتولیان نهادهای دولتی وغیردولتی دراین زمینه کاملاً جدی وبا اهمیت به نظر می رسد.

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

بررسی رابطه عزت نفس با پرخاشگری در دانش آموزان 105ص

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

141985615752731

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید.

برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه


برچسب‌ها
Copyright 2018. All rights reserved.

Posted می 8, 2016 by 92 in category "تز و پایان نامه", "مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *